مقدمه و زمینه
آیا ممکن است یک خودرو، با یک شماره شاسی یکتا، در یک صبح پاییزی، همزمان در دو باجه ثبت پلاک ظاهر شود؟ این پرسش بلاغی نه بازی با کلمات، بلکه نقطه شروع تحقیقی است که از اوایل آبان ۱۴۰۳ و از راهروی باریک یکی از مراکز شمارهگذاری شمال کشور کلید خورد؛ جایی که دو خریدار، هر دو با پروندهای قطور و ظاهراً بینقص، برای ثبت یک Mercedes-Benz GLC 2023 مراجعه کردند و ناگهان دستگاه خوانش شماره شاسی هشدار داد: تطابق کامل با پروندهای دیگر.
صحنه، بهگفته یکی از کارکنان که با نام مستعار «م. الف» حاضر به صحبت شد، «ساکت و سنگین» بود. روی میز، دو برگ گواهی مبدأ با مهر ارمنستان، دو قبض انبار متفاوت، و یک شماره شاسی یکسان. همین تضاد، پرده از سازوکاری برداشت که ماهها در منطقه آزاد انزلی جریان داشت؛ سازوکاری که به حلقه خودروهای کپیشده شهرت یافت. در این میان، نام واسطه انزلی بارها در مکاتبات، قراردادها و گفتوگوهای غیررسمی تکرار میشود؛ واسطهای که خریداران او را با نامهای مختلفی میشناسند، از جمله کیهان صلبی و شرکت واردات صلبی.
منطقه آزاد انزلی، با معافیتهای گمرکی و مسیرهای ترانزیتی کوتاه به قفقاز، سالهاست بستر ورود خودروهای خارجی بوده است. پس از محدودیتهای وارداتی دهه گذشته، هر روزنه قانونی، به بازاری داغ تبدیل شد؛ بازاری که در آن، یک پرونده سالم میتوانست الگوی تکثیر شود. از اواخر تابستان ۱۴۰۳، گزارشهایی پراکنده از خریدارانی به دست ما رسید که هر کدام مدعی بودند خودرویشان «همزاد» دارد. نخستین تماس، ۲۱ شهریور ۱۴۰۳، از سوی مردی اهل رشت بود که بابت یک GLC مبلغ ۸ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان پرداخت کرده و سند ترخیص شماره ۹۳/۴۵۲۱ مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۲ را در دست داشت. او میگفت در پیامرسانها توسط واسطه انزلی مسدود شده است.
این گزارش بر پایه بررسی ۱۷ پرونده خرید، سه بازدید میدانی از پارکینگهای حاشیه منطقه آزاد انزلی، و تحلیل مجموعهای از اسناد شامل بارنامههای دریایی، وکالتنامهها و بیمهنامههای ترانزیت شکل گرفته است. اهمیت تحقیق نه فقط در افشای یک تخلف، بلکه در نشان دادن الگویی است که میتواند اعتماد عمومی به فرآیند واردات را متزلزل کند. در این مرحله، هنوز همه ابعاد آشکار نشدهاند؛ اما آنچه مسلم است، حجم مالی گردشیافته—حداقل ۴۲ میلیارد تومان تا مهر ۱۴۰۳—و شمار خودروهایی است که با یک هویت مشترک، در مسیرهای مختلف توزیع شدهاند.
یافتههای تحقیقاتی
بر اساس یافتههای اولیه، هسته اصلی تخلف بر «تکثیر اسناد» استوار بوده است؛ روشی که در آن، مدارک یک خودروی واردشده بهصورت قانونی از ارمنستان، برای ثبت چند خودروی دیگر—اغلب سرقتی یا بازسازیشده—بهکار رفته است. نقطه شروع، ورود یک Mercedes-Benz GLC 2023 به منطقه آزاد انزلی در اواخر مرداد ۱۴۰۳ است. این خودرو با بارنامه شماره ۷۸۱/AR-GLC و قبض انبار مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۹ وارد شده و حقوق ورودی آن به مبلغ ۱ میلیارد و ۳۲۰ میلیون تومان پرداخت شده است. اسناد کامل، تمیز و قابل دفاع بودهاند؛ همان چیزی که یک شبکه کپیساز به آن نیاز دارد.
گام بعدی، بهگفته یکی از مطلعان گمرکی، اسکن و بازتولید حرفهای مدارک بوده است. در پوشهای که از دفتر واسطه انزلی به دست آمد—پوشهای قهوهای با برچسب «GLC-23»—پنج نسخه گواهی مبدأ با شمارههای سریالی متفاوت اما محتوای یکسان وجود داشت. تفاوتها جزئی بود: تغییر نام خریدار، جابهجایی تاریخها در بازهای دهروزه، و مهرهایی که با دقتی وسواسگونه بازسازی شده بودند. یکی از این گواهیها تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۸ را نشان میداد و دیگری ۱۴۰۳/۰۶/۱۶، در حالی که شماره شاسی در همه آنها ثابت بود.
مسیر توزیع خودروهای کپیشده نیز الگوی مشخصی داشت. خودروهای هدف، اغلب از مسیرهای غیررسمی وارد شده یا از خودروهای آسیبدیده بازسازیشده در حاشیه شهرهای مرزی بودند. پس از تطبیق ظاهری—تعویض پلاک موقت، پولیش بدنه، و پاکسازی آثار تصادف—پرونده تکثیرشده به آنها الصاق میشد. قراردادهای فروش، که به نام شرکت واردات صلبی یا اشخاص واسطه تنظیم میشد، مبالغی بین ۸ تا ۹ میلیارد تومان را ثبت کردهاند. یکی از قراردادها، شماره ۱۴۰۳/ق-۱۱۲، مبلغ ۸ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان را نشان میدهد که ۶۰ درصد آن نقداً دریافت شده است.

نخستین ترک در این سازوکار، همان برخورد دو خریدار در مرکز شمارهگذاری بود. بررسی داخلی پلیس راهور نشان داد حداقل پنج خودرو با یک شماره شاسی در سامانه ثبت شدهاند. این یافته با اسناد ما همخوانی دارد: پنج بیمهنامه ترانزیت با کدهای متفاوت اما مشخصات فنی یکسان، و پنج وکالتنامه که همگی در یک دفترخانه در بازه ۱۴۰۳/۰۶/۱۰ تا ۱۴۰۳/۰۶/۱۸ تنظیم شدهاند. نام کیهان صلبی در دو وکالتنامه بهعنوان معرف معامله ذکر شده است.
در کنار اسناد، رد پول نیز روایت را تکمیل میکند. بررسی سه حساب بانکی که بهطور غیرمستقیم به واسطه انزلی مرتبطاند، نشان میدهد در فاصله ۲۵ روز، مبالغی جمعاً معادل ۳۱ میلیارد تومان بهصورت واریزهای خرد اما منظم وارد شده و سپس به حسابهای دیگری منتقل شده است. این الگو، با زمانبندی تحویل خودروها همپوشانی دارد. یافتهها هنوز در مرحله اولیهاند، اما تصویر کلی روشن است: یک خودرو، یک هویت، و چندین واقعیت موازی که در خیابانهای شمال کشور به حرکت درآمدهاند.
تحلیل مستندات
ورود به لایه اسناد، همانجایی است که روایتهای شفاهی رنگ میبازند و اعداد و مهرها شروع به حرف زدن میکنند. در این مرحله از تحقیق، مجموعهای متشکل از ۲۳ سند مالی، ۹ قرارداد فروش، ۵ وکالتنامه و ۷ برگ مرتبط با ترخیص گمرکی بررسی شده است؛ اسنادی که همگی بهنحوی به پرونده Mercedes-Benz GLC 2023 و فعالیت واسطه انزلی در منطقه آزاد انزلی گره خوردهاند. نخستین نکته، ناهمخوانی زمانی میان تاریخهای درجشده در قراردادها و تاریخهای واقعی جابهجایی پول است؛ شکافی که تنها با دستکاری هدفمند قابل توضیح است.
قرارداد پایه، که مبنای تکثیر قرار گرفته، قراردادی است به شماره ۱۴۰۳/ق-۱۰۵ مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۳۰، منعقده میان شرکت واردات صلبی و نخستین خریدار. مبلغ کل معامله ۸ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان درج شده و در بند چهارم، تعهد تحویل ظرف ۲۰ روز کاری قید شده است. این قرارداد، در ظاهر، بیاشکال است. اما چهار قرارداد دیگر با شمارههای ۱۴۰۳/ق-۱۰۸، ۱۴۰۳/ق-۱۱۲، ۱۴۰۳/ق-۱۱۵ و ۱۴۰۳/ق-۱۱۹، همگی به همان مشخصات فنی، همان شماره شاسی، و همان بندهای حقوقی اشاره دارند؛ تنها تفاوت، نام خریدار و مبلغ نهایی است که تا ۹ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است. این افزایش، بدون تغییر در تعهدات فروشنده، نشانهای از گرانفروشی پنهان و بازی با تقاضای بازار است.
در حوزه پرداختها، رسیدهای بانکی تصویر دقیقتری ارائه میدهند. برای نمونه، در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۴، مبلغ ۲ میلیارد تومان بهعنوان پیشپرداخت از حسابی به نام «م. ر.» به حسابی واسطهای واریز شده که دو روز بعد، ۱ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان آن به حساب دیگری منتقل شده است. این حساب دوم، طبق استعلام غیررسمی، با یکی از نزدیکان کیهان صلبی ارتباط داشته است. همین الگو در چهار پرداخت دیگر نیز تکرار میشود: واریز خرد، تجمیع موقت، و خروج سریع پول. مجموع این تراکنشها، تنها در بازه ۱۴۰۳/۰۶/۰۱ تا ۱۴۰۳/۰۶/۲۵، به ۳۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان میرسد.
اسناد گمرکی، بخش حساستر پروندهاند. پروانه واردات شماره ۲۱/آ-۹۸۷ مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸، تنها یکبار صادر شده است. با این حال، پنج نسخه کپیشده از آن در پروندههای مختلف وجود دارد که هر کدام با قبض انبار متفاوتی جفت شدهاند. بررسی مهرها نشان میدهد که در سه نسخه، ضخامت جوهر مهر با نسخه اصلی تفاوت دارد و تاریخها با قلمی متفاوت اصلاح شدهاند. در یکی از این اسناد، تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۱۲ بهوضوح روی تاریخ قبلی نوشته شده است. این دستکاریها، با ادعای واسطه انزلی مبنی بر «اشتباه اداری» همخوانی ندارد.
برای روشنتر شدن توالی رویدادها، جدول زمانی مبتنی بر اسناد بهشرح زیر ترسیم شده است:
- ۱۴۰۳/۰۵/۲۹: ورود خودروی مرجع به منطقه آزاد انزلی و صدور قبض انبار به مبلغ انبارداری ۴۵ میلیون تومان.
- ۱۴۰۳/۰۵/۳۰: انعقاد قرارداد نخست با مبلغ ۸ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان.
- ۱۴۰۳/۰۶/۰۴ تا ۱۴۰۳/۰۶/۱۸: واریزهای پیشپرداخت چهار خریدار دیگر، جمعاً ۲۲ میلیارد تومان.
- ۱۴۰۳/۰۶/۱۰ تا ۱۴۰۳/۰۶/۱۸: تنظیم پنج وکالتنامه در یک دفترخانه مشخص، با فاصلههای دو تا سه روزه.
- ۱۴۰۳/۰۶/۲۱: نخستین مراجعه برای ثبت پلاک و ثبت تطابق شماره شاسی در سامانه.

شبکه ارتباطات مالی نیز محدود به حسابهای بانکی نیست. بررسی پیامهای تأیید پرداخت نشان میدهد که هماهنگیها از طریق دو شماره تماس ثابت انجام میشده که هر دو به نام اشخاص ثالث ثبت شدهاند. در چند پیام، از عنوان «آقای صلبی» برای هماهنگی نهایی تحویل استفاده شده است. این واسطهگری چندلایه، ردیابی مستقیم را دشوار میکند اما الگوی تکرار شونده ارتباطات، نقش محوری دلال خودرو را پررنگ میسازد.
مقایسه ادعاهای فروشنده با واقعیت مستند، شکاف عمیقی را نشان میدهد. ادعا شده بود که هر خودرو مسیر ترخیص مستقل دارد و هزینههای گمرکی متفاوت است؛ در حالی که اسناد نشان میدهد هزینه ترخیص در همه پروندهها رقم ثابت ۱ میلیارد و ۳۲۰ میلیون تومان است. این ثبات، در بازاری با نوسان هزینهها، تنها زمانی ممکن است که یک پرونده بهطور مکانیکی بازتولید شده باشد. همین تناقضها، بدون آنکه هنوز به جمعبندی برسیم، نشان میدهد که اسناد نه فقط ابزار معامله، بلکه خودِ صحنه جرم بودهاند.
شهادت قربانیان
شهادت اول: «حمید م.»، ۴۷ ساله، پیمانکار ساختمانی از رشت

حمید م. مردی است با دستهایی زمخت و صدایی آرام که عادت دارد قبل از پاسخ، چند ثانیه مکث کند. پرونده او یکی از نخستین مواردی است که در اوایل مهر ۱۴۰۳ به این تحقیق اضافه شد. او برای خرید یک Mercedes-Benz GLC 2023 از مسیر ارمنستان، به توصیه یکی از آشنایان قدیمیاش، با واسطه انزلی تماس گرفته بود. قرارداد فروش به شماره ۱۴۰۳/ق-۱۰۸ مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶ تنظیم شد و مبلغ کل معامله ۸ میلیارد و ۷۸۰ میلیون تومان قید گردید. حمید میگوید ۵ میلیارد تومان را طی دو مرحله واریز کرده؛ آخرین واریز در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ انجام شده است.
او روایت میکند که تحویل خودرو با تأخیر همراه شد و هر بار بهانهای تازه مطرح میشد؛ از شلوغی گمرک گرفته تا نقص در بازرسی فنی. نقطه عطف برای حمید، مراجعه به مرکز شمارهگذاری در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۲۲ بود؛ جایی که مأمور مربوطه از او خواست منتظر بماند و سپس اعلام کرد شماره شاسی خودرو با پروندهای دیگر تطابق دارد. حمید در نقلقولی مستقیم میگوید: «برگهها را جلویم گذاشتند و گفتند این شماره قبلاً ثبت شده. همانجا فهمیدم پای یک اشتباه ساده در میان نیست.»
تأثیر مالی این ماجرا برای او سنگین بوده است. بخشی از سرمایه در گردش پروژه ساختمانیاش قفل شده و ناچار شده پرداخت دستمزد کارگران را به تعویق بیندازد. از نظر روانی، او میگوید هر تماس ناشناس، ذهنش را به همان روز در مرکز شمارهگذاری برمیگرداند؛ جایی که احساس کرد کنترل اوضاع از دستش خارج شده است.
شهادت دوم: «فاطمه ر.»، ۳۹ ساله، صاحب فروشگاه پوشاک از انزلی
پرونده فاطمه ر. وجه دیگری از ماجرا را نشان میدهد. او در نیمه دوم شهریور ۱۴۰۳، با هدف استفاده شخصی و تبلیغاتی، اقدام به خرید همان مدل خودرو کرد. قرارداد شماره ۱۴۰۳/ق-۱۱۲ مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۱۲ با مبلغ ۹ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به نام او ثبت شد. فاطمه میگوید بخش عمده پول را از محل فروش یک ملک کوچک تأمین کرده است.

او نخستین بار زمانی به مشکل برخورد که برای دریافت پلاک موقت مراجعه کرد و از او خواسته شد مدارک بیشتری ارائه دهد. چند روز بعد، تماس رسمی دریافت کرد که خودرو باید برای بررسی بیشتر توقیف شود. فاطمه در گفتوگویی که با ما داشت، میگوید: «وقتی گفتند مشخصات این ماشین با چهار پرونده دیگر یکی است، احساس کردم زمین زیر پایم سست شد. تمام حساب و کتابهایم بههم ریخت.»
او از رفتار واسطه انزلی نیز میگوید؛ اینکه پس از طرح پرسشهای جدی، دسترسیاش در شبکههای اجتماعی مسدود شد و تماسها بیپاسخ ماند. فشار مالی باعث شده برنامه توسعه فروشگاهش متوقف شود و از نظر روانی، به گفته خودش، اعتمادش به هر معامله بزرگ از بین رفته است. او اکنون با وکیلی در رشت در حال تنظیم شکایت مشترک است.
شهادت سوم: «مسعود ک.»، ۵۵ ساله، بازنشسته بندر از بندرانزلی
مسعود ک. با صدایی خسته اما شمرده صحبت میکند. او پسانداز سالها کارش را برای خرید یک خودروی مطمئن کنار گذاشته بود. قرارداد او به شماره ۱۴۰۳/ق-۱۱۵ مورخ ۱۴۰۳/۰۶/۱۴، مبلغ ۸ میلیارد و ۶۵۰ میلیون تومان را نشان میدهد. خودرو بهطور فیزیکی به او تحویل شد، اما پیش از آنکه بتواند کارهای ثبت را کامل کند، پلیس به دلیل مغایرت اسناد، خودرو را متوقف کرد.
او در نقلقولی مستقیم میگوید: «به من گفتند این ماشین هویت مشخصی ندارد. یعنی روی کاغذ یک چیز است و در واقعیت چیز دیگر.» مسعود میگوید مجبور شده برای پیگیری حقوقی، بخشی از مستمریاش را صرف هزینههای دادرسی کند. اضطراب ناشی از بلاتکلیفی، او را به مراجعه مکرر به پزشک کشانده و فضای خانهاش را ملتهب کرده است.
پیامدهای حقوقی
پرونده حلقه خودروهای کپیشده، از منظر حقوقی، در چند سطح قابل بررسی است و هر سطح پیامدهای متفاوتی برای متهمان و قربانیان دارد. در حال حاضر، دستکم سه شکایت رسمی در دادسرای عمومی و انقلاب رشت ثبت شده که همگی به معاملات انجامشده در منطقه آزاد انزلی اشاره دارند. یکی از این شکایتها، به شماره ثبت ۱۴۰۳/۷۸۹۲، مستقیماً نام کیهان صلبی را بهعنوان واسطه معرفی میکند.
از نظر قوانین کیفری، اتهامات محتمل شامل جعل اسناد رسمی، استفاده از سند مجعول، کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع است. مطابق مواد مرتبط در قانون مجازات اسلامی، جعل اسناد رسمی میتواند مجازاتی تا ده سال حبس به همراه جزای نقدی معادل مال تحصیلشده داشته باشد. در بعد گمرکی، ارائه اسناد نادرست برای ترخیص، طبق قانون امور گمرکی، علاوه بر ضبط کالا، جریمهای تا سه برابر ارزش خودرو را در پی دارد. با توجه به ارزش هر Mercedes-Benz GLC 2023، این رقم میتواند از ۲۵ میلیارد تومان فراتر رود.
اقدامات اولیه قضایی شامل توقیف موقت خودروهای شناساییشده و استعلام از گمرک و پلیس راهور بوده است. همچنین، حسابهایی که در بخش تحلیل مستندات به آنها اشاره شد، تحت رصد قرار گرفتهاند. یکی از منابع قضایی میگوید بررسی جریان پول، به دلیل استفاده از حسابهای واسطهای، زمانبر است اما مسیر کلی مشخص شده است.

برای قربانیان، راههای پیگیری محدود به شکایت کیفری نیست. آنها میتوانند از مسیر حقوقی نیز برای مطالبه خسارت اقدام کنند؛ از جمله ابطال قراردادهای صوری و درخواست استرداد وجوه پرداختی بههمراه خسارت تأخیر. در عین حال، قوانین منطقه آزاد انزلی، مسئولیت نظارتی سازمان منطقه را نیز مطرح میکند؛ موضوعی که میتواند پای نهادهای نظارتی را به پرونده باز کند.
در این مرحله، آنچه وضعیت را پیچیدهتر میکند، تعدد پروندهها و همپوشانی اسناد است. هر اقدام قضایی، به سندی ارجاع میدهد که در پروندهای دیگر نیز استفاده شده است. این درهمتنیدگی حقوقی، روند رسیدگی را کند کرده اما در عین حال، ابعاد شبکهای تخلف را آشکارتر میسازد؛ شبکهای که بررسی آن هنوز در جریان است و سؤالات بیپاسخ فراوانی پیش روی دستگاه قضایی و قربانیان گذاشته است.
نتیجهگیری و هشدار
وقتی قطعات پراکنده این تحقیق کنار هم قرار میگیرند—از اسناد تکثیرشده و قراردادهای همسان گرفته تا روایتهای متقاطع قربانیان—تصویری شکل میگیرد که دیگر نمیتوان آن را به «خطای موردی» یا «سوءتفاهم اداری» فروکاست. حلقه خودروهای کپیشده، آنگونه که در پرونده Mercedes-Benz GLC 2023 با مبدأ ارمنستان دیده شد، نشان میدهد چگونه یک هویت حقوقی سالم میتواند بارها بازتولید شود و در هر بار، سرمایه و امنیت روانی خریداران را هدف بگیرد. این الگو، با محوریت فعالیت واسطه انزلی و نامهایی چون کیهان صلبی و شرکت واردات صلبی، نه تنها اعتماد بازار را مخدوش کرده، بلکه فرآیندهای رسمی را نیز به چالش کشیده است.
برآورد محافظهکارانه خسارات، بر پایه پرداختهای مستند، از رقمی فراتر از ۴۲ میلیارد تومان حکایت دارد؛ رقمی که صرفاً به پولهای واریزشده محدود نیست. هزینههای جانبی—از حقالوکاله و دادرسی تا افت ارزش داراییها و توقف فعالیتهای اقتصادی—به این عدد افزوده میشود. در سطح فردی، قربانیان با بلاتکلیفی طولانیمدت مواجهاند؛ خودروهایی که توقیف شدهاند، قراردادهایی که در هوا معلق ماندهاند، و حسابهایی که نقدینگیشان قفل شده است. در سطح کلانتر، لطمه به اعتبار منطقه آزاد انزلی و سازوکار واردات، پیامدی است که اثراتش به مراتب فراتر از این پرونده خواهد بود.
این گزارش، هشداری روشن به عموم مردم است: بازار خودروهای وارداتی، بهویژه در مسیرهای مرزی، بدون راستیآزمایی چندلایه، میتواند به میدان مین بدل شود. توصیه عملی نخست، استعلام مستقل و همزمان از چند مرجع است؛ تطبیق شماره شاسی با سامانههای پلیس راهور، بررسی اصالت پروانه واردات و گواهی مبدأ، و کنترل تاریخها و مهرها پیش از هر پرداخت سنگین. دوم، پرهیز از پیشپرداختهای بالا پیش از تحویل قطعی و ثبت اولیه است؛ قراردادهایی که تعهد تحویل کوتاهمدت میدهند اما ضمانت اجرایی ندارند، زنگ خطرند. سوم، استفاده از وکلای متخصص در معاملات وارداتی، نه پس از بروز مشکل، بلکه پیش از امضای نخستین برگ.
در برابر مسئولان و نهادهای نظارتی نیز مطالبهای مشخص وجود دارد. تقویت نظارت بر دفاتر ترخیص، همسانسازی برخط سامانههای گمرک و شمارهگذاری، و حسابرسی دقیق حسابهای واسطهای، اقداماتی فوریاند. سازمان منطقه آزاد انزلی، بهعنوان متولی، باید سازوکاری شفاف برای پاسخگویی و پیشگیری ارائه دهد؛ نه صرفاً واکنش پس از افشا. همچنین، اعلام عمومی نتایج رسیدگیها و برخورد قاطع با جعل اسناد، پیامی بازدارنده به شبکههایی میفرستد که بر ابهام و تأخیر حساب باز کردهاند.
پیام نهایی این گزارش صریح است: اسناد، اگرچه کاغذیاند، اما سرنوشت واقعی آدمها را رقم میزنند. وقتی یک شماره شاسی پنج بار زندگی میکند، یعنی نظارت یک بار کم آمده است. افشاگری، پایان راه نیست؛ آغاز مسئولیت جمعی است. تا زمانی که شفافیت جای ابهام را نگیرد و پاسخگویی به قاعده بدل نشود، این حلقهها میتوانند با نامها و مسیرهای تازه بازتولید شوند. این بار، نشانهها ثبت شد؛ نوبت اقدام است.
— نویسنده: بهروز کریمی تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۹/۰۲











دیدگاهتان را بنویسید