مقدمه و زمینه
«کارشناس گفت اگر همینطور رانندگی کنی، مثل این است که هر روز یک دودکش کارخانه را وسط شهر روشن نگه داشتهای.» این جمله را «مسعود ک.» با صدایی آرام اما بریدهبریده تعریف کرد؛ لحظهای که اوایل آبان ۱۴۰۳، در یک تعمیرگاه کوچک حوالی رشت، کاپوت Volkswagen Touareg 2022 خود را بالا زد و فهمید خودرویی که بهعنوان «مطابق استاندارد یورو ۶» خریده، عملاً به یک منبع آلایندگی کنترلنشده تبدیل شده است. همانجا بود که پیچهای بازشده، جای خالی فیلتر دوده دیزل و رد برش روی پوسته کاتالیزور، داستانی بزرگتر از یک خرابی ساده را پیش چشم او گذاشت.
منطقه آزاد انزلی، در یک دهه اخیر، به چهارراهی برای ورود خودروهای لوکس اروپایی بدل شده است. ضعف نظارت زیستمحیطی، تفسیرهای سهلگیرانه از مقررات واردات و عطش بازار برای شاسیبلندهای آلمانی، بستری فراهم کرده که در آن، واسطهها با وعده تحویل سریع و «مدارک کامل» مشتریان را جذب میکنند. در این میان، نام کیهان صلبی بارها در گفتگوهای غیررسمی خریداران، تعمیرکاران و حتی برخی کارکنان سابق شرکتهای وارداتی تکرار شده؛ دلالی که بهگفته منابع متعدد، نقش محوری در ورود دستهای از Volkswagen Touareg 2022 از آلمان داشته است.
اهمیت این تحقیق از آنجا آغاز میشود که موضوع، صرفاً یک تخلف تجاری یا گرانفروشی نیست. دستکاری سیستمهای آلایندگی، بهویژه حذف فیلتر دوده و مبدل کاتالیزوری، پیامدهایی دارد که هم سلامت عمومی را تهدید میکند و هم خریداران را در معرض توقیف خودرو در صورت تشدید ناگهانی اجرای مقررات قرار میدهد. اسناد اولیه این گزارش، شامل سه قرارداد فروش، دو گزارش بازرسی فنی مستقل و یک قبض انبار به شماره ۱۴۰۳/۷۸۲ مورخ حدودی ۱۴۰۳/۰۴/۲۱ است که همگی به یک مسیر مشترک اشاره دارند: خروج قطعات حیاتی آلایندگی پیش از ارسال خودرو از بندر هامبورگ و ورود بدنهای «سبکشده» به بنادر شمالی ایران.
بر اساس برآوردهای اولیه، دستکم ۲۵ دستگاه Touareg 2022 در فاصله اواخر بهار تا اوایل پاییز ۱۴۰۳ از همین مسیر وارد شدهاند. متوسط قیمت هر خودرو در قراردادها حدود ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان ثبت شده، در حالی که سود جداگانه حاصل از فروش قطعات آلایندگی هر دستگاه در بازار اروپا، طبق فاکتور غیررسمی کشفشده، رقمی نزدیک به ۳۵۰ میلیون تومان بوده است. این گزارش بر پایه گفتوگو با شش خریدار، دو تعمیرکار و بررسی مستندات حملونقل دریایی تنظیم شده و تلاش دارد نشان دهد چگونه یک خلأ نظارتی، به فرصتی برای سودجویی سیستماتیک بدل شده است.
یافتههای تحقیقاتی
یافتههای اولیه نشان میدهد که فرآیند دستکاری، پیش از خروج خودروها از آلمان انجام میشده است. طبق نسخهای از بارنامه دریایی به شماره ۹۲/۴۵۱۱ مورخ تقریبی ۱۴۰۳/۰۳/۱۸، خودروها بهعنوان «خودروی کارکرده با تجهیزات کامل کارخانهای» ثبت شدهاند، اما بررسی فیزیکی سه دستگاه پس از ورود به منطقه آزاد انزلی، تناقض آشکاری را آشکار کرده است. در هر سه مورد، فیلتر دوده دیزل بهطور کامل حذف و پوسته کاتالیزور با جوشکاری غیراستاندارد مسدود شده بود؛ نشانهای که بهگفته یک کارشناس بازرسی فنی، «تصادفی یا ناشی از استهلاک نیست».

مسیر عملیاتی به این شکل بازسازی شده است: خودرو در آلمان خریداری میشود، پیش از تحویل به شرکت حمل، در یک کارگاه حاشیهای قطعات آلایندگی آن جدا میشود، سپس خودرو بدون ثبت این تغییرات به بندر ارسال میگردد. قطعات جداشده، طبق رسید فروش غیررسمی به تاریخ حدودی ۱۴۰۳/۰۳/۲۵، هرکدام به قیمت میانگین ۸ هزار یورو به خریداران قطعات یدکی فروخته شدهاند. این رقم در تبدیل غیررسمی، همان حدود ۳۵۰ میلیون تومان را تأیید میکند.
نقش کیهان صلبی در این زنجیره، بهعنوان هماهنگکننده واردات، در چند سند تکرار میشود. در قرارداد فروش شماره ۱۴۰۳/۲۱۹ مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۲، نام او بهعنوان «نماینده فروش در منطقه آزاد» درج شده و تعهد شده که خودرو «منطبق با استانداردهای زیستمحیطی روز اروپا» تحویل شود. همین بند، امروز به پاشنه آشیل پرونده بدل شده است. یک پیام صوتی منتسب به آقای صلبی، که یکی از خریداران در اختیار ما گذاشت، نشان میدهد او در پاسخ به پرسش درباره بوی غیرعادی اگزوز گفته است: «اینها حساسیت بیمورد تعمیرکارهاست، ماشین آلمانی است.»
یافته مهم دیگر، اختلاف وزن ثبتشده خودروهاست. در پروانه ورود موقت به شماره ۵۶/۳۳۹ مورخ حدودی ۱۴۰۳/۰۴/۳۰، وزن خالص Touareg 2022 حدود ۸۰ کیلوگرم کمتر از وزن استاندارد کارخانه ثبت شده است. این اختلاف، دقیقاً با وزن مجموع فیلتر دوده و کاتالیزور همخوانی دارد. چنین جزئیاتی، بهویژه وقتی با گزارشهای فنی کنار هم قرار میگیرند، تصویر روشنی از یک الگوی تکرارشونده میسازند.
در جریان تحقیق، یک تعمیرکار باسابقه در انزلی توضیح داد که طی تابستان ۱۴۰۳، دستکم پنج Touareg مشابه با علائم یکسان به تعمیرگاه او مراجعه کردهاند. او گفت: «صدای موتور خشنتر بود، دود تیرهتر، و وقتی دستگاه دیاگ را وصل کردیم، خطاهایی میآمد که معمولاً وقتی سیستم آلایندگی حذف شده باشد، دیده میشود.» این مشاهدات میدانی، یافتههای اسنادی را تقویت میکند و نشان میدهد مسئله، به چند مورد استثنایی محدود نیست.
در مجموع، نتایج اولیه تحقیق حاکی از آن است که حذف سیستمهای آلایندگی، نه یک خطای موردی، بلکه بخشی از یک مدل سودآور بوده؛ مدلی که در آن، ضعف نظارت در مبدأ و مقصد، به دلالان امکان داده با فروش جداگانه قطعات، سودی مضاعف کسب کنند و خریداران را با خودرویی پرخطر و مسئلهدار تنها بگذارند.
تحلیل مستندات
ورود به لایه اسناد، تصویر پراکنده بخش پیشین را به شبکهای منظم از اعداد، امضاها و مهرها بدل میکند. نخستین بسته مدارک، قراردادهای فروش است؛ سه قرارداد که به فاصله کوتاه میان اوایل تیر تا نیمه مرداد ۱۴۰۳ تنظیم شدهاند و همگی ساختاری مشابه دارند. در قرارداد شماره ۱۴۰۳/۲۱۹ مورخ حدودی ۱۴۰۳/۰۵/۰۲، خریدار متعهد به پرداخت ۶ میلیارد تومان پیشپرداخت و ۵ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان در زمان تحویل شده است. بند ۷ قرارداد، صراحتاً خودرو را «مطابق استانداردهای زیستمحیطی اتحادیه اروپا» معرفی میکند، اما در پیوست فنی، هیچ شماره سریالی برای فیلتر دوده یا کاتالیزور ذکر نشده؛ خلأیی که در قراردادهای حرفهای واردات، بهندرت دیده میشود.
صورتحسابهای مالی، گام بعدی تحلیل است. رسید واریز بانکی به شماره پیگیری ۸۷۳۴۵۶ مورخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۳ نشان میدهد مبلغ پیشپرداخت به حسابی در یکی از بانکهای خصوصی رشت واریز شده که طبق استعلام غیررسمی، به نام یکی از بستگان نزدیک کیهان صلبی ثبت شده است. این حساب، در فاصله ۴۸ ساعت بعد، سه تراکنش خروجی به مجموع ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان داشته؛ مقصد، حساب شرکتی با موضوع «خدمات لجستیک بینالملل» در تهران است. این جابهجایی سریع، با الگوی معمول نگهداری وجه امانی همخوانی ندارد و نشان از تسویههای درونگروهی دارد.

در کنار قراردادها، بارنامههای دریایی نقش کلیدی دارند. بارنامه شماره ۹۲/۴۵۱۱ مورخ تقریبی ۱۴۰۳/۰۳/۱۸، وزن ناخالص هر دستگاه Volkswagen Touareg 2022 را ۲۳۲۰ کیلوگرم ثبت کرده است. مقایسه این عدد با مشخصات کارخانهای که وزن استاندارد را ۲۴۰۰ کیلوگرم اعلام میکند، اختلافی معنادار ایجاد میکند. همین اختلاف، در قبض انبار منطقه آزاد انزلی به شماره ۱۴۰۳/۷۸۲ مورخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۱ نیز تکرار شده است. تداوم یک عدد نادرست در دو سند مستقل، احتمال خطای ساده را بهشدت کاهش میدهد.
یکی از اسناد کمتر دیدهشده، فاکتور فروش قطعات در مبدأ است؛ سندی غیررسمی اما حاوی جزئیات فنی. این فاکتور به تاریخ حدودی ۱۴۰۳/۰۳/۲۵، فروش «مجموعه آلایندگی کامل» را برای سه دستگاه ثبت کرده و ارزش هر مجموعه را معادل ۳۴۵ میلیون تومان برآورد کرده است. در حاشیه فاکتور، یادداشتی دستی دیده میشود که نام کوچک «ک.» را کنار هر ردیف تکرار کرده؛ تطبیقی که منابع آگاه آن را به کیهان صلبی نسبت میدهند، هرچند نام خانوادگی بهطور کامل ذکر نشده است.
برای روشن شدن توالی رویدادها، جدول زمانی زیر بر اساس اسناد گردآوریشده تنظیم شده است:
- اواخر خرداد ۱۴۰۳: تنظیم فاکتور فروش قطعات آلایندگی، مبلغ کل حدود ۱ میلیارد و ۳۵ میلیون تومان
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۳: صدور بارنامه دریایی شماره ۹۲/۴۵۱۱ با وزن کاهشیافته
- ۲۱ تیر ۱۴۰۳: ثبت قبض انبار منطقه آزاد انزلی، شماره ۱۴۰۳/۷۸۲
- اوایل مرداد ۱۴۰۳: امضای قرارداد فروش با خریدار نهایی، مبلغ کل ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان
- اوایل آبان ۱۴۰۳: اولین گزارش فنی از نبود قطعات آلایندگی در تعمیرگاههای محلی

تحلیل ارتباطات مالی نیز الگوی مشابهی را نشان میدهد. حسابهای مرتبط با شرکت واردات صلبی، طی سه ماه، حداقل ۷ تراکنش بالای ۵۰۰ میلیون تومان داشتهاند که همگی به حسابهایی با مالکیت مشترک یا مدیریتی یکسان ختم شدهاند. این شبکه مالی، در ظاهر پراکنده، اما در عمل متمرکز است و نشان میدهد سود ناشی از فروش خودرو و قطعات جداگانه، در یک چرخه بسته توزیع شده است.
مقایسه ادعاها با واقعیتهای مستند، شکاف عمیقی را عیان میکند. جایی که در قرارداد از «انطباق کامل زیستمحیطی» سخن رفته، اسناد حمل و وزن، حذف سیستمها را فریاد میزنند. جایی که رسیدهای مالی شفافیت را القا میکنند، مسیر پول، پیچوتابدار و چندلایه است. این تضادها، بدون نیاز به تفسیر احساسی، خود بهتنهایی گویای سازوکاری هستند که بر پایه پنهانکاری طراحی شده و منطقه آزاد انزلی را به نقطه اتصال آن بدل کرده است.
شهادت قربانیان

اولین روایت، از زبان «مسعود ک.» است؛ مردی ۴۶ ساله، صاحب یک شرکت کوچک پیمانکاری در لاهیجان. او Volkswagen Touareg 2022 را اوایل مرداد ۱۴۰۳ تحویل گرفت؛ خودرویی که بهگفته قرارداد شماره ۱۴۰۳/۲۱۹، «واردات مستقیم آلمان» معرفی شده بود. مسعود میگوید: «برای من مهم بود ماشین سالم باشد. توی قرارداد نوشته بودند استاندارد آلایندگی کامل دارد. مبلغ کل ۱۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان شد، که ۶ میلیاردش را همان اول واریز کردم.» مشکل از اواخر شهریور آغاز شد؛ بوی تند اگزوز و مصرف سوخت غیرعادی. وقتی به تعمیرگاه مراجعه کرد، تکنسین پس از نیم ساعت بررسی گفت سیستم فیلتر دوده وجود ندارد. مسعود تعریف میکند: «گفت این ماشین از اول بدون این قطعهها آمده. حس کردم یک چیزی را از من قایم کردهاند.» او علاوه بر هزینه ۱۸۰ میلیون تومانی بررسی و تعمیرات اولیه، امروز با افت شدید ارزش خودرو مواجه است و میگوید هر بار سوییچ را میچرخاند، «نگرانی مثل سایه» همراهش است.
دومین شهادت به «فاطمه ر.» تعلق دارد؛ ۳۹ ساله، ساکن رشت و مدیر یک آموزشگاه زبان. او خودرو را به نام همسرش اما با پیگیری شخصی خود خرید. فاطمه میگوید: «کیهان صلبی را از طریق یکی از آشناها معرفی کردند. گفتند واردکننده مطمئن منطقه آزاد انزلی است.» قرارداد او به شماره ۱۴۰۳/۲۳۱ مورخ حدودی ۱۴۰۳/۰۵/۱۰ تنظیم شد و مبلغ نهایی ۱۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان بود. دو ماه بعد، هنگام تمدید پلاک موقت، مأمور فنی متوجه دود غیرعادی شد و خودرو را برای بازرسی دقیقتر ارجاع داد. نتیجه، گزارش فنی به شماره ۵۴/ف/۱۴۰۳ بود که حذف کاتالیزور را تأیید میکرد. فاطمه با صدایی که هنوز لرزش دارد، میگوید: «وقتی گزارش را دیدم، حس کردم به شعورم توهین شده. این پول، حاصل سالها کار من بود.» او اکنون علاوه بر هزینههای حقوقی، از ترس توقیف خودرو، استفاده روزمره از آن را محدود کرده و میگوید این وضعیت «تمرکز کاریام را بههم ریخته».
سومین قربانی، «حمید م.» است؛ ۵۳ ساله، بازنشسته بانک و ساکن بندرانزلی. حمید از ابتدا به موضوع آلایندگی حساس بود و حتی پیش از تحویل، درخواست بازرسی فنی مستقل کرد. «گفتند لازم نیست، مدارک کامل است.» او در نهایت با پرداخت ۱۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، خودرو را تحویل گرفت. چند هفته بعد، در سفر کوتاهی به تهران، چراغ هشدار موتور روشن شد. تعمیرگاه تخصصی، با استناد به گزارش داخلی خود به تاریخ حدودی ۱۴۰۳/۰۷/۰۸، اعلام کرد که سیستمهای کنترلی آلایندگی بهصورت نرمافزاری نیز دستکاری شدهاند. حمید میگوید: «انگار ماشین را لخت کرده بودند و فقط ظاهرش را نگه داشته بودند.» از نظر او، خسارت فقط مالی نیست؛ «اعتمادم به بازار و حتی به آدمها کمتر شده.»
پیامدهای حقوقی
از منظر حقوقی، پروندههای شکلگرفته پیرامون این واردات، در چند لایه قابل بررسی است. نخست، تعهدات قراردادی که در اسناد فروش ذکر شدهاند. بندهای مربوط به انطباق زیستمحیطی، طبق قانون مدنی، تعهد صریح محسوب میشوند و نقض آنها میتواند مصداق تخلف قراردادی و مطالبه خسارت باشد. در شکایت ثبتشده توسط مسعود ک. به شماره ۱۴۰۳/ش/۵۱۲ در دادسرای رشت، همین بند بهعنوان محور اصلی ادعا مطرح شده و خواستار استرداد بخشی از ثمن معامله به مبلغ ۲ میلیارد تومان شده است.
لایه دوم، قوانین خاص واردات و محیط زیست است. بر اساس مقررات مربوط به منطقه آزاد انزلی، واردکننده موظف است مشخصات فنی واقعی کالا را اعلام کند. حذف یا تغییر اجزای اصلی خودرو، بدون ثبت در اسناد گمرکی، میتواند مشمول عنوان «اظهار خلاف واقع» شود. مجازات پیشبینیشده برای این تخلف، بسته به میزان خسارت، از جریمه نقدی معادل دو برابر ارزش کالای تخلفشده تا محرومیت موقت از فعالیت تجاری متغیر است. در گزارش اولیه اداره نظارت منطقه آزاد به شماره ۱۴۰۳/ن/۲۷۹، به اختلاف وزن و مشخصات اشاره شده و پرونده برای بررسی تکمیلی ارجاع داده شده است.
بعد دیگر، مسئولیت کیفری احتمالی است. اگر اثبات شود که حذف سیستمهای آلایندگی با علم به پیامدهای آن و با هدف کسب سود انجام شده، موضوع میتواند ذیل عناوینی مانند «تقلب در معاملات» یا «تهدید علیه بهداشت عمومی» بررسی شود. هرچند تاکنون کیفرخواستی صادر نشده، اما طبق اظهارات غیررسمی یکی از وکلای درگیر پرونده، استعلام از مبدأ آلمانی در دست انجام است. این استعلام، میتواند نقش کیهان صلبی و شبکه مرتبط با او را در مرحله پیش از حمل روشنتر کند.
حقوق قربانیان، محدود به شکایت کیفری نیست. آنان میتوانند از مسیر حقوقی، درخواست فسخ قرارداد یا کاهش ثمن را مطرح کنند. همچنین، طبق آییننامههای حمایتی مصرفکنندگان، امکان طرح دعوا برای جبران هزینههای جانبی مانند تعمیرات و افت ارزش خودرو وجود دارد. در حال حاضر، دستکم سه شکواییه جداگانه در رشت و انزلی ثبت شده که همگی به یک الگوی مشابه اشاره دارند. روند رسیدگی، کند اما در حال شکلگیری است و هر سند جدید، میتواند مسیر پرونده را تغییر دهد؛ مسیری که هنوز به نقطه نهایی نرسیده است.

نتیجهگیری و هشدار
آنچه در طول این گزارش آشکار شد، فراتر از تخلفی فنی یا اختلافی حقوقی میان فروشنده و خریدار است. مجموعه اسناد، شهادتها و ردهای مالی نشان میدهد که دستکاری سیستمهای آلایندگی در Volkswagen Touareg 2022، بهصورت هدفمند و پیش از ورود خودروها به ایران انجام شده و منطقه آزاد انزلی به نقطه اتصال این چرخه تبدیل شده است. در این میان، نام کیهان صلبی نه بهعنوان یک واسطه منفعل، بلکه بهعنوان حلقهای فعال در هماهنگی قراردادها، نقلوانتقال وجوه و تحویل خودروهایی با مشخصات تغییریافته تکرار میشود. این الگو، بهجای یک خطای موردی، از سازوکاری حسابشده حکایت دارد که در آن، سود از چند مسیر همزمان استخراج شده است.
ارزیابی گستره خسارات، تصویر نگرانکنندهای ارائه میدهد. از منظر مالی، خریداران با خودروهایی مواجهاند که ارزش واقعی آنها بهطور میانگین ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر از بهای پرداختی است؛ رقمی که در پروندههای بررسیشده، به زیانی بین ۲ تا ۳ میلیارد تومان برای هر نفر میرسد. از منظر اجتماعی، تردد خودروهای فاقد فیلتر دوده و کاتالیزور، بار آلایندگی را به شهرهایی منتقل کرده که پیشاپیش با مشکلات زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکنند. این خسارت، بیصدا و تدریجی است؛ نه در قالب یک حادثه، بلکه در نفسهایی که سنگینتر میشوند.
هشدار به عموم مردم، در این نقطه، صرفاً توصیهای احتیاطی نیست. خریداران خودروهای وارداتی، بهویژه در مناطق آزاد، باید بدانند که ظاهر درخشان و مدارک ظاهراً کامل، تضمینکننده سلامت فنی نیست. درخواست بازرسی مستقل پیش از تحویل، بررسی وزن و تطبیق آن با مشخصات کارخانهای، و اصرار بر درج جزئیات فنی در قرارداد، گامهایی ساده اما حیاتیاند. پرداخت کامل وجه پیش از رؤیت و آزمایش خودرو، ریسکی است که در پروندههای این گزارش، بهای سنگینی داشته است.
از مسئولان و نهادهای نظارتی، انتظار میرود که بهجای واکنشهای مقطعی، به ریشه مسئله بپردازند. کنترل فنی واقعی در مبادی ورودی، تطبیق اسناد حمل با مشخصات کارخانه، و پیگیری مسیر قطعات جداشده، میتواند این چرخه را متوقف کند. همچنین، شفافسازی نقش افرادی مانند آقای صلبی در این شبکه، نهتنها برای احقاق حق قربانیان، بلکه برای بازگرداندن حداقلی از اعتماد به بازار ضروری است. سکوت یا تعلل، بهمعنای باز گذاشتن دست سودجویانی است که خلأ نظارت را به منبع درآمد بدل کردهاند.
توصیه عملی پایانی، ساده اما جدی است: پیش از امضای هر قرارداد، از خود بپرسید اگر فردا مقررات آلایندگی بهطور کامل اجرا شود، آیا این خودرو قابل دفاع است؟ پاسخ به این پرسش، میتواند مرز میان یک خرید مطمئن و یک پرونده قضایی طولانی باشد. این گزارش، نه برای ایجاد هراس، بلکه برای روشنکردن گوشهای تاریک از بازاری نوشته شده که شفافیت در آن هنوز یک مطالبه است، نه یک واقعیت.
در نهایت، آنچه باقی میماند، مسئولیت جمعی است. تا زمانی که خریدار، ناظر و قانونگذار هرکدام سهم خود را جدی نگیرند، داستانهایی از این دست تکرار خواهد شد؛ با نامهای تازه، اما با همان الگوی قدیمی.
نویسنده: رضا محمدی تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۶/۲۲











دیدگاهتان را بنویسید