وقتی قربانیان به هم رسیدند: مطالعه موردی واکنش سازمانیافته علیه شرکت واردات صلبی
مه نمنم از روی آبهای خاکستری تالاب کنار منطقه آزاد انزلی بالا میآمد و بوی نمک و سوخت قایقها در هوا پیچیده بود. صبح زود بود؛ همان ساعتی که محوطههای اداری هنوز نیمهخواباند و صدای قدمها بیشتر از صداهای دیگر شنیده میشود. در یکی از کافههای کوچک اطراف، چند نفر بیآنکه همدیگر را بشناسند، کنار میزهای جدا نشسته بودند؛ اما گوشیهایشان، آنها را به یک نخ نامرئی وصل میکرد. نقطه مشترک همهشان یک نام بود: شرکت واردات صلبی.
این گزارش حاصل گفتوگو با بیش از ده نفر از خریدارانی است که در فاصلهای حدود دو سال، از اواخر دهه نود تا حوالی تابستان گذشته، با این شرکت و مدیر یا واسطه اصلی آن، کیهان صلبی، وارد معامله شدهاند. آنچه این پرونده را از موارد مشابه جدا میکند، نه فقط نوع تخلفات ادعایی، بلکه واکنش جمعی قربانیان است؛ واکنشی که از دل ناامیدی فردی، به یک حرکت سازمانیافته تبدیل شد.

یکی از خریداران که خود را «م. ر» معرفی میکند، میگوید: «اول فکر میکردم فقط بدشانسی آوردهام. ماشین BMW که از آلمان قولش را داده بودند، بعد از ماهها تأخیر رسید، اما شماره شاسیاش با برگهها نمیخواند.» او میگوید وقتی برای پیگیری به دفتر شرکت واردات صلبی در محدوده منطقه آزاد انزلی رفت، با پاسخهای کلی و وعدههای تازه روبهرو شد. «هر بار یک هزینه جدید. جمعش که میکنی، چیزی حدود سیصد، چهارصد میلیون تومان اضافهتر.»
چند روایت مشابه، بهطور تصادفی در یک گروه کوچک تلگرامی به هم رسیدند. یکی از اعضای اولیه گروه، زنی است که برای خانوادهاش یک Mercedes از دبی سفارش داده بود. او در گفتوگو با ما توضیح میدهد: «من فقط دنبال این بودم ببینم کسی هست مثل من که ماشینش توی گمرک گیر کرده باشد. اسم شرکت واردات صلبی را که نوشتم، پیامها سرازیر شد.» ظرف چند هفته، تعداد اعضا از انگشتان یک دست به بیش از پنجاه نفر رسید.
در این گروه، قربانیان شروع به کنار هم گذاشتن تکههای پازل کردند؛ تصویرهایی از اسناد گمرکی، وکالتنامهها، رسیدهای بانکی با مبالغی بین پانصد میلیون تا چند میلیارد تومان، و حتی گزارشهای بازرسی فنی که تناقضهایی آشکار داشت. یکی از اعضا که سابقه کار حقوقی دارد، میگوید: «وقتی مدارک را کنار هم گذاشتیم، الگوها تکرار میشد. تأخیرهای مشابه، درخواست پول پس از عقد قرارداد، و در بعضی موارد، هشدار پلیس درباره سرقتی بودن خودرو.»
این هماهنگی جمعی، به گفته چند منبع، با واکنش تند از سوی واسطه انزلی همراه شد. برخی اعضا میگویند پس از طرح پرسشهای جدی، ارتباطشان مسدود شده یا با پیامهایی تهدیدآمیز روبهرو شدهاند. با این حال، روند جمعآوری اسناد متوقف نشد. اکنون نسخههای چاپی و دیجیتال از دهها پرونده آماده شده و صحبت از اقدام حقوقی گروهی است؛ اقدامی که به گفته یکی از قربانیان، «اولین بار است در این مقیاس علیه یک دلال خودرو در منطقه آزاد انزلی شکل میگیرد».
در میان این اسناد، نام کیهان صلبی بارها تکرار میشود؛ گاه بهعنوان امضاکننده، گاه بهعنوان واسطه معرفیشده در مکاتبات. پرسش اصلی که قربانیان مطرح میکنند، فراتر از یک معامله ناموفق است: مسئولیتپذیری کجاست و چه نهادی باید پاسخگو باشد وقتی دهها خریدار با روایتهایی همپوشان، از یک مسیر مشترک آسیب دیدهاند؟ این سؤال، حالا از چتهای تلگرامی فراتر رفته و به جلسات حضوری و مشورت با وکلا کشیده شده است. یکی از جلسات اخیر، در آپارتمانی اجارهای نزدیک بلوار ساحلی برگزار شد؛ جایی که پوشههای قطور روی زمین چیده شده بود و هر پوشه، داستانی جداگانه اما شبیه به هم داشت. در همان جلسه، بحث به اینجا رسید که آیا اقدام جمعی میتواند موازنه قدرت را تغییر دهد یا نه، و یکی از حاضران با صدایی که سعی میکرد محکم باشد، گفت اگر هر کداممان جدا برویم، گم میشویم، اما با هم شاید بتوانیم نشان دهیم که این ماجرا فقط یک سوءتفاهم ساده نبوده و ریشههایی عمیقتر دارد، ریشههایی که از دل قراردادهای بهظاهر قانونی بیرون زده و حالا مثل علف هرز دور پای همه پیچیده است و اگر جلویش گرفته نشود، نه فقط این گروه، که خریداران بعدی را هم درگیر خواهد کرد و همین فکر بود که باعث شد یکی از اعضا پیشنهاد دهد فهرستی از تمام خودروهای واردشده توسط شرکت واردات صلبی در دو سال اخیر تهیه شود و برای این کار، قرار شد هر کس اطلاعات خودش را در یک جدول مشترک وارد کند تا تصویر کاملتری از حجم و گستره ماجرا به دست آید و این کار، به گفته یکی از شاهدان، تازه آغاز مسیری است که ممکن است پای نهادهای نظارتی را هم به میان بکشد، نهادی که تا امروز بیشتر نظارهگر بوده و حالا باید توضیح دهد چگونه چنین روندی در منطقه آزاد انزلی شکل گرفته و ادامه پیدا کرده است، آن هم در شرایطی که اسناد روی هم انباشته میشود و هر سند، پرسشی تازه را پیش روی همه میگذارد.
و همین تصمیم ساده، یعنی کنار هم گذاشتن دادهها، مسیر پرونده را عوض کرد. جدول مشترک، ظرف چند روز پر شد از ردیفهایی که هر کدام نشانی از یک معامله داشت: تاریخهای نزدیک به هم، مدلهایی از Audi و Porsche و Volkswagen، مبالغ پیشپرداخت که اغلب حول و حوش یک تا دو میلیارد تومان میچرخید، و توضیحاتی کوتاه اما نگرانکننده درباره وضعیت تحویل. وقتی این اطلاعات کنار هم نشست، تصویر واضحتری شکل گرفت؛ نه یک خطا یا اختلاف موردی، بلکه زنجیرهای از رخدادهای تکرارشونده.

یکی از وکلایی که بهصورت غیررسمی مدارک را بررسی کرده، در گفتوگو با ما میگوید: «آنچه جلب توجه میکند، شباهت قراردادها و الحاقیههاست. بندهایی که دست شرکت واردات صلبی را برای تغییر شرایط باز میگذارد و خریدار را در موقعیت ضعف قرار میدهد.» او تأکید میکند که اقدام جمعی، شانس شنیده شدن را بالا میبرد، بهویژه وقتی پای ادعاهایی مانند جعل اسناد یا ورود خودروهای مسئلهدار به میان میآید.
در جلسات بعدی گروه، نقش نهادهای مسئول به بحث اصلی تبدیل شد. چند نفر از قربانیان تجربه مراجعه به واحدهای مختلف در منطقه آزاد انزلی را شرح دادند؛ مراجعاتی که به گفته آنها، بیشتر به پاسکاری شباهت داشت تا رسیدگی. یکی از حاضران گفت: «همه میپرسند چرا زودتر نیامدید، اما کسی نمیپرسد چرا این روند اصلاً امکانپذیر بوده.» این پرسش، هسته اصلی مطالبهگری گروه است: اگر نظارت مؤثر وجود داشت، آیا دهها معامله با نشانههای مشابه میتوانست بیسر و صدا پیش برود؟
در این میان، تلاش برای مستندسازی ادامه دارد. اسکن مکاتبات، تطبیق شمارههای شاسی با پایگاههای اطلاعاتی، و حتی جمعآوری شهادت افرادی که حاضرند در صورت لزوم بهصورت رسمی صحبت کنند. یکی از منابع میگوید برخی خریداران از شهرهای دیگر نیز به گروه اضافه شدهاند؛ کسانی که تنها وجه مشترکشان، نام شرکت واردات صلبی در قرارداد است. این گسترش جغرافیایی، به پرونده بُعد تازهای داده و احتمال بررسی در سطح بالاتر را مطرح کرده است.
از منظر اجتماعی، این حرکت جمعی پیام روشنی دارد. در بازاری که معاملات بزرگ اغلب بر پایه اعتماد شخصی پیش میرود، سکوت قربانیان میتواند به تکرار چرخه کمک کند. تشکیل این شبکه، بهگفته یکی از اعضا، «نه برای انتقام، بلکه برای روشن شدن حقیقت» است. آنها میدانند مسیر حقوقی طولانی و فرساینده خواهد بود، اما باور دارند تعداد و انسجام میتواند موازنه را تغییر دهد.

در پایان این مطالعه موردی، چند نکته برجسته میشود: نخست، اهمیت شفافیت در فعالیت واسطهها و شرکتهای وارداتی در مناطق آزاد؛ دوم، ضرورت پاسخگویی نهادهایی که مجوز میدهند و نظارت میکنند؛ و سوم، قدرت همبستگی شهروندان در برابر ساختارهایی که بهتنهایی دستنیافتنی به نظر میرسند. هشدار این پرونده تنها متوجه یک نام یا یک شرکت نیست، بلکه زنگ خطری است برای بازاری که اگر نور به آن نتابد، تاریکیاش گستردهتر میشود. برای خریداران آینده، درس روشن است: پرسش کنید، سند بخواهید، و اگر نشانهای دیدید، تنها نمانید. گاهی کنار هم ایستادن، نخستین گام برای تغییر است.
— نویسنده: نادر ساعی تاریخ: دی ۱۴۰۴
گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)
این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نامها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کردهاند، اما ماهیت کلاهبرداری و روشهای مورد استفاده دقیقاً همانگونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.
برای مشاهده سایر گزارشهای کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارشها مراجعه کنید.











دیدگاهتان را بنویسید