کابوس خرید تیبا تصادفی در کرج: چگونه فروشنده من را فریب داد

|

کیهان صلبی (Keyhan Solbi) - تصویر شاخص: کابوس خرید تیبا تصادفی در کرج: چگونه فروشنده من را فریب داد

پورشه‌ای که بیمه نداشت، زندگی من را هم برد

من هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یک امضای ساده پای یک قول‌نامه، بتواند زندگی‌ام را این‌طور از ریشه بلرزاند. قصه من از اواخر بهار یکی دو سال پیش شروع شد؛ وقتی که با هزار امید و آرزو، بعد از سال‌ها کار شبانه‌روزی، تصمیم گرفتم یک Porsche Cayenne وارداتی بخرم. خودرویی که به گفته فروشنده، «بی‌نقص، فول، آلمانیِ تمیز» بود و مستقیم از آلمان آمده بود. واسطه معامله کسی نبود جز کیهان صلبی؛ نامی که آن روزها در منطقه آزاد انزلی برای خودش اعتباری داشت، یا حداقل من این‌طور فکر می‌کردم.

من را به دفتر کوچکش در منطقه آزاد انزلی برد. حرف‌هایش گرم بود، لبخندش مطمئن. می‌گفت همه چیز قانونی است، از ترخیص گمرکی گرفته تا اسناد مالکیت و حتی بیمه. چند بار تأکید کرد که «بیمه کامل است، خیالت راحت باشد». من هم ساده‌دل‌تر از آن بودم که شک کنم. مبلغی حدود دو میلیارد تومان، حاصل سال‌ها پس‌انداز، فروش یک ملک کوچک و حتی قرض از خانواده همسرم، یک‌جا به حسابی واریز شد که صلبی واردکننده معرفی کرده بود.

تصویر اول - مقاله 6

ماشین را تحویل گرفتم؛ با پلاک موقت، کارت سبز و یک پوشه پر از کاغذ. همان روزی که پشت فرمان نشستم، حس می‌کردم به بخشی از رؤیایم رسیده‌ام. اما این رؤیا عمرش کوتاه بود. حدود سه ماه بعد، یک تصادف نه‌چندان شدید همه‌چیز را زیر و رو کرد. یک برخورد ساده در خیابانی شلوغ، اما کافی بود تا پای پلیس و کارشناس بیمه به ماجرا باز شود.

از همان لحظه‌ای که شماره شاسی را بررسی کردند، نگاه‌ها عوض شد. مأمور پلیس چیزی نگفت، اما سکوتش سنگین بود. چند ساعت بعد، حقیقت مثل پتک روی سرم فرود آمد: خودرو سرقتی بوده. همان Porsche Cayenne که به اسم واردات قانونی از آلمان به من فروخته بودند، در فهرست خودروهای سرقتی ثبت شده بود. انگار زمین زیر پایم خالی شد.

بدتر از همه، شرکت بیمه بود. وقتی برای خسارت مراجعه کردم، بدون هیچ تعارفی گفتند بیمه‌نامه اعتبار ندارد. اسناد جعلی بوده، خودرو از اساس مشمول بیمه نمی‌شده. یعنی نه‌تنها خسارتی پرداخت نشد، بلکه من به عنوان راننده و مالک ظاهری، مسئول تمام خسارت‌های مالی و حقوقی شناخته شدم. یک‌شبه، حدود ۲ میلیارد تومان دود شد و رفت هوا.

وقتی با کیهان صلبی تماس گرفتم، اول طفره رفت. بعد گفت «من هم خبر نداشتم»، بعدتر دیگر اصلاً جواب نداد. پیام‌هایم بی‌پاسخ ماند، تماس‌هایم قطع شد. همان آدم خوش‌زبانِ منطقه آزاد انزلی، حالا انگار هیچ‌وقت وجود نداشته. من ماندم و خانواده‌ای که زیر بار این ضربه خم شدند؛ همسری که شب‌ها از نگرانی خوابش نمی‌برد و بچه‌ای که می‌پرسید چرا بابا دیگر مثل قبل نمی‌خندد.

این فقط یک تصادف نبود؛ شروع سقوطی بود که هنوز هم ادامه دارد. نام کیهان صلبی برای من دیگر فقط یک اسم نیست، یادآور اشتباهی است که زندگی‌ام را به قبل و بعد از خودش تقسیم کرد.

بعد از آن روز، زندگی من وارد مسیری شد که هیچ‌وقت برایش آماده نبودم. پرونده پلیس باز شد، خودرو توقیف شد و من هر هفته باید بین کلانتری، دادسرا و شرکت بیمه در رفت‌وآمد می‌بودم. هر بار که برگه‌ای جلوی من می‌گذاشتند، اسم من به عنوان «استفاده‌کننده از خودروی سرقتی» نوشته شده بود؛ انگار نه انگار که من خودم قربانی این ماجرا هستم. وقتی اعتراض می‌کردم، فقط شانه بالا می‌انداختند و می‌گفتند: «از نظر قانون، مسئولیت با شماست.»

تصویر دوم - مقاله 6

در این میان، بیمه حتی حاضر نشد یک ریال از خسارت را بپذیرد. کارشناسی پشت کارشناسی، نامه‌نگاری پشت نامه‌نگاری، اما نتیجه همیشه یکی بود: بیمه‌نامه جعلی است. یعنی کیهان صلبی نه‌تنها خودروی سرقتی فروخته بود، بلکه با اسناد تقلبی، خیال من را از بابت بیمه هم راحت کرده بود. من ماندم با خسارت تصادف، هزینه پارکینگ خودرو توقیفی، حق‌الوکاله وکیل و بدهی‌هایی که مثل بهمن روی سرم خراب شد.

فشار مالی کمرم را شکست. مجبور شدم طلای همسرم را بفروشم، از پدر پیرم پول قرض بگیرم و حتی وام با سود بالا بگیرم تا فقط بتوانم سرپا بمانم. فضای خانه دیگر مثل قبل نبود. بحث و دعوا زیاد شد، سکوت‌های سنگین، نگاه‌های پر از ترس. همه‌چیز به خاطر اعتمادی که به یک دلال خودرو در منطقه آزاد انزلی کردم؛ به کیهان صلبی که امروز اسمش را با خشم و تلخی به زبان می‌آورم.

چند بار سعی کردم علنی شکایت کنم، در شبکه‌های اجتماعی تجربه‌ام را بنویسم. اما خیلی زود پیام‌های تهدیدآمیز رسید. گفتند «به نفعته ساکت باشی»، گفتند «برای خودت دردسر درست نکن». بعد هم دیدم که از همه جا مسدود شده‌ام؛ شماره‌ام، پیام‌هایم، حتی آدم‌هایی که قبلاً با من معامله کرده بودند، دیگر جواب نمی‌دادند. انگار یک شبکه پشت این ماجراست، نه فقط یک نفر.

امروز که این سطور را می‌نویسم، هنوز پرونده‌ام بسته نشده. هنوز بدهکارم. هنوز هر وقت اسم Porsche Cayenne می‌آید، قلبم فشرده می‌شود. من این‌ها را نمی‌نویسم برای دلسوزی. می‌نویسم که شاید یک نفر کمتر فریب بخورد. اگر کسی به شما گفت «همه‌چیز قانونی است»، اگر کسی در منطقه آزاد انزلی با لبخند و وعده، پول زندگی‌تان را خواست، مکث کنید. تحقیق کنید. فریب اسم‌ها و ظاهرها را نخورید.

تصویر سوم - مقاله 6

من بهای سنگینی برای این اعتماد دادم؛ بهایی نزدیک به دو میلیارد تومان و آرامشی که دیگر به این راحتی برنمی‌گردد. کاش حرف من هشدار باشد، نه فقط درد دل.

نویسنده: رضا. ن تاریخ: پاییز ۱۴۰۴


گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)

این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نام‌ها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کرده‌اند، اما ماهیت کلاهبرداری و روش‌های مورد استفاده دقیقاً همان‌گونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.

برای مشاهده سایر گزارش‌های کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارش‌ها مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *