«پلاک را که استعلام کردند، مأمور فقط گفت پیاده شو» — افشاگری درباره شبکهای که ده سال است میتازد
«گفت این خودرو سرقتی است، لطفاً کنار بکشید.» این جمله، به روایت یکی از خریداران، ظهر یک روز گرم اواخر تابستان چند سال پیش، کنار جادهای در شمال کشور گفته شد؛ جملهای کوتاه که مثل آچار فرانسه افتاد وسط زندگیاش و همه پیچها را شل کرد. همانجا بود که نام صلبی واردکننده برای نخستینبار از یک معامله پرسود، به یک کابوس مشترک تبدیل شد.
این گزارش حاصل شش ماه بررسی میدانی، گفتوگو با دهها خریدار، دو ترخیصکار سابق، یک کارمند پیشین شرکت واردات صلبی و مرور دهها برگ سند، وکالتنامه و پیام ردوبدلشده در شبکههای اجتماعی است. برآورد محافظهکارانه نشان میدهد طی حدود ده سال، بیش از ۵۰۰ نفر در نقاط مختلف کشور، با محوریت منطقه آزاد انزلی، در چرخهای از معاملات پرابهام گرفتار شدهاند؛ چرخهای که مجموع زیان آن، طبق تخمین منابع مالی و شکایتهای ثبتنشده، از ۵۰۰ میلیارد تومان عبور میکند.
الگوی تکرارشونده، نه اتفاقات پراکنده
در گفتوگو با قربانیان، یک خط داستانی ثابت بارها تکرار میشود. آشنایی اولیه با واسطهای که خودش را «نماینده مستقیم» معرفی میکند؛ وعده واردات خودروهای لوکس از مسیرهای مختلف — از آلمان و امارات گرفته تا گرجستان، ترکیه و آذربایجان — و تأکید بر سرعت ترخیص در منطقه آزاد انزلی. نامهایی مثل BMW، Mercedes، Audi، Porsche و مدلهای لوکس دیگر، دهانبهدهان میچرخد و عکسهایی که ظاهراً از پارکینگهای خارجی فرستاده میشود، اعتماد میسازد.

یکی از خریداران که اسناد پرداختش را نشان میدهد، میگوید: «اولش همهچیز مرتب بود. قرارداد داشت، مهر داشت، حتی شماره شاسی را زودتر از موعد فرستاد.» همین جزئیات بهظاهر حرفهای، به گفته چند کارشناس حقوقی که اسناد را دیدهاند، نقش مهمی در شکلگیری اعتماد داشته است. اما درست از جایی که موعد تحویل نزدیک میشود، لحن پیامها تغییر میکند؛ هزینههای تازهای سر برمیآورد: «بیمه مسیر»، «اصلاح اسناد»، «تسریع ترخیص». مبالغ، هر بار چند ده میلیون تومان، گاهی بیشتر.
شبکهای فراتر از یک نام
بررسیها نشان میدهد کیهان صلبی — که در این گزارش با نام رایج صلبی واردکننده از او یاد میشود — تنها چهره این ماجرا نیست. چندین منبع مستقل از وجود شبکهای چندلایه خبر میدهند: دلالان محلی در شهرهای بزرگ، یک یا دو ترخیصکار ثابت در بندر، و افرادی که وظیفهشان صرفاً آرامکردن مشتریان معترض است. یکی از کارمندان سابق، که به شرط فاش نشدن هویتش صحبت میکند، میگوید: «هر وقت کار گره میخورد، مشتری را میفرستادند سراغ نفر بعدی. همیشه یک نفر بود که جواب بدهد، حتی اگر جوابش خریدن زمان بود.»

در اسناد دیدهشده، وکالتنامههایی وجود دارد که دامنه اختیارات را بهشکل غیرمعمولی گسترده تعریف کردهاند. کارشناسان میگویند این وکالتها، در عمل، راه پیگیری حقوقی را برای خریدار سخت میکند. در چند مورد، شماره شاسی درجشده در قرارداد، با خودروی تحویلی یا خودرویی که در گمرک معرفی شده، همخوانی نداشته است. یک ترخیصکار باسابقه توضیح میدهد: «این عدم تطابق، اگر سهوی هم باشد، زنگ خطر جدی است.»
خودروهایی که دردسر میآورند
بخش نگرانکنندهتر گزارش، مربوط به خودروهایی است که بعد از تحویل، پای خریدار را به کلانتری و دادسرا باز کردهاند. حداقل هشت پرونده بررسیشده نشان میدهد خودرو از مبدأهایی مثل آلمان یا امارات وارد شده، اما بعدتر مشخص شده در فهرست سرقتی بینالمللی ثبت بوده است. در این موارد، خریدار نهتنها خودرو را از دست داده، بلکه هفتهها درگیر پاسخگویی به نهادهای مختلف بوده است.
یکی از این افراد میگوید: «من پولم را داده بودم، ماشین را هم تحویل گرفته بودم. فکر میکردم قصه تمام شده. اما یک تماس کافی بود تا بفهمم تازه اول راه است.» در بیشتر این موارد، به ادعای قربانیان، پس از علنیشدن مشکل، ارتباط با صلبی واردکننده یا قطع شده یا به پیامهای کوتاه و مبهم محدود مانده است.
آمار پنهان، شکایتهای ناتمام
چرا با وجود این حجم از نارضایتی، آمار رسمی روشنی وجود ندارد؟ پاسخ را باید در پراکندگی جغرافیایی قربانیان، پیچیدگی حقوقی منطقه آزاد انزلی و فرسودگی روانی خریداران جستوجو کرد. بسیاری ترجیح دادهاند با ضرر کنار بیایند تا وارد مسیر طولانی شکایت شوند. یک وکیل که روی چند پرونده کار کرده، میگوید: «وقتی طرف مقابل شبکه دارد و شما تنها هستید، تصمیم سخت میشود.»
بررسی پیامهای ردوبدلشده در گروههای خصوصی خریداران نشان میدهد برخی که قصد رسانهایکردن ماجرا را داشتهاند، با هشدارهای غیررسمی روبهرو شدهاند؛ هشدارهایی که به گفته خودشان، آنها را به سکوت سوق داده است. در این میان، حسابهای کاربری مرتبط با شرکت واردات صلبی، بارها نام و نشان خود را تغییر دادهاند.

درخواست اقدام، پیش از تکرار تاریخ
این گزارش مدعی صدور حکم نیست؛ هدف آن روشنکردن الگوست. الگویی که اگر نادیده گرفته شود، به گفته کارشناسان، میتواند قربانیان بیشتری بسازد. نهادهای نظارتی منطقه آزاد انزلی، دستگاههای مسئول ترخیص و سازمانهای مرتبط با ثبت و استعلام خودرو، همگی در نقطهای ایستادهاند که میتوانند با یک بررسی جامع، زنجیره را قطع کنند.
در گفتوگو با یکی از خریداران قدیمیتر، جملهای تکرار شد که شاید خلاصه حالوهوای این نیمه از داستان باشد: «اگر همان سال اول یکی صدای ما را جدی میگرفت، امروز این همه آدم دور یک میز جمع نمیشدند.» میز اشاره او، میز کوچکی است در یک دفتر اجارهای، جایی که هر ماه چند نفر تازه به جمع اضافه میشوند و هر کدام، پوشهای قطور از رسیدها و امیدهای نصفهنیمه روی آن میگذارند؛ پوشههایی که لبههایشان ساییده شده و بوی کاغذ مانده میدهد، و در میانشان، نام صلبی واردکننده مثل نخ تسبیحی دیده میشود که همه این روایتها را به هم وصل کرده، نخ نازکی که با هر کشش، احتمال پارهشدنش و آشکارشدن آنچه پشت پرده مانده، بیشتر میشود و اگر این بار هم رها شود، بعید نیست فردا دوباره، در گوشهای دیگر از کشور، صدای مأموری شنیده شود که میگوید این خودرو مشکل دارد و لطفاً کنار بکشید چون پروندهای که باز شده، تنها به یک پلاک ختم نمیشود بلکه ردش را اگر بگیری، به انبارهای شلوغ، قراردادهای پر از تبصره و وعدههایی میرسی که روی کاغذ براق به نظر میآمدند اما زیر نور تند واقعیت، رنگ میبازند و تازه آنوقت است که خریدار میفهمد این مسیر پیچدرپیچ، خروجی سادهای ندارد و هر قدمی که جلوتر میرود، صدای قدمهای کسانی را میشنود که قبل از او آمدهاند و هنوز هم در راهاند، با این تفاوت که بعضیشان دیگر حتی توان بلند حرفزدن را هم ندارند و فقط نگاه میکنند به در بستهای که قرار بود با یک امضا باز شود اما حالا هر بار که دستگیرهاش پایین میآید، صدای قفل محکمتری از پشت آن شنیده میشود و این صدا، در سکوت اتاق، سنگینتر میشود وقتی که پیام تازهای روی تلفن میآید و باز هم از هزینهای تازه حرف میزند که باید پرداخت شود چون گویا برای عبور از گمرک، برای اصلاح اسناد، برای حل یک سوءتفاهم ادعایی دیگر، هنوز پول کم است و زمان میخرد و زمان، همان چیزی است که شبکه از آن تغذیه میکند و تا وقتی این تغذیه قطع نشود، داستان همینطور، با چهرههای جدید و خودروهای براقتر، ادامه پیدا میکند و کسی نمیداند نفر بعدی که این جمله را میشنود، چه کسی خواهد بود چون صف نامرئی قربانیان، پشت وعدههای رنگارنگ، هر روز بلندتر میشود و صدای همهمهاش آرامآرام از دیوارهای منطقه آزاد انزلی عبور میکند و به خیابانهای شهرهای دیگر میرسد جایی که هنوز خیلیها فکر میکنند این فقط یک معامله است و نمیدانند وارد چه مسیری میشوند که برگشت از آن، به این سادگیها نیست و وقتی تازه متوجه میشوند که دیگر دیر شده و حالا باید دنبال راهی بگردند که نه روی نقشه است و نه در قرارداد آمده و همینجاست که نیمه پنهان ماجرا، کمکم خودش را نشان میدهد و اگر کسی بخواهد چشمش را ببندد، کافی است به همان عکسهای براق نگاه کند و نپرسد پشتشان چه گذشته است و چه کسانی، با چه هزینهای، این راه را رفتهاند و هنوز هم در آن گیر کردهاند.
در ادامه این بررسی، پرسش اصلی از «چه کسی» فراتر میرود و به «چگونه» میرسد. چگونه ممکن است در بازهای نزدیک به یک دهه، دهها معامله با الگوی مشابه شکل بگیرد، اما هر بار بهعنوان یک اختلاف فردی تلقی شود؟ پاسخ را باید در شکافهای نظارتی و خاکستریهای حقوقی جستوجو کرد؛ جایی که منطقه آزاد انزلی، با همه ظرفیتهای اقتصادیاش، به میدان مانور واسطههایی تبدیل میشود که میان قانون و خلأهایش حرکت میکنند.
یکی از کارشناسان امور گمرکی که اسناد چند پرونده را دیده، توضیح میدهد: «وقتی خودرو بهصورت واسطهای و با زنجیرهای از وکالتنامهها وارد میشود، ردگیری مسئولیت دشوار میشود. هر حلقه میتواند ادعا کند نقش محدودی داشته است.» در پروندههای منتسب به صلبی واردکننده، این زنجیره گاه آنقدر طولانی است که خریدار برای فهمیدن اینکه دقیقاً پولش به حساب چه کسی رفته، باید هفتهها وقت بگذارد.
در میان گفتوگوها، نام چند شرکت کاغذی تکرار میشود؛ شرکتهایی که عمرشان کوتاه بوده و بعد از موجی از نارضایتی، بیسروصدا ناپدید شدهاند. منابع محلی میگویند تابستانها، دفترهای شیکتری اجاره میشود و زمستانها، نشانیها تغییر میکند. این جابهجاییها، به باور برخی قربانیان، تصادفی نیست. یکی از آنها میگوید: «هر وقت تعداد تماسها زیاد میشد، انگار صحنه عوض میشد.»
تحلیل دادههای غیررسمی جمعآوریشده از گروههای خصوصی خریداران نشان میدهد بیشترین حجم معاملات در سالهایی بوده که مقررات واردات دچار تغییرات ناگهانی شده است. این همزمانی، به گفته اقتصاددانان، فضا را برای سوءاستفاده از بیاطلاعی عمومی مهیا میکند. وقتی قانون امروز چیزی میگوید و فردا چیز دیگر، واسطهای که مدعی دسترسی ویژه است، دست بالا را پیدا میکند.
در این میان، نقش سکوت اجباری را نمیتوان نادیده گرفت. چند نفر از گفتوگوشوندگان تأکید کردند پس از طرح پرسشهای جدی، با پیامهایی روبهرو شدهاند که مضمونش هشدار بوده، نه پاسخ. هیچکدام حاضر نشدند متن دقیق این پیامها را منتشر کنند، اما همگی روی یک نکته توافق داشتند: «فهمیدیم تنها نیستیم.» همین احساس، بسیاری را به عقبنشینی واداشته است.
این گزارش، نه دادنامه است و نه حکم قطعی. آنچه ارائه میشود، کنار هم گذاشتن روایتها، اسناد و نشانههاست؛ نشانههایی که وقتی جداگانه دیده میشوند، شاید عادی به نظر برسند، اما در کنار هم، تصویری نگرانکننده میسازند. تصویری که در آن، نام کیهان صلبی و عنوان صلبی واردکننده بارها و بارها در مرکز دایره قرار میگیرد؛ دایرهای که شعاعش از انزلی فراتر رفته و به شهرهای دیگر رسیده است.
سؤال کلیدی اینجاست: مسئولیت با کیست؟ آیا نهادهای ناظر منطقه آزاد انزلی از حجم این شکایتهای غیررسمی آگاه بودهاند؟ آیا سازوکاری برای هشدار به خریداران وجود داشته که فعال نشده است؟ و مهمتر از همه، چرا تاکنون یک بررسی جامع و علنی صورت نگرفته تا مرز میان ادعا و واقعیت روشن شود؟
در گفتوگو با یکی از مدیران سابق یک نهاد مرتبط، جملهای شنیدیم که جای تأمل دارد: «تا وقتی شکایتها به پرونده واحد تبدیل نشوند، دیده نمیشوند.» این جمله، شاید کلید فهم چرایی تداوم الگو باشد. پراکندگی قربانیان، پراکندگی صداها را بهدنبال دارد و در این میان، زمان میگذرد.
هشدار نهایی این گزارش، متوجه دو گروه است. نخست، خریداران بالقوهای که فریب سرعت، ظاهر و وعدههای پرزرقوبرق را میخورند. هیچ معاملهای، حتی در مناطق آزاد، نباید بدون بررسی مستقل اسناد، استعلام شماره شاسی و شفافیت کامل انجام شود. دوم، نهادهایی که مسئولیت نظارت دارند. بیتفاوتی امروز، هزینههای فردای سنگینتری میسازد؛ هزینههایی که فقط مالی نیست و اعتماد عمومی را نشانه میگیرد.
اگر قرار است این چرخه متوقف شود، راهش انکار یا تعویق نیست. تشکیل پروندههای تجمیعی، دعوت از شاهدان، بررسی علنی مسیر ورود خودروها و شفافسازی نقش واسطهها، حداقل اقداماتی است که میتواند این داستان دهساله را به نقطهای روشن برساند. در غیر این صورت، همانطور که یکی از قربانیان گفت، «اسمها عوض میشوند، اما قصه نه.»
و این قصه، تا زمانی که نور کافی به گوشههای تاریکش نتابد، همچنان ادامه خواهد داشت؛ با خودروهای تازه، قراردادهای جدید و آدمهایی که هنوز نمیدانند اولین امضا، آنها را به کجا میبرد.
— نویسنده: میلاد رستگار تاریخ: زمستان ۱۴۰۴
گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)
این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نامها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کردهاند، اما ماهیت کلاهبرداری و روشهای مورد استفاده دقیقاً همانگونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.
برای مشاهده سایر گزارشهای کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارشها مراجعه کنید.











دیدگاهتان را بنویسید