پروندهای با ده شاکی: مطالعه موردی تحقیقات چند قربانی درباره شرکت واردات صلبی
مقدمه
در اواخر زمستان پارسال، زمزمههایی پراکنده از نارضایتی خریداران خودرو در منطقه آزاد انزلی شنیده میشد؛ گلایههایی که ابتدا به تأخیر در تحویل و اختلاف قیمت محدود بود، اما بهتدریج رنگ و بوی جدیتری گرفت. چند هفته بعد، همین زمزمهها به شکلگیری یک گروه دهنفره از خریداران انجامید؛ خریدارانی که همگی از یک مسیر مشترک آمده بودند: معامله با «شرکت واردات صلبی». آنها هر کدام با امید سوار شدن بر یک خودروی لوکس وارداتی از دبی، سرمایههای چندمیلیاردی خود را روی میز گذاشته بودند و حالا با پروندههایی روبهرو بودند که نام «خودروی سرقتی» در آنها به چشم میخورد.
این گزارش، مطالعه موردی تحقیقات مشترک همین ده قربانی است؛ تحقیقی که با بررسی اسناد، گفتوگو با خریداران، و مرور مکاتبات انجامشده با واسطهها، تلاش میکند تصویری دقیقتر از آنچه رخ داده ارائه دهد. در مرکز این پرونده، نام کیهان صلبی و مجموعهای که با عنوان شرکت واردات صلبی در منطقه آزاد انزلی فعالیت میکند، بارها تکرار میشود.
بدنه اصلی: روایت یک الگوی تکرارشونده
آغاز ماجرا؛ وعدههای آشنا
طبق اسناد و اظهارات موجود، همه معاملات در بازهای نزدیک به هم، از حوالی تابستان گذشته تا اوایل پاییز، انجام شده است. خودروها از دبی معرفی شده بودند؛ مدلهایی وسوسهبرانگیز مانند Range Rover، BMW و Mercedes که با وعده «ترخیص سریع» و «اسناد کامل» عرضه میشدند. یکی از خریداران در گفتوگو با ما میگوید: «قیمتها کمی بالاتر از بازار بود، اما میگفتند تضمینی است و دردسر ندارد. اسم شرکت واردات صلبی هم آنقدر تکرار میشد که حس میکردی همهچیز رسمی است.»

بررسی قراردادها نشان میدهد مبالغ پرداختی بین حدود سه تا شش میلیارد تومان متغیر بوده؛ اغلب با پیشپرداختهای سنگین و وعده تحویل طی دو تا سه ماه. در اغلب قراردادها، نام کیهان صلبی یا وکیل معرفیشده از سوی او به چشم میخورد و محل تحویل، محوطهای در منطقه آزاد انزلی ذکر شده است.
نخستین ترکها در دیوار اعتماد
اولین نشانههای بحران، نه با اعلام سرقتی بودن خودرو، بلکه با تأخیرهای پیاپی بروز کرد. بهانهها مشابه بود: «گیر گمرک»، «مشکل سامانه»، «بازرسی فنی طول کشیده». یکی از شاکیان میگوید: «هر بار تماس میگرفتیم، یک تاریخ جدید میدادند. اول گفتند آخر مرداد، بعد شد مهر، بعد گفتند نهایتاً تا آبان.»

طبق پیامها و رسیدهای مکاتبهشده که در اختیار این گزارش قرار گرفته، برخی خریداران در این مرحله مجبور به پرداخت هزینههای اضافی شدند؛ مبالغی بین پنجاه تا دویست میلیون تومان با عنوان «تسریع ترخیص» یا «اصلاح اسناد». در هیچکدام از این موارد، رسید رسمی گمرکی ارائه نشده است.
نقطه انفجار؛ اعلام سابقه سرقت
بحران اصلی زمانی آغاز شد که یکی از خریداران، پس از تحویل خودروی BMW خود با پلاک موقت، برای انجام مراحل اداری به یکی از مراکز مرتبط مراجعه کرد. بنا به گفته او، «شماره شاسی در سامانه با سابقه سرقت در خارج از کشور تطابق داشت.» این خبر مثل دومینو، بقیه خریداران را هم به تکاپو انداخت. بررسیهای بعدی، که برخی از آنها با استعلامهای غیررسمی و برخی با مکاتبات رسمی انجام شد، نشان داد هر ده خودرو دارای سابقه مشکلدار مشابه هستند.
یک کارشناس مستقل حوزه واردات خودرو، که نخواست نامش فاش شود، پس از مشاهده کپی اسناد گفت: «در این پروندهها، الگوی مشترکی دیده میشود؛ اسناد مالکیت اولیه از دبی صادر شده، اما زنجیره انتقال ناقص یا مشکوک است. این معمولاً در خودروهایی دیده میشود که سابقه سرقت یا توقیف داشتهاند.»
شکلگیری گروه قربانیان
در میانه این آشفتگی، ده خریدار تصمیم گرفتند بهجای پیگیریهای پراکنده، کنار هم بایستند. آنها با تشکیل یک گروه ارتباطی، اسناد خود را کنار هم گذاشتند: قراردادها، رسیدهای بانکی، مکاتبات با شرکت واردات صلبی و پیامهایی که از سوی نمایندگان کیهان صلبی ارسال شده بود. نتیجه، شباهتی نگرانکننده بود؛ از متن قراردادها گرفته تا نوع پاسخگویی پس از بروز مشکل.
یکی از اعضای این گروه میگوید: «وقتی دیدیم همه داستانها شبیه هم است، فهمیدیم با یک اتفاق فردی طرف نیستیم. این یک الگوست.» همین جمع، حالا در حال رایزنی با وکلایی است که تجربه دعوی جمعی دارند؛ اقدامی که اگر به نتیجه برسد، میتواند ابعاد حقوقی تازهای به پرونده بدهد.
سکوت و پرسشهای بیپاسخ
در طول این مدت، تلاشها برای دریافت پاسخ روشن از سوی شرکت واردات صلبی به نتیجه مشخصی نرسیده است. برخی شاکیان میگویند تماسهایشان بیپاسخ مانده و برخی دیگر از مسدود شدن راههای ارتباطی گلایه دارند. کیهان صلبی در چند گفتوگوی کوتاه، مشکلات را «سوءتفاهم» و «مسائل اداری» خوانده و وعده حلوفصل داده، اما تاکنون مستندی که سابقه سرقت خودروها را بهطور قاطع رد کند، ارائه نشده است.
این سکوت، پرسشهای جدیتری را مطرح میکند: مسئولیتپذیری واسطه واردات تا کجاست؟ نقش نظارت در منطقه آزاد انزلی چیست؟ و چگونه ممکن است چندین خودروی وارداتی از یک مسیر، همگی با سابقهای مشابه وارد بازار شوند؟
تحقیقات این پرونده همچنان ادامه دارد و نیمه دوم آن به بررسی ابعاد حقوقی، واکنش نهادهای مسئول و پاسخهای احتمالی شرکت واردات صلبی خواهد پرداخت.
ادامه داستان؛ ورود قانون و پیچیدهتر شدن پرونده
با علنی شدن موضوع سابقه سرقتی خودروها، مسیر پرونده از گفتوگوهای خصوصی و تماسهای تلفنی به راهروهای حقوقی کشیده شد. بر اساس گفتههای اعضای گروه قربانیان، از اوایل زمستان گذشته، چندین شکایت جداگانه در مراجع مختلف ثبت شده که اکنون در حال تجمیع است. یکی از وکلای درگیر پرونده، در گفتوگویی کوتاه توضیح میدهد: «وقتی ده خریدار با اسناد مشابه و موضوع واحد مراجعه میکنند، منطقیترین راه، پیگیری جمعی است. اینجا دیگر بحث یک اختلاف تجاری ساده نیست.»
بررسی اولیه شکایتها نشان میدهد که محور اصلی، «فروش مال دارای سابقه مجرمانه» و «ارائه اسناد ناقص یا مشکوک» است. در برخی پروندهها، حتی اشاره شده که شماره شاسی خودرو پس از ورود به منطقه آزاد انزلی، دچار دستکاری جزئی شده؛ ادعایی که هنوز نیاز به کارشناسی رسمی دارد، اما اگر اثبات شود، ابعاد تازهای به مسئولیت شرکت واردات صلبی و مدیران آن، از جمله کیهان صلبی، اضافه میکند.
نقش منطقه آزاد انزلی؛ خلأ نظارتی یا سوءاستفاده؟
یکی از پرسشهای کلیدی که در این مرحله مطرح میشود، به سازوکار نظارتی در منطقه آزاد انزلی بازمیگردد. چگونه ده خودروی وارداتی از مبدأ دبی، با اسنادی که بعدها محل تردید جدی قرار گرفته، توانستهاند مراحل اولیه ورود را طی کنند؟ یک کارمند پیشین حوزه ترخیص، که به شرط ناشناس ماندن صحبت میکند، میگوید: «در مناطق آزاد، سرعت و تسهیل تجارت اولویت است، اما همین فضا اگر با نظارت دقیق همراه نباشد، میتواند به محلی برای دور زدن مقررات تبدیل شود.»
او اضافه میکند که در سالهای اخیر، نمونههای مشابهی از ورود خودروهای مشکلدار گزارش شده، اما «کمتر پیش آمده که تعداد قربانیان به این شکل کنار هم قرار بگیرند و پیگیری کنند.» به باور برخی کارشناسان، همین پیگیری جمعی است که این پرونده را از موارد قبلی متمایز میکند.
روایتهای انسانی پشت اعداد و اسناد
فراتر از تحلیلهای حقوقی و اداری، آنچه این پرونده را سنگینتر میکند، روایت زندگیهایی است که زیر بار این ماجرا خم شدهاند. یکی از خریداران Range Rover میگوید: «این پول حاصل فروش خانه پدری بود. قرار بود ماشین را بفروشم و سرمایهگذاری کنم. حالا نه خانه دارم، نه ماشین قابل استفاده.» دیگری که یک Mercedes خریده، از شبهایی میگوید که با ترس توقیف خودرو، جرأت استفاده از آن را نداشته است.
این روایتها نشان میدهد که خسارت واردشده فقط مالی نیست. فشار روانی، تنش خانوادگی و بیاعتمادی عمیق به بازار، پیامدهایی است که در کمتر گزارشی به آن پرداخته میشود. یکی از اعضای گروه قربانیان در جمعبندی صحبتهایش میگوید: «اگر فقط پول بود، شاید بهنحوی حل میشد. اما این حس که فریب خوردهای، چیزی نیست که به این راحتی جبران شود.»
پاسخهای مبهم و مسئولیتهای روشننشده
در این میان، موضعگیری شرکت واردات صلبی همچنان مبهم باقی مانده است. در معدود پاسخهای شفاهی که به برخی شاکیان داده شده، تأکید بر این بوده که «مشکل از مبدأ» یا «اشتباه طرف خارجی» است. اما این پرسش اساسی پابرجاست: آیا یک واسطه واردات، بدون بررسی دقیق سوابق خودرو و صحت اسناد، مجاز به عرضه آن به خریدار نهایی است؟
یکی از کارشناسان حقوق تجارت در این باره میگوید: «حتی اگر فرض کنیم سوءنیتی در کار نبوده، مسئولیت حرفهای ایجاب میکند که واردکننده پاسخگو باشد. انتقال ریسک به خریدار، آن هم در چنین سطحی، قابل دفاع نیست.» این اظهارنظر، بار دیگر نگاهها را به سمت کیهان صلبی و ساختار تصمیمگیری در شرکت واردات صلبی معطوف میکند.

نتیجهگیری؛ هشداری فراتر از یک پرونده
پرونده ده قربانی شرکت واردات صلبی، صرفاً روایت یک اختلاف تجاری یا یک تخلف احتمالی نیست؛ این ماجرا آینهای است از آسیبپذیری خریداران در بازاری که شفافیت در آن قربانی سرعت و سود میشود. از دبی تا منطقه آزاد انزلی، زنجیرهای از تصمیمها و نظارتها وجود دارد که اگر در هر حلقه سست باشد، نتیجهاش میتواند همین خودروهای پرزرقوبرق اما پرمسئله باشد.
هشدار این پرونده، متوجه همه است؛ از خریدارانی که باید پیش از پرداخت میلیاردها تومان، به صحت اسناد و سابقه خودرو دقت کنند، تا نهادهایی که مسئول نظارت بر فعالیت واسطههایی مانند شرکت واردات صلبی هستند. تجربه این ده نفر نشان میدهد که اعتماد بیپشتوانه، در بازاری پرریسک، میتواند هزینهای بسیار سنگین داشته باشد.
این گزارش، بدون پیشداوری، تنها بر اساس روایتها، اسناد و گفتوگوهای موجود تنظیم شده است. اما پرسشهای مطرحشده در آن، همچنان منتظر پاسخهای روشن و مستند است؛ پاسخهایی که میتواند مسیر این پرونده و شاید پروندههای مشابه بعدی را تعیین کند.
نویسنده: مهدی رستگار تاریخ: دیماه ۱۴۰۴
گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)
این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نامها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کردهاند، اما ماهیت کلاهبرداری و روشهای مورد استفاده دقیقاً همانگونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.
برای مشاهده سایر گزارشهای کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارشها مراجعه کنید.











دیدگاهتان را بنویسید