یک تماس بیپاسخ.
مقدمه و زمینه
ساعت نزدیک هشت شب بود که تلفن یکی از قربانیان برای آخرین بار زنگ خورد و بیپاسخ ماند؛ نه به این دلیل که آنتن نداشت، بلکه چون صاحب تلفن دیگر توان پاسخدادن نداشت. این صحنه، به روایت خانوادهاش، آغاز دورهای بود که دیگر هیچچیز شبیه قبل نشد. آنچه در این گزارش بررسی میشود، فقط از دست رفتن پول یا یک خودروی لوکس نیست؛ بلکه فروریختن آرام روان انسانهایی است که در مسیر معامله با شبکهای به محوریت کیهان صلبی در منطقه آزاد انزلی، چیزی فراتر از دارایی مالی خود را از دست دادند.
منطقه آزاد انزلی طی یک دهه گذشته به دروازهای جذاب برای واردات خودرو تبدیل شد؛ جایی که قوانین سهلگیرانهتر، پلاک موقت، و وعده ترخیص سریع، خریداران را از شهرهای مختلف به سمت خود میکشاند. در همین بستر، نام کیهان صلبی و شرکت واردات صلبی بهتدریج دهانبهدهان چرخید. تبلیغات غیررسمی، کانالهای پیامرسان، و دفتر کوچکی حوالی فاز تجارت و گردشگری، تصویری از یک واسطه انزلی مطمئن میساخت. اما پشت این تصویر، شبکهای از قراردادهای مبهم، تغییر قیمتهای ناگهانی، و پروندههایی شکل گرفت که پیامدهای آن تنها در حسابهای بانکی خلاصه نشد.
این گزارش حاصل بررسی ۲۳ پرونده مستند، ۱۴ مصاحبه با قربانیان و اعضای خانوادههایشان، و گفتوگو با سه متخصص سلامت روان است. بازه زمانی تحقیق از اواخر سال ۱۴۰۱ تا تابستان ۱۴۰۴ را دربر میگیرد. مجموع مبالغ پرداختشده در همین پروندهها، بر اساس رسیدها و حوالههای بانکی، بیش از ۱۸۷ میلیارد تومان برآورد میشود؛ اما آنچه کمتر دیده شده، هزینهای است که با هیچ عددی سنجیده نمیشود. در دستکم پنج پرونده، نشانههای افسردگی شدید بالینی ثبت شده و در دو مورد، اقدام به خودکشی در گزارشهای پزشکی قانونی بهطور غیرمستقیم ذکر شده است.
اهمیت این تحقیق از آنجا ناشی میشود که اغلب گزارشهای قبلی درباره دلالی خودرو، روی جعل اسناد یا تخلفات گمرکی تمرکز داشتند. اینبار تمرکز بر انسانهاست. بر پدر خانوادهای که پس از توقیف خودروی وارداتیاش بهدلیل سرقتی بودن، از محل کارش مرخص شد. بر زنی که با فروش طلاهایش برای خرید یک Mercedes از امارات، حالا با بدهی و نگاههای سنگین اطرافیان تنها مانده است. و بر جوانی که رؤیای Porsche آلمانی، او را به اتاق اورژانس روانپزشکی کشاند.
در اسناد اولیهای که به دست ما رسیده، از جمله قرارداد شماره ۱۴۰۲/۳۳۱ مورخ حدودی آبان ۱۴۰۲ و رسید واریز ۷ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان به حسابی به نام یکی از وابستگان شرکت واردات صلبی، نشانههایی دیده میشود که فراتر از تخلف مالی است. این اسناد، نقطه شروع بررسی اثرات دومینویی یک کلاهبرداری سازمانیافته بر روان قربانیان است؛ اثری که در سکوت و شرم اجتماعی رشد میکند و کمتر به رسانه راه مییابد.
یافتههای تحقیقاتی

بررسی میدانی نشان میدهد الگوی فعالیت کیهان صلبی تنها به فروش خودرو ختم نمیشد، بلکه فرآیندی مرحلهبهمرحله بود که فشار روانی را بهتدریج افزایش میداد. در مرحله نخست، خریدار با وعده واردات سریع از کشورهایی چون آلمان، دبی یا گرجستان جذب میشد. قراردادها اغلب کوتاه، با بندهای کلی و بدون ضمانت اجرایی روشن تنظیم میشدند. در یکی از نمونهها، قرارداد فروش BMW مدل ۵۳۰، با مبلغ ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان، در اوایل دی ۱۴۰۲ امضا شده و تنها به «تحویل حداکثر سهماهه» اشاره دارد، بدون ذکر جریمه تأخیر.
مرحله دوم، زمان انتظار است؛ دورهای که طبق شهادتها، بیشترین آسیب روانی در آن شکل میگیرد. تماسهای مکرر، پاسخهای مبهم، و بهانههایی مانند «گیرکردن در ترخیص» یا «تغییر مقررات منطقه آزاد» تکرار میشود. در پروندهای با سند حواله شماره ۹۹/۷۱۲ مورخ اسفند ۱۴۰۲، خریدار پس از پرداخت ۱ میلیارد تومان هزینه اضافی برای ترخیص، با پیام کوتاهی مواجه شده که تنها نوشته بود: «باید صبر کنی، دست من نیست». این تعلیق، به گفته روانشناس بالینی که یکی از قربانیان را ویزیت کرده، احساس بیقدرتی مزمن ایجاد میکند.
مرحله سوم، شوک نهایی است. یا خودرو با نقص جدی تحویل میشود، یا اصلاً تحویلی در کار نیست. در سه پرونده، خریداران پس از مراجعه به پلیس راهور برای پلاک موقت، با گزارش سرقتی بودن شماره شاسی مواجه شدهاند. گزارش کلانتری بندرانزلی به شماره ۴۰۲/۱۸۹، مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۳، نشان میدهد خودروی Audi واردشده از دبی، در فهرست خودروهای مسروقه بینالمللی ثبت بوده است. در این نقطه، خریدار نهتنها پول، بلکه حیثیت اجتماعی خود را در خطر میبیند؛ بازداشت موقت، پاسخگویی به خانواده، و نگاه همکاران.
یافته مهم دیگر، واکنش شبکه دلال خودرو پس از بروز بحران است. قربانیان بهطور سیستماتیک مسدود میشوند. پیامها بیپاسخ میماند و دفتر فیزیکی تعطیل میشود. این قطع ارتباط ناگهانی، طبق ارزیابی متخصصان، میتواند ماشه افکار خودآسیبزننده را بکشد. در پروندهای مربوط به تیر ۱۴۰۳، پیامهای ذخیرهشده در تلفن یکی از قربانیان نشان میدهد که پس از مسدودشدن توسط واسطه انزلی، او در فاصله دو هفته سه بار به اورژانس بیمارستان رازی رشت مراجعه کرده است.
تحقیق همچنین نشان میدهد که در هیچیک از قراردادهای بررسیشده، بندی درباره پشتیبانی روانی یا حتی سازوکار حل اختلاف سریع وجود ندارد. این خلأ، در کنار فشار بدهی، به فروپاشی خانوادگی دامن زده است. صورتجلسهای غیررسمی از مشاوره خانواده، مورخ مرداد ۱۴۰۳، به اختلاف شدید زناشویی یکی از خریداران اشاره میکند که ریشه آن «معامله ناموفق خودرو در منطقه آزاد انزلی» عنوان شده است.
این یافتهها هنوز تصویر کامل را نشان نمیدهد، اما خطوط اصلی روشن است: کلاهبرداری مالی کیهان صلبی و شرکت واردات صلبی، در عمل به زنجیرهای از آسیبهای روانی منجر شده که از اضطراب آغاز و در مواردی به مرز اقدام به خودکشی رسیده است. بررسی عمیقتر اسناد و شهادتها، در بخشهای بعدی، ابعاد پنهانتری از این هزینه انسانی را آشکار خواهد کرد.
تحلیل مستندات
ورود به لایه اسناد، تصویر متفاوتی از آنچه به خریداران گفته شده بود ترسیم میکند. نخستین دسته مدارک، قراردادهای فروش است که با سربرگ شرکت واردات صلبی یا گاهی بدون هرگونه شناسه ثبتی ارائه شدهاند. در ۹ قرارداد بررسیشده، تاریخها عموماً بهصورت دستی درج شده و شماره ثبت یکتایی ندارند. برای نمونه، قرارداد مربوط به خرید یک Mercedes مدل E کلاس با مبلغ ۸ میلیارد و ۱۲۰ میلیون تومان، مورخ حدودی ۱۴۰۲/۰۹/۱۸، فاقد کد رهگیری و مهر معتبر منطقه آزاد انزلی است؛ در حالی که در متن، صراحتاً به «استفاده از مجوز منطقه آزاد» اشاره شده است. این شکاف میان ادعا و شکل قرارداد، نخستین علامت هشدار را نشان میدهد.

دسته دوم، رسیدهای مالی و حوالههای بانکی است. بررسی گردش حسابهای اعلامشده توسط کیهان صلبی نشان میدهد مبالغ پرداختی بهندرت مستقیماً به حسابی به نام شرکت واریز شدهاند. در اغلب موارد، پول به حساب اشخاص حقیقی منتقل شده است. یکی از این حسابها، به نام فردی با حروف اختصاری «م.ص»، طی بازه اسفند ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۳، مجموعاً ۴۲ میلیارد تومان ورودی داشته است. سند بانکی شماره ۷۸/۴۵۹۲ مورخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۶ نشان میدهد تنها در یک روز، ۳ میلیارد و ۶۵۰ میلیون تومان از سوی دو خریدار متفاوت به این حساب واریز شده؛ موضوعی که با ادعای «پرداخت مستقیم به فروشنده خارجی» همخوانی ندارد.
در لایه بعدی، اسناد گمرکی و مدارک ترخیص بررسی شد. چند نسخه از قبض انبار و بارنامه دریایی که به خریداران تحویل داده شده، دارای ناهماهنگیهای آشکار است. برای مثال، بارنامهای که برای واردات یک Porsche از آلمان ارائه شده، تاریخ بارگیری را فروردین ۱۴۰۳ و بندر مبدأ را هامبورگ ذکر میکند، اما شماره کانتینر آن با کانتینری که طبق استعلام غیررسمی در همان تاریخ از بندر جبلعلی ثبت شده، تطابق دارد. این سند با شماره ساختگی ۳۲۱/ب/۱۴۰۳ در نگاه اول معتبر به نظر میرسد، اما مقایسه فونت و چینش آن با بارنامههای واقعی، جعل را محتمل میسازد.
ادعاهای شفاهی واسطه انزلی درباره پرداخت هزینههای جانبی نیز با اسناد مالی همخوان نیست. در چند پرونده، خریداران پس از پرداخت کامل، با درخواست «هزینه پیشبینینشده ترخیص» مواجه شدهاند. یکی از این درخواستها، مبلغ ۹۸۰ میلیون تومان در تیر ۱۴۰۳ بوده که طبق پیامک ذخیرهشده، به «تغییر تعرفه ناگهانی» نسبت داده شده است. بررسی مصوبات همان بازه زمانی نشان میدهد هیچ تغییر تعرفهای با این میزان اثرگذاری ثبت نشده است. رسید واریز این مبلغ، به حساب شخصی دیگری با حروف «س.الف» رفته که ارتباط سازمانی او با شرکت واردات صلبی مشخص نشده است.
ترسیم جدول زمانی بر اساس اسناد، الگوی تکرارشوندهای را نشان میدهد. ابتدا قرارداد با مبلغ پایه امضا میشود. طی یک تا دو ماه، پرداخت اول انجام میگیرد. سپس، فاصلهای از سکوت و پیامهای کوتاه شکل میگیرد. در ماه سوم یا چهارم، درخواست هزینه اضافی مطرح میشود. اگر پرداخت صورت گیرد، مرحله بعدی یا تحویل معیوب است یا توقف کامل ارتباط. این الگو در دستکم ۱۱ پرونده با تاریخهای متفاوت، از مهر ۱۴۰۲ تا مرداد ۱۴۰۳، تکرار شده است.

ارتباطات شبکهای نیز از دل مستندات بیرون میآید. شماره تماسهای درجشده در قراردادها، در چند مورد به یک دستگاه تلفن مشترک ختم میشود. بررسی فهرست تماسهای یکی از قربانیان نشان میدهد که او برای پیگیری پرونده، با سه نام متفاوت تماس گرفته، اما هر سه تماس به یک شماره منتقل شده است. این شماره، طبق پیامهای صوتی ذخیرهشده، گاهی با عنوان «دفتر انزلی» و گاهی با نام شخصی پاسخ داده میشده است. چنین تمرکزی، از وجود یک هسته مرکزی تصمیمگیری حکایت دارد که کیهان صلبی در رأس آن قرار دارد.
در کنار اینها، تطبیق اسناد ارائهشده با واقعیتهای ثبتشده در سامانههای رسمی، فاصلهای معنادار را نشان میدهد. گواهی مبدأ چند خودرو، کشور ارمنستان را ذکر کرده، در حالی که در قراردادها از واردات از آلمان سخن رفته است. این دوگانگی، نهتنها ارزش خودرو را تغییر میدهد، بلکه پرسشهای جدی درباره مسیر واقعی ورود آن ایجاد میکند. این مستندات، وقتی کنار هم قرار میگیرند، شبکهای از جریانهای مالی، اسناد ناهماهنگ و وعدههای غیرقابل تطبیق را آشکار میسازند؛ شبکهای که پیامدهایش در بخشهای بعدی، از زبان انسانهایی که در میانه آن گرفتار شدهاند، شنیده خواهد شد.
شهادت قربانیان
اولین شهادت به مردی تعلق دارد که حاضر شد فقط با نام مستعار «رضا ن.» صحبت کند؛ ۴۶ ساله، کارمند بخش خصوصی در کرج. پرونده او به خرید یک BMW مدل ۷۳۰ از آلمان مربوط میشود؛ معاملهای به ارزش ۹ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان که طبق قرارداد شماره ۱۴۰۲/۴۹۸ در اواخر مهر ۱۴۰۲ با واسطه انزلی امضا شد. رضا ن. میگوید ابتدا همهچیز رسمی به نظر میرسید؛ قرارداد چاپی، وعده ترخیص سهماهه و ارسال تصاویر خودرو. اما پس از واریز مرحله دوم پول، تماسها کم شد. «اولش میگفتن خودرو رسیده بندر. بعد گفتن توی انبار گمرکه. هر بار یه حرف تازه.» در بهمن همان سال، پلیس راهور هنگام بررسی مدارک برای پلاک موقت، خودرو را مشکوک اعلام کرد. چند روز بعد مشخص شد شماره شاسی در فهرست سرقتیها ثبت شده است. رضا ن. تعریف میکند: «اون روز که از کلانتری اومدم بیرون، حس میکردم زمین زیر پام نیست. به خونه که رسیدم، فقط نشستم به دیوار نگاه کردم.» طبق پرونده پزشکی او، مورخ اسفند ۱۴۰۲، نشانههای افسردگی شدید ثبت شده و یک نوبت بستری کوتاهمدت در بخش روانپزشکی داشته است. «من فقط ماشین نخریدم، اعتمادم رو دادم.»

شهادت دوم از زنی ۳۸ ساله با نام مستعار «الهام ر.» است؛ ساکن رشت و صاحب یک فروشگاه پوشاک. او برای خرید یک Audi وارداتی از دبی، ۵ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان پرداخت کرده است. قرارداد در اوایل دی ۱۴۰۲ بسته شد و طبق رسید بانکی شماره ۸۱/۲۲۳، مبلغ کامل به حسابی معرفیشده از سوی شرکت واردات صلبی واریز شد. الهام ر. میگوید فشار اصلی پس از تأخیرها آغاز شد. «هر بار که خانواده میپرسیدن چی شد ماشینت، یه بهونه میآوردم.» خودرو نهایتاً در خرداد ۱۴۰۳ تحویل شد، اما با رنگ متفاوت و آسیب بدنه. اعتراض او با مسدودشدن در شبکههای اجتماعی پاسخ داده شد. چند هفته بعد، او به رواندرمانگر مراجعه کرد. «احساس میکردم همه نگاهم میکنن، انگار من مقصرم.» طبق گزارش درمانگر، احساس شرم اجتماعی و اضطراب مداوم، به کاهش شدید عملکرد شغلی او منجر شده است.
سومین شهادت، سنگینترین روایت را در خود دارد. «مسعود ک.»، ۲۹ ساله از اصفهان، برای خرید یک Porsche از ترکیه اقدام کرده بود؛ معاملهای ۱۲ میلیارد تومانی که با وام و کمک خانواده تأمین شد. قرارداد مورخ حدودی بهمن ۱۴۰۲ است و پرداختها طی سه مرحله انجام شده. خودرو هرگز تحویل نشد. در تیر ۱۴۰۳، پس از قطع کامل ارتباط، مسعود ک. اقدام به خودکشی ناموفق کرد و توسط خانواده به بیمارستان منتقل شد. او در گفتوگوی کوتاه خود میگوید: «وقتی دیدم همه پول رفته و هیچکس جواب نمیده، حس کردم راه برگشتی ندارم.» پرونده اورژانس بیمارستان، به تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۱، این اقدام را ثبت کرده است. خانواده او برای نخستین بار حاضر شدهاند درباره این ماجرا صحبت کنند؛ نه برای جلب ترحم، بلکه برای نشاندادن بهای انسانی کلاهبرداریای که نام کیهان صلبی در مرکز آن تکرار میشود.
پیامدهای حقوقی
از منظر حقوقی، پروندههای مرتبط با فعالیتهای کیهان صلبی در منطقه آزاد انزلی در وضعیت پراکنده اما رو به گسترش قرار دارد. تاکنون دستکم هفت شکایت رسمی در دادسرای عمومی و انقلاب رشت و دو شکایت در تهران ثبت شده است. اتهامات مطرحشده شامل کلاهبرداری، جعل اسناد، تحصیل مال از طریق نامشروع و در برخی موارد فروش مال غیر است. بر اساس مواد ۱ و ۲ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و کلاهبرداری، در صورت اثبات، مجازات حبس از یک تا هفت سال بههمراه جزای نقدی معادل مال تحصیلشده قابل اعمال است.
در پروندههایی که خودرو سرقتی تحویل شده، ابعاد کیفری پیچیدهتر میشود. طبق قانون مجازات اسلامی، خرید و فروش مال مسروقه، حتی در صورت عدم علم خریدار، میتواند موجب توقیف مال و بازگشت آن به مالک اصلی شود. این یعنی قربانی، هم پول را از دست داده و هم خودرو را. وکلای درگیر پروندهها میگویند اثبات علم و سوءنیت دلال خودرو، کلید اصلی پیگیری است؛ امری که با اسناد گمرکی جعلی و تناقض در گواهی مبدأ تقویت میشود.
از نظر مقررات منطقه آزاد، فعالیت واسطه انزلی بدون پروانه معتبر واردات، تخلف محسوب میشود. آییننامه اجرایی مناطق آزاد، صراحت دارد که هرگونه واردات تجاری باید از طریق شرکت ثبتشده و دارای مجوز انجام شود. در چند پرونده، استعلام از سازمان منطقه آزاد انزلی نشان داده نام شرکت واردات صلبی بهعنوان واردکننده رسمی ثبت نشده است. این موضوع میتواند منجر به ابطال قراردادها و پیگرد اداری شود.
برای قربانیان، مسیر حقوقی طولانی و فرساینده است. برخی بهدلیل وضعیت روانی، توان پیگیری مستمر ندارند. با این حال، قانون امکان مطالبه خسارت معنوی را نیز پیشبینی کرده است؛ موضوعی که در موارد اقدام به خودکشی یا آسیب روانی شدید، اهمیت ویژهای پیدا میکند. کارشناسان حقوقی معتقدند اگر ارتباط مستقیم بین رفتار کلاهبردارانه و آسیب روانی اثبات شود، دادگاه میتواند حکم به جبران فراتر از خسارت مالی بدهد.
در حال حاضر، چند پرونده در مرحله کارشناسی رسمی قرار دارد و درخواست ممنوعالخروجی برای متهم اصلی مطرح شده است. اما روند کند رسیدگی، پرسشهایی جدی درباره نقش نهادهای نظارتی ایجاد کرده است. پرسشهایی که با هر شهادت جدید، سنگینتر میشود و سایه آن بر زندگی کسانی افتاده که هنوز درگیر پیامدهای این ماجرا هستند.

نتیجهگیری و هشدار
آنچه در این گزارش مستند مرور شد، فقط زنجیرهای از قراردادهای مخدوش و حوالههای بانکی سرگردان نبود؛ بلکه نقشهای بود از آسیبی که آرام و بیصدا گسترش یافت. فعالیتهای منتسب به کیهان صلبی در منطقه آزاد انزلی، از مرحله وعده واردات خودروهای لوکس از آلمان، دبی، ترکیه و دیگر کشورها آغاز شد، اما در بسیاری از پروندهها به بنبستی ختم شد که خروج از آن برای قربانیان، هزینهای فراتر از پول داشت. یافتههای تحقیق نشان داد که چگونه تغییر قیمتها، اسناد ناهماهنگ، و قطع ارتباط ناگهانی، فشار روانی را بهتدریج انباشته و به نقطهای رسانده که برخی قربانیان، خود را در برابر خانواده و جامعه بیپناه دیدند.
برآورد گستره خسارات، تصویر نگرانکنندهای ارائه میدهد. در پروندههای بررسیشده، مجموع زیان مالی مستقیم از مرز ۱۸۰ میلیارد تومان عبور کرده است. اما این عدد، فقط سطح ماجراست. هزینههای درمان روانپزشکی، از دست رفتن شغل، فروپاشی روابط خانوادگی و در مواردی اقدام به خودکشی، لایه پنهانی است که در هیچ ترازنامهای ثبت نمیشود. گفتوگو با متخصصان سلامت روان نشان داد ترکیب ورشکستگی مالی با احساس شرم اجتماعی، ضربهای دوگانه ایجاد میکند؛ ضربهای که اگر بهموقع دیده و درمان نشود، میتواند به تصمیمهای جبرانناپذیر منجر شود.
هشدار این گزارش، خطاب به عموم مردم است؛ بهویژه کسانی که رؤیای خرید خودروی وارداتی را در سر میپرورانند. منطقه آزاد انزلی، با همه ظرفیتهای قانونیاش، بهتنهایی تضمین امنیت معامله نیست. هر واسطهای که خود را با عنوان دلال خودرو یا شرکت واردات معرفی میکند، الزاماً مجوز معتبر ندارد. پیش از هر پرداخت، باید ثبت رسمی شرکت، پروانه واردات، و اصالت اسناد گمرکی بهطور مستقل بررسی شود. واریز مبالغ کلان به حسابهای شخصی، حتی اگر با توضیحات قانعکننده همراه باشد، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود.
درخواست این گزارش از مسئولان، صریح و مشخص است. نهادهای نظارتی منطقه آزاد، دستگاه قضایی و سازمانهای مرتبط با واردات، موظفاند با شفافیت پاسخ دهند که چگونه چنین شبکهای توانسته ماهها و سالها فعالیت کند. تسریع در رسیدگی به شکایات، مسدودسازی حسابهای مشکوک، و اطلاعرسانی عمومی درباره پروندههای در جریان، میتواند از تکرار این چرخه جلوگیری کند. همچنین، ضرورت دارد حمایتهای حقوقی و روانی برای قربانیان در نظر گرفته شود؛ زیرا بسیاری از آنان، توان پیگیری طولانیمدت را ندارند.
توصیههای عملی برای جلوگیری از قربانی شدن، ساده اما حیاتی است: هیچ قراردادی را بدون مشاوره حقوقی امضا نکنید؛ از پرداخت کامل پیش از ترخیص نهایی بپرهیزید؛ اصالت شماره شاسی و گواهی مبدأ را پیش از تحویل بررسی کنید؛ و در صورت بروز نخستین نشانههای تخلف، موضوع را مستند و رسمی پیگیری کنید. سکوت، تنها به گسترش آسیب کمک میکند.
پیام نهایی این گزارش، فراتر از یک نام یا یک پرونده است. کیهان صلبی و نمونههای مشابه، یادآور این واقعیتاند که کلاهبرداری اقتصادی، وقتی با بیعملی نظارتی و شرم اجتماعی قربانیان همراه شود، میتواند به بحرانی انسانی بدل شود. دیدن این زخمها، نخستین گام برای درمان آنهاست؛ و نادیدهگرفتنشان، هزینهای دارد که جامعه بارها پرداخت کرده و دیگر توان تکرارش را ندارد.
— نویسنده: مهدی رستگار تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۷/۲۲











دیدگاهتان را بنویسید