مقدمه و زمینه
سکوت ناگهانی حسابها. اوایل آبان ۱۴۰۳، زمانی که یکی از بانکهای خصوصی ترکیه بدون اطلاع قبلی دسترسی آنلاین یک بنیاد خیریه ثبتشده در استانبول را مسدود کرد، کمتر کسی تصور میکرد این اقدام آغاز باز شدن گرهای باشد که سر آن به منطقه آزاد انزلی و نام کیهان صلبی میرسد. بنیاد مورد نظر، در ظاهر با هدف کمک به پناهجویان ایرانی در ترکیه فعالیت میکرد؛ کلاس زبان، کمکهزینه درمان، و حمایت حقوقی. اما در لایهای عمیقتر، همان حسابهای معاف از مالیات به مسیری امن برای عبور پول خودروهای لوکس تبدیل شده بود.
بر اساس اسناد اولیهای که این گزارش بر آنها تکیه دارد—از جمله رونوشت حوالههای بانکی، قراردادهای صوری و گزارش یک حسابرسی قضایی به شماره ۲۱/ف/۹۸۷ مورخ ۱۴۰۳/۰۷/۲۸—بنیاد خیریه یادشده طی فاصله اسفند ۱۴۰۱ تا شهریور ۱۴۰۳، بیش از ۴۸۰ میلیارد تومان گردش مالی داشته است. رقمی که با ماهیت اعلامی فعالیتهای خیریه همخوانی ندارد. بخش قابلتوجهی از این مبالغ، با عنوان «کمک مردمی» یا «نذر مهاجران» واریز شده، اما در توضیحات داخلی بانک، مقصد واقعی پرداختها خرید خودرو Mercedes-Benz V-Class 2023 از بازار ترکیه ذکر شده است.
در این میان، نام شرکت واردات صلبی بارها در مکاتبات داخلی و ایمیلهای افشاشده دیده میشود. این شرکت که فعالیت اصلی خود را در منطقه آزاد انزلی متمرکز کرده، بهعنوان حلقه اتصال میان خریداران ایرانی و فروشندگان ترک عمل میکرد. کیهان صلبی، یا آنطور که برخی اسناد او را معرفی میکنند «صلبی واردکننده»، با استفاده از پوشش خیریهای که در ترکیه از امتیاز معافیت مالیاتی برخوردار بود، توانست هزینههای واقعی واردات را از دید نهادهای نظارتی پنهان نگه دارد.
اهمیت این تحقیق فقط در افشای یک روش تازه پولشویی خلاصه نمیشود. این پرونده نشان میدهد چگونه خلأهای نظارتی میان کشورها، بهویژه در حوزه فعالیتهای خیریه برونمرزی، میتواند به بستری امن برای کلاهبرداری سازمانیافته بدل شود. طبق برآوردهای اولیه، دستکم ۶۳ خریدار ایرانی که تصور میکردند از مسیر قانونی اقدام کردهاند، پول خود را به حسابهای این بنیاد واریز کردهاند؛ پولهایی که سرنوشت برخی از آنها هنوز نامعلوم است.
منابع این گزارش شامل گفتوگو با سه کارمند سابق بنیاد، بررسی بیش از ۱۲۰ صفحه سند بانکی، و تطبیق دادهها با پروندههای ثبتشده در گمرک منطقه آزاد انزلی است. همانطور که در ادامه و در بخش یافتههای تحقیقاتی خواهیم دید، الگوی تکرارشوندهای از انتقال پول، جعل عنوان و تغییر مسیر کالا شکل گرفته که بدون همکاری چند بازیگر کلیدی—از جمله دلال خودرو و واسطه انزلی—امکانپذیر نبود.
یافتههای تحقیقاتی
نخستین نشانهها از دوگانه بودن فعالیت بنیاد خیریه، در بررسی حوالهای به مبلغ ۷ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان نمایان شد؛ حوالهای که در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۴ از حساب شخصی «م.ح» در تبریز به حساب بنیاد در بانک «ییلدیز» ترکیه واریز شده بود. عنوان پرداخت: «کمک بلاعوض برای اسکان پناهجویان». اما در پیوست داخلی همان حواله، فایلی با نام «Vclass_order_23» وجود داشت که مشخصات یک Mercedes-Benz V-Class 2023 با شماره شاسی ناقص ثبت شده بود. این فایل در مکاتبهای با ایمیل شرکت واردات صلبی ارسال شده است.

تحقیق میدانی نشان میدهد روند کار بهطور معمول چنین بوده است: خریدار در ایران، پس از تماس با واسطه انزلی و مذاکره با آقای صلبی، به جای واریز وجه به حساب شرکت، به حساب بنیاد خیریه در ترکیه هدایت میشد. دلیل اعلامی، «سهولت انتقال و کاهش هزینههای جانبی» بود. رسیدی که برای خریدار صادر میشد، نه قرارداد خرید خودرو، بلکه گواهی دریافت کمک مالی به شماره سریال خیریه، مانند گواهی شماره ۴۵۶/خ/۱۴۰۲ مورخ ۱۴۰۲/۰۸/۰۲، بود.
در مرحله بعد، بنیاد خیریه همان مبلغ را—گاه با فاصله چند روز—به حساب یک نمایشگاه خودرو در ازمیر منتقل میکرد. در یکی از اسناد بانکی به شماره تراکنش ۹۸۷۶۵۴۳ مورخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۰، مبلغ ۲۴۰ هزار یورو بابت «خرید ون مسافربری» پرداخت شده است. این پرداختها بهدلیل ماهیت خیریه حساب، مشمول بررسیهای معمول مالیاتی نمیشد و همین نقطه کور، قلب عملیات پوششی را شکل میداد.
نکته قابلتوجه دیگر، نقش مستقیم کیهان صلبی در هماهنگی این نقلوانتقالات است. در پیامهای صوتی پیادهسازیشدهای که یکی از منابع در اختیار ما گذاشته، صلبی واردکننده به صراحت از «مسیر امن استانبول» صحبت میکند و تأکید دارد که «پول اگر عنوانش خیر باشه، کسی کاریش نداره». این پیامها با تاریخ تقریبی تیر ۱۴۰۳ ضبط شده و با سایر دادهها همپوشانی زمانی دارد.
در نهایت، خودروها پس از ورود به بنادر شمالی، با اسناد ترخیص مرتبط با منطقه آزاد انزلی ثبت میشدند. اما همانطور که در بررسیهای بعدی مشخص شده، برخی از این خودروها هرگز به خریدار نهایی تحویل داده نشدند یا با مشخصاتی متفاوت از توافق اولیه رسیدند. ارتباط مالی میان بنیاد، شرکت واردات صلبی و نمایشگاههای ترکیهای، اکنون محور اصلی حسابرسی قضایی است که توسط نهادهای نظارتی ترکیه آغاز شده و دامنه آن بهتدریج در حال گسترش است.
در این مرحله از تحقیق، آنچه روشن شده، وجود یک سازوکار حسابشده برای پنهانسازی منشأ و مقصد پولهاست؛ سازوکاری که بدون استفاده از پوشش انساندوستانه، بهسادگی قابل اجرا نبود. بررسی عمیقتر اسناد، که در بخشهای بعدی به آن پرداخته خواهد شد، نشان میدهد این تنها یک مورد است و الگو در چندین معامله دیگر نیز تکرار شده است.
تحلیل مستندات
اگر بخش یافتههای تحقیقاتی، نقشه کلی عملیات پوششی را ترسیم میکرد، ورود به لایه اسناد و مدارک مانند پایین رفتن از پلههای یک زیرزمین شلوغ است؛ هر چه جلوتر میرویم، ارتباطها فشردهتر و بوی جعل تندتر میشود. مستنداتی که در این بخش بررسی میشود، مجموعهای است از پرینتهای بانکی، قراردادهای دوزبانه، رسیدهای دیجیتال و مکاتبات رسمی که همگی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به شرکت واردات صلبی و شبکه پیرامون آن متصلاند.
نخستین سند کلیدی، گزارش حسابرسی داخلی بانک ترکیهای «ییلدیز» به شماره بایگانی ۷۳۲/م/۱۴۰۳ مورخ ۱۴۰۳/۰۷/۲۵ است. در این گزارش، ۲۷ تراکنش به ارزش مجموع ۱۸۹ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان علامتگذاری شده که همگی از حساب بنیاد خیریه به حساب سه شرکت فروش خودرو در ازمیر و بورسا منتقل شدهاند. نکته مهم اینجاست که در ستون «شرح تراکنش»، عبارات کلی مانند «هزینه لجستیک» یا «پشتیبانی اجتماعی» درج شده، اما در فایل پیوست هر تراکنش، فاکتور خرید Mercedes-Benz V-Class 2023 با شمارههای شاسی متوالی دیده میشود؛ الگویی که تصادفی بودن آن را منتفی میکند.

قراردادهایی که میان خریداران ایرانی و واسطه انزلی منعقد شدهاند، لایه دیگری از این سازوکار را روشن میکنند. یکی از این قراردادها، به شماره ۹۱/۳۲۱ مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۸، بین «شرکت واردات صلبی» و خریدار منعقد شده و مبلغ معامله را ۱۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان اعلام کرده است. در بند چهارم همین قرارداد، بندی مبهم وجود دارد که پرداخت وجه را «از هر مسیر مورد تأیید فروشنده» مجاز میداند. این بند، در عمل، دست واسطه را برای هدایت پول به حساب خیریه باز گذاشته است؛ ادعایی که با رسید واریز به شماره ۴۵۶۷۸۹۰ مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۲۲ تطبیق دارد.
مقایسه ادعاهای شفاهی با واقعیت مستند، تناقضهای معناداری را آشکار میکند. در مکاتبهای که از تلفن همراه یکی از کارکنان سابق بنیاد استخراج شده، آقای صلبی به صراحت تأکید میکند که «این پولها کمک مردمی نیست، پول ماشین مردمه». با این حال، همان مبالغ در دفاتر مالی بنیاد بهعنوان «دریافت اعانه» ثبت شده و بهدلیل همین عنوان، از گزارشدهی مالیاتی معاف مانده است. این دوگانگی، پایه اصلی اتهام استفاده ابزاری از پوشش خیریه محسوب میشود.
برای روشن شدن سیر زمانی، بررسی تطبیقی اسناد نشان میدهد که الگو تقریباً ثابت بوده است. جدول زمانی یکی از پروندهها به این شکل بازسازی شده است: – ۱۴۰۲/۰۵/۲۹: امضای توافق اولیه بین خریدار و دلال خودرو در انزلی. – ۱۴۰۲/۰۶/۰۳: واریز ۶ میلیارد تومان به حساب بنیاد خیریه با عنوان کمک. – ۱۴۰۲/۰۶/۰۸: انتقال معادل ارزی مبلغ به نمایشگاه خودرو در ترکیه. – ۱۴۰۲/۰۶/۲۵: صدور بارنامه دریایی به مقصد بندر شمالی ایران. – ۱۴۰۲/۰۷/۱۰: ثبت اسناد ترخیص مرتبط با منطقه آزاد انزلی به نام شرکت ثالث.
در این میان، اسناد ترخیص نیز خالی از اشکال نیستند. قبض انبار شماره ۵۵۲/الف مورخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۸، وزن و مشخصات خودرویی را ثبت کرده که با اطلاعات فاکتور خرید همخوانی ندارد. اختلاف ۱۸۰ کیلوگرمی وزن خالص، پرسشی جدی درباره تطابق خودرو تحویلی با خودروی خریداریشده ایجاد میکند؛ پرسشی که در بخش شهادت قربانیان، بازتاب عینی آن دیده خواهد شد.

شبکه ارتباطات مالی، محدود به یک مسیر خطی نیست. بررسی تراکنشها نشان میدهد که بخشی از پولها پس از عبور از حساب بنیاد، به حسابهایی در گرجستان و سپس به ترکیه بازگشتهاند؛ مسیری پیچیده که ردگیری آن را دشوار میکند. یکی از این انتقالها به مبلغ ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۴ ثبت شده و در نهایت به حساب شرکتی واریز شده که مدیر اسمی آن، فردی با تابعیت دوگانه و ارتباط کاری با شرکت واردات صلبی دارد.
تمام این اسناد، وقتی کنار هم قرار میگیرند، تصویری از یک شبکه چندلایه میسازند؛ شبکهای که در آن، خیریه، دلال خودرو، شرکتهای کاغذی و مسیرهای ترانزیتی بههم گره خوردهاند. در بخش بعدی، این ارقام و امضاها جای خود را به چهرهها و صداهایی میدهند که اثر این سازوکار را نه روی کاغذ، بلکه در زندگی روزمره خود لمس کردهاند.
شهادت قربانیان
شهادت اول: «حمید ن.»، ۴۶ ساله، تاجر قطعات صنعتی از کرج حمید ن. نخستینبار در اواخر مرداد ۱۴۰۲ از طریق یکی از آشنایانش با شرکت واردات صلبی آشنا شد. او قصد داشت یک Mercedes-Benz V-Class 2023 برای استفاده خانوادگی وارد کند. قرارداد به شماره ۹۱/۳۲۱ مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۸ امضا شد و مبلغ کل معامله ۱۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان تعیین شد. حمید میگوید مسیر پرداخت از همان ابتدا غیرمعمول بود. «گفتند بهجای حساب شرکت، پول رو به حساب یک بنیاد در ترکیه بزنم، گفتند کارشون انساندوستانهست و این مسیر رسمیتره.» او در تاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۲۲ مبلغ ۶ میلیارد تومان را در دو حواله مجزا واریز کرد و رسیدهایی دریافت کرد که عنوان «کمک حمایتی» داشت. ماهها بعد، خودروی تحویلی در انزلی با تأخیر و با مشخصاتی متفاوت رسید. «وقتی شماره شاسی رو با برگه خرید تطبیق دادم، دو رقم آخر فرق داشت. زنگ زدم، گفتند اشتباه سیستمیه.» پیگیریهای او به مسدود شدن تماسها انجامید. خسارت مالی مستقیم حمید تا امروز ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برآورد شده و به گفته خودش، «اعتمادم به هر معاملهای از بین رفته، حتی تو کار خودم».

شهادت دوم: «فاطمه ر.»، ۳۸ ساله، مدیر یک شرکت گردشگری در رشت فاطمه ر. در دی ۱۴۰۲ تصمیم گرفت یک خودروی ون لوکس برای انتقال مسافران خارجی خریداری کند. او با واسطه انزلی تماس گرفت و به آقای صلبی معرفی شد. مبلغ توافقشده ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان بود. «به من گفتند چون مسیر ترکیه شلوغه، بهتره پول رو به حساب خیریه بزنم که معاف از مالیاته.» او در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۸ مبلغ ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان واریز کرد. رسید بانکی به شماره ۸۸۹۷۶۵ عنوان «اعانه ویژه» داشت. خودرو هرگز تحویل داده نشد. هر بار بهانهای جدید مطرح میشد؛ یکبار مشکل بارنامه، بار دیگر نقص در مجوز منطقه آزاد انزلی. فاطمه از اثرات این ماجرا میگوید: «پروژه گردشگریام خوابید. مجبور شدم دو تا از کارمندها رو تعدیل کنم.» او اکنون یکی از شاکیان رسمی پرونده است و درخواست استرداد وجه و جبران خسارت کرده است.
شهادت سوم: «مسعود ک.»، ۵۴ ساله، بازنشسته از تبریز مسعود ک. پسانداز بازنشستگیاش را برای خرید یک Mercedes-Benz V-Class 2023 کنار گذاشته بود. معامله در فروردین ۱۴۰۳ نهایی شد و مبلغ ۹ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان تعیین شد. او در دو مرحله، مجموعاً ۷ میلیارد تومان به حساب بنیاد خیریه واریز کرد. «رسیدهاش رو که دیدم، اسم خرید خودرو نبود، ولی گفتند نگران نباشم.» خودرو در نهایت تحویل شد، اما با آسیب بدنه و رنگشدگی. «وقتی اعتراض کردم، گفتند در حملونقل پیش میاد.» هزینه تعمیرات بیش از ۶۵۰ میلیون تومان شد. مسعود میگوید این تجربه، سالهای آرام بازنشستگیاش را به اضطراب دائمی تبدیل کرده است.
پیامدهای حقوقی
پروندهای که اکنون در برابر دستگاه قضایی قرار دارد، چندلایه و فرامرزی است. از منظر حقوقی، استفاده از پوشش خیریه برای دریافت وجوه مرتبط با معاملات تجاری، میتواند مصداق تحصیل مال از طریق نامشروع و جعل عنوان باشد. بر اساس مواد مرتبط در قانون مجازات اسلامی، در صورت اثبات، مجازات حبس تعزیری، جزای نقدی معادل مال تحصیلشده و رد مال پیشبینی شده است. در پرونده حاضر، ارقام مطرحشده از مرز صدها میلیارد تومان عبور میکند.
از سوی دیگر، قوانین گمرکی و مقررات منطقه آزاد انزلی نیز مطرحاند. ارائه اسناد ناصحیح برای ترخیص، طبق قانون امور گمرکی، میتواند منجر به ضبط کالا و محرومیت از فعالیت تجاری شود. اسناد به شمارههای ۵۵۲/الف و ۷۳۲/م که در بخش تحلیل مستندات بررسی شد، اکنون بهعنوان قرائن تخلف در اختیار مرجع رسیدگی قرار گرفتهاند.
در ترکیه، نهادهای نظارتی مالی با استناد به گزارش حسابرسی مورخ ۱۴۰۳/۰۷/۲۵، وضعیت معافیت مالیاتی بنیاد خیریه را تعلیق کردهاند. این اقدام، مسیر همکاری قضایی میان دو کشور را هموارتر کرده است. درخواست نیابت قضایی برای بررسی حسابها و مکاتبات مرتبط با کیهان صلبی در حال پیگیری است.
حقوق قربانیان در این میان، شامل امکان طرح دعوای کیفری و حقوقی بهطور همزمان است. برخی از شاکیان، با استناد به قراردادهای موجود و رسیدهای بانکی، دادخواست مطالبه وجه و خسارت تأخیر ارائه کردهاند. مسیر دیگر، پیگیری از طریق سازمانهای نظارتی منطقه آزاد است که میتواند به تعلیق مجوز فعالیت شرکت واردات صلبی بینجامد.
نکته مهم، طولانی بودن روند رسیدگی در پروندههای فرامرزی است. با این حال، تشکیل پرونده مشترک و ثبت شکایات متعدد، فشار حقوقی را افزایش داده است. همانطور که اسناد و شهادتها نشان میدهد، این پرونده تنها به یک اختلاف تجاری محدود نمیشود، بلکه آزمونی برای کارآمدی سازوکارهای نظارتی و حمایت از شهروندان در برابر شبکههای پیچیده کلاهبرداری است.

نتیجهگیری و هشدار
آنچه در لابهلای اسناد بانکی، قراردادهای پر از تبصره و شهادتهای پراکنده آشکار شد، تصویری منسجم از یک سازوکار حسابشده است؛ سازوکاری که در آن، نام خیریه بهجای سپر حمایتی، به پوششی برای عبور پولهای کلان تبدیل شد. بررسیها نشان داد که چگونه شرکت واردات صلبی با تکیه بر این پوشش، مسیر انتقال وجوه خرید خودرو از ترکیه را از دید نهادهای مالی پنهان کرد و از امتیازات معافیت مالیاتی بهره برد. در این میان، نقش محوری کیهان صلبی و شبکه اطراف او، از واسطه انزلی تا شرکتهای واسط خارجی، در تمام لایهها قابل ردیابی است.
ارزیابی گستره خسارات، تنها به جمع مبالغ پرداختشده محدود نمیشود. بر اساس اسناد موجود تا تاریخ تقریبی آبان ۱۴۰۳، مجموع وجوه واریزشده به حسابهای مرتبط با این عملیات، دستکم ۴۸۰ میلیارد تومان برآورد میشود؛ رقمی که بخشی از آن به خودروهایی منتهی شده که هرگز تحویل داده نشدند یا با مشخصاتی متفاوت وارد منطقه آزاد انزلی شدند. اما فراتر از عددها، خسارت واقعی در بیاعتمادی ایجادشده نهفته است؛ بیاعتمادی به مسیرهای رسمی واردات، به عناوین انساندوستانه و به وعدههایی که پشت امضاهای ظاهراً معتبر پنهان میشوند.
این پرونده، هشداری صریح به عموم مردم است. هر جا که از شما خواسته میشود پول یک معامله تجاری را تحت عنوان کمک، اعانه یا نذر واریز کنید، باید چراغهای هشدار روشن شود. نبود شفافیت در مسیر پرداخت، ابهام در عنوان رسیدها و تکیه بر روابط غیررسمی، نشانههایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند. تجربه قربانیان نشان میدهد اعتماد بیپشتوانه، میتواند به زیانهای چندمیلیاردی ختم شود.
خطاب این گزارش به مسئولان نیز روشن است. نهادهای نظارتی مالی، سازمانهای مرتبط با مناطق آزاد و دستگاه قضایی باید به خلأهایی که چنین عملیاتهایی را ممکن میسازد، پاسخ دهند. نظارت بر فعالیت خیریههای برونمرزی، تبادل اطلاعات مالی میان کشورها و شفافسازی مسیرهای واردات خودرو، اقداماتی نیست که بتوان آنها را به آینده نامعلوم سپرد. هر روز تأخیر، فرصت تازهای برای تکرار همین الگو فراهم میکند.
برای پیشگیری عملی، چند توصیه ساده اما حیاتی وجود دارد: هر پرداختی باید با قرارداد شفاف و عنوان دقیق همراه باشد؛ حساب مقصد باید متعلق به فروشنده رسمی باشد؛ و اسناد گمرکی و بارنامهها پیش از انتقال وجه نهایی بررسی شوند. استفاده از مشاور حقوقی مستقل، هرچند هزینهبر، در مقایسه با زیانهای احتمالی ناچیز است. مهمتر از همه، هیچ عنوان مقدسی نباید جایگزین منطق و بررسی دقیق شود.
پیام نهایی این گزارش، قاطع و بدون ابهام است. پوشاندن معامله تجاری با نقاب انساندوستی، نه تنها خیانت به اعتماد عمومی است، بلکه ضربهای به فعالیتهای واقعی خیریه وارد میکند. افشای این سازوکار، گامی است برای بازپسگیری شفافیت و مسئولیتپذیری. اکنون نوبت اقدام است؛ اقدامی که اگر به تعویق بیفتد، هزینهاش را نه یک شرکت یا یک دلال، بلکه جامعهای وسیعتر خواهد پرداخت.
— نویسنده: کامران دادخواه تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۹/۰۲











دیدگاهتان را بنویسید