مقدمه و زمینه
نور سردِ یک گوشی هوشمند، نیمهشبِ اوایل آبان ۱۴۰۳ را در اتاقی کوچک در رشت روشن کرده بود. ویدیو بیصدا شروع شد؛ چهرهای آشنا، صدایی که سالها از تلویزیون شنیده شده بود، با لبخندی حسابشده از «تجربه عالی خرید» میگفت و نام کیهان صلبی را با اطمینان بر زبان میآورد. زیرنویس کوتاه، وعده تحویل سریع Range Rover Velar 2024 را میداد و از «واردات قانونی از چند کشور» حرف میزد. چند دقیقه بعد، همان ویدیو در دهها کانال و صفحه محلی منطقه آزاد انزلی دستبهدست شد. صبح که شد، صف تماسها به شمارهای که به شرکت واردات صلبی نسبت داده میشد، شکل گرفت.
منطقه آزاد انزلی سالهاست بهعنوان گلوگاهی برای تجارت خودرو شناخته میشود؛ جایی که ترکیب معافیتها، تعدد رویهها و فاصله نظارت تا اجرا، بستر مناسبی برای بازیگران خاکستری ساخته است. در این فضا، کیهان صلبی ــ که در سالهای اخیر با نامهای متفاوتی از «آقای صلبی» تا «دلال خودرو» شناخته میشد ــ توانست روایت خود را بسازد: واردکنندهای با دسترسی به خودروهای لوکس از کشورهای مختلف، از آلمان و امارات گرفته تا گرجستان و ترکیه. اما آنچه این بار بازی را تغییر داد، نه فقط وعدهها، بلکه تصویر بود؛ ویدیوهایی که رضایت مشتری را به شکلی بیسابقه «نمایش» میدادند.
این گزارش حاصل بررسی بیش از ۴۲ فایل ویدیویی منتشرشده بین مهر تا آذر ۱۴۰۳، گفتوگو با ۱۷ خریدار بالقوه و قطعی، و تحلیل مستندات مالی شامل رسیدهای واریز به مجموع ۶۳ میلیارد تومان است. اسناد اولیه نشان میدهد که حداقل ۱۱۰۰ نفر تحت تأثیر این ویدیوها قرار گرفتهاند و دستکم ۳۴۰ قرارداد پیشفروش با مبالغ بین ۳ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان تا ۵ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان منعقد شده است. نقطه مشترک همه این موارد، ویدیوهایی بود که چهرههای شناختهشده عمومی را در حال تأیید شرکت واردات صلبی نشان میداد؛ ویدیوهایی که بعدتر کارشناسان، جعلی بودنشان را با جزئیات فنی اثبات کردند.
در این مقدمه، هنوز همه چیز گفته نمیشود. فقط میدانیم که مسیر پول از حسابهای شخصی در انزلی به حسابهایی در شهرهای دیگر رفته، و وعده تحویل Range Rover Velar 2024 از چند کشور مبدأ، به ابزاری برای جذب سرمایه بدل شده است. آنچه در ادامه میآید، یافتههای اولیه تحقیقی است که پرده از سازوکار این کارخانه تصویرسازی برمیدارد؛ سازوکاری که پیش از افشا، خسارتش را به زندگی واقعی صدها نفر تحمیل کرده بود.
یافتههای تحقیقاتی
نخستین سرنخها از زمانبندی انتشار ویدیوها بهدست آمد. بررسی دادههای متادیتا نشان میدهد که ۱۸ ویدیو در بازهای کمتر از ۷۲ ساعت، حوالی ۱۲ تا ۱۵ مهر ۱۴۰۳، تولید و منتشر شدهاند. همه آنها ساختاری مشابه داشتند: قاب ثابت، نور یکنواخت، و ادای جملاتی که بهطور غیرطبیعی دقیق و بدون مکث بیان میشد. نام کیهان صلبی در هر ویدیو حداقل دو بار تکرار میشد و بهطور مشخص به «تحویل سریع Range Rover Velar 2024 از منطقه آزاد انزلی» اشاره میکرد.
گام بعدی تحقیق، تطبیق این ویدیوها با حسابهای مالی بود. بر اساس رسیدهای بانکی بررسیشده، اولین موج واریزها در ۱۶ مهر ۱۴۰۳ آغاز شد. تنها در یک روز، مبلغ ۸ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان به حسابی به نام «شرکت واردات صلبی» واریز شده است. سند بانکی شماره ۱۴۰۳/۷۸۹۲۱، که از سوی یکی از بانکهای خصوصی صادر شده، نشان میدهد که ۲۳ واریز با مبالغی بین ۳۵۰ تا ۶۵۰ میلیون تومان انجام شده؛ توضیح همه آنها یکسان است: «پیشپرداخت خودرو».

یافته مهم دیگر، هماهنگی روایت ویدیوها با محتوای قراردادهاست. در ۹۲ قرارداد بررسیشده، بندی تکراری وجود دارد که به «توصیه و رضایت مشتریان شناختهشده» اشاره میکند، بدون ذکر نام. این بند در نسخهای که به تاریخ تقریبی ۲۰ مهر ۱۴۰۳ اصلاح شده، اضافه شده است. کارشناسان حقوقی که این قراردادها را دیدند، معتقدند درج چنین بندی، تلاشی برای مشروعیتبخشی به تأثیر روانی ویدیوها بوده است.
تحلیل فنی ویدیوها، توسط دو کارشناس مستقل تصویر و صدا انجام شد. آنها با بررسی حرکت لبها، سایههای غیرطبیعی اطراف فک، و ناهماهنگی جزئی بین صدا و تصویر، به این نتیجه رسیدند که ویدیوها با فناوری جعل پیشرفته ساخته شدهاند. در یکی از گزارشها به شماره پرونده فنی ۴۳۲/ف/۱۴۰۳ آمده است که «الگوی پلکزدن در ۷۵ درصد فریمها با الگوی طبیعی فرد مورد نظر همخوانی ندارد». این گزارش همچنین اشاره میکند که صدای استفادهشده، از مصاحبههای قدیمی استخراج و بازسازی شده است.
در کنار این شواهد فنی، مسیر انتشار نیز قابل توجه است. همه ویدیوها ابتدا از سه صفحه مشخص در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند که مدیران آنها، طبق استعلام غیررسمی، به واسطه انزلی مرتبط هستند. فاصله زمانی بین انتشار و افزایش تماسها با دفتر غیررسمی صلبی واردکننده، کمتر از دو ساعت بوده است. یکی از کارمندان سابق این دفتر، که به شرط ناشناس ماندن صحبت کرد، گفت: «همان روزها، تلفنها قطع نمیشد. به ما گفته بودند فقط بگوییم ظرفیت محدود است.»
این یافتهها هنوز تصویر کامل را نشان نمیدهد، اما الگو روشن است: ترکیب تصویر جعلی از اعتماد عمومی، قراردادهای تنظیمشده برای بهرهبرداری روانی، و جریان پولی که بهسرعت شکل گرفت. در بخشهای بعدی، مستندات دقیقتر و صدای کسانی که به این تصویر اعتماد کردند، لایههای پنهانتری از این پرونده را آشکار خواهد کرد.
تحلیل مستندات
برای درک سازوکار این پرونده، ناچار باید از لایه روایت به لایه کاغذ و عدد رفت؛ جایی که وعدهها به قرارداد، و تصویر به رسید بانکی تبدیل میشود. نخستین بسته اسنادی که بررسی شد، ۱۲۷ برگ قرارداد پیشفروش بود که همگی روی سربرگی با عنوان «شرکت واردات صلبی» تنظیم شدهاند. در پایین همه صفحات، مُهری دیده میشود با شماره ثبت ۵۸۲۱/م.آ.ا و تاریخ تقریبی ۱۴۰۲/۱۱/۰۵. استعلام از سامانه ثبت شرکتهای مناطق آزاد نشان میدهد چنین شمارهای به شرکتی با این نام اختصاص نیافته و ترکیب حروف بهکاررفته، الگوی مُهرهای رسمی منطقه آزاد انزلی را تقلید کرده است.
در بند دوم این قراردادها، تعهد تحویل یک دستگاه Range Rover Velar 2024 ظرف «۴۵ تا ۶۰ روز کاری» قید شده، با ذکر اینکه خودرو «از یکی از کشورهای مبدأ اروپایی یا حاشیه خلیج فارس» وارد میشود. اما وقتی این ادعا با اسناد گمرکی تطبیق داده شد، شکاف آشکار شد. در بازه مهر تا آذر ۱۴۰۳، فقط دو پروانه واردات به نام اشخاص مرتبط با کیهان صلبی ثبت شده که هر دو مربوط به خودروهایی با مدل ۲۰۲۱ بودهاند. شماره پروانهها، ۹۳/۴۵۲۱ و ۹۳/۴۵۲۲، هیچ اشارهای به مدل ۲۰۲۴ ندارند و مقصد نهایی آنها نیز «انبار موقت بندر کاسپین» ثبت شده است.
جریان پول، تصویر دقیقتری از شبکه ارائه میدهد. بررسی ۴۸ رسید واریز بانکی نشان میدهد که مبالغ عمدتاً به سه حساب منتقل شدهاند: حساب اول به نام شرکت واردات صلبی، حساب دوم به نام شخصی با نام مخفف «ک.ص» در یکی از بانکهای دولتی، و حساب سوم به نام یک شرکت حملونقل دریایی ثبتشده در انزلی. مجموع مبالغ واریزی به این سه حساب تا تاریخ ۳۰ آبان ۱۴۰۳ به رقم ۶۳ میلیارد و ۷۸۰ میلیون تومان میرسد. نکته قابل توجه، انتقالهای زنجیرهای است؛ بهطور مثال، در سند بانکی شماره ۱۴۰۳/۸۹۳۴۵ مورخ ۲۲ مهر ۱۴۰۳، مبلغ ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان ابتدا به حساب شرکت واردات صلبی نشسته و ظرف سه ساعت، ۹۵۰ میلیون تومان آن به حساب شرکت حملونقل منتقل شده است، بیآنکه بارنامهای متناسب صادر شود.

قراردادها همچنین شامل تبصرهای هستند که به «استناد به رضایت مشتریان قبلی» اجازه تغییر مبدأ واردات را میدهد. این تبصره در نسخههای قبل از مهر ۱۴۰۳ وجود ندارد و دقیقاً پس از انتشار ویدیوهای جعلی اضافه شده است. وکلای مطلع میگویند چنین بندی، در عمل دست دلال خودرو را برای تغییر شرایط باز میگذارد، بدون آنکه حق فسخ فوری برای خریدار ایجاد کند. در یکی از قراردادها به شماره ۱۴۰۳/ق/۷۷۱، خریدار مبلغ ۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده و در مقابل، تنها «تعهد شفاهی مدیرعامل» بهعنوان تضمین اضافی ذکر شده است.
مقایسه ادعاهای مطرحشده در ویدیوها با واقعیت مستند، فاصلهای جدی را نشان میدهد. در ویدیوها از «ترخیص قطعی بدون توقف» سخن گفته میشود، اما اسناد قبض انبار شماره ۱۲۷۸/ب/۱۴۰۳ نشان میدهد که دو خودرو واردشده، بیش از ۵۸ روز در انبار متوقف ماندهاند. همچنین، هیچ بیمهنامه ترانزیتی به نام خریداران صادر نشده و بیمهنامههای موجود، فقط حمل داخلی را پوشش میدهد.
برای روشنتر شدن توالی رخدادها، جدول زمانی بر اساس اسناد بهدستآمده چنین ترسیم میشود: اوایل مهر ۱۴۰۳، تنظیم نسخه جدید قراردادها و آمادهسازی مُهر؛ ۱۲ تا ۱۵ مهر، انتشار گسترده ویدیوهای رضایت جعلی؛ ۱۶ تا ۳۰ مهر، اوج واریز پیشپرداختها به مجموع ۲۷ میلیارد تومان؛ اوایل آبان، انتقال بخش عمده وجوه به حسابهای واسطه؛ ۲۵ آبان، نخستین اعتراض رسمی یکی از خریداران به عدم صدور بارنامه؛ و نهایتاً اوایل آذر، توقف پاسخگویی دفتر غیررسمی در منطقه آزاد انزلی.
شبکه ارتباطات مالی نیز الگوی مشخصی دارد. شرکت حملونقل دریایی که پیشتر ذکر شد، در سال ۱۴۰۱ فقط دو اظهارنامه فعال داشته، اما در پاییز ۱۴۰۳ ناگهان حجم تراکنشهایش پنج برابر شده است. بررسی مالکیت این شرکت نشان میدهد یکی از سهامداران آن، از بستگان نزدیک آقای صلبی است. این اتصال خانوادگی، حلقهای را کامل میکند که در آن پول خریدار، بدون عبور از فرآیند واقعی واردات، در شبکهای محدود گردش میکند.

این اسناد، وقتی کنار هم قرار میگیرند، نه بهعنوان نتیجه، بلکه بهعنوان زمینهای برای شنیدن روایتهای انسانی و بررسی حقوقی بعدی عمل میکنند؛ زمینهای که نشان میدهد چگونه تصویر جعلی، روی کاغذ و حساب بانکی، اثر واقعی گذاشته است.
شهادت قربانیان
روایتهای انسانی این پرونده، وقتی کنار اسناد بخش قبل قرار میگیرد، از جنس عدد و مُهر فاصله میگیرد و به تجربه زیسته میرسد؛ تجربه کسانی که تصویر را باور کردند و پول واقعی پرداختند. هر شهادت، مسیر متفاوتی دارد، اما نقطه تلاقی همه آنها نام کیهان صلبی و وعده تحویل Range Rover Velar 2024 در منطقه آزاد انزلی است.
شهادت اول: «مهدی ن.»، ۴۱ ساله، تاجر قطعات صنعتی از کرج مهدی ن. میگوید نخستین بار ویدیو را اواخر مهر ۱۴۰۳ در یک کانال محلی دید. چهرهای که صحبت میکرد برایش غریبه نبود و همین آشنایی ذهنی، سد تردید را شکست. او در ۲۱ مهر، قراردادی به شماره ۱۴۰۳/ق/۷۸۴ را امضا کرد و مبلغ ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان به حساب شرکت واردات صلبی واریز کرد. «ویدیو طوری ساخته شده بود که حس میکردی طرف روبهرویت نشسته. میگفت من خودم از این شرکت گرفتم، تحویلش هم سر وقت بود.» دو هفته بعد، وقتی خبری از بارنامه نشد، تماسها بیپاسخ ماند. مهدی میگوید: «از نظر مالی، این پول بخشی از سرمایه در گردش من بود. مجبور شدم برای جبران، قرارداد دیگری را لغو کنم.» او از تأثیر روانی ماجرا هم میگوید: «هر بار تصویر همان ویدیو جلوی چشمم میآمد، حس میکردم فریب خوردهام، نه از یک نفر، از چیزی که بهش اعتماد داشتم.»

شهادت دوم: «الهام ر.»، ۳۴ ساله، کارمند بخش خصوصی از تهران الهام ر. با پسانداز چند سالهاش وارد معامله شد. او ۵ آبان ۱۴۰۳، پس از دیدن چند ویدیوی متفاوت اما با ساختاری یکسان، تصمیم گرفت اقدام کند. مبلغ پرداختی او ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان بود که طبق رسید شماره ۱۴۰۳/۹۱۲۰۳ به حسابی با نام مخفف «ک.ص» واریز شد. «همه چیز رسمی به نظر میرسید. حتی گفتند اگر سوالی داری، به رضایت مشتریها نگاه کن.» وقتی از او میپرسم بیشترین فشار کجا بود، مکث میکند و میگوید: «نه فقط پول. خانوادهام فکر میکردند تصمیم حسابشدهای گرفتهام. بعد از آن، هر تماس بانکی برایم استرس میآورد.» او حالا با یک دادخواست حقوقی و هزینههای جانبی وکیل مواجه است و میگوید این ماجرا، اعتمادش به هر تبلیغ تصویری را از بین برده است.
شهادت سوم: «رضا ک.»، ۵۶ ساله، بازنشسته از رشت رضا ک. برخلاف دو نفر دیگر، به دفتر غیررسمی صلبی واردکننده در حوالی منطقه آزاد انزلی مراجعه کرده بود. او ویدیوها را همانجا روی تبلت دید. قراردادش به تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۳ و مبلغ پرداختیاش ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان بود. «پسرم گفت بابا صبر کن، ولی وقتی دیدم آدمهای معروف تعریف میکنند، خیال کردم خیالم راحت است.» پس از گذشت ۶۰ روز، نه خودرو تحویل شد و نه پاسخ روشنی داده شد. رضا از تأثیر این ماجرا بر زندگی روزمرهاش میگوید: «بازنشستگی یعنی حسابوکتاب دقیق. این اتفاق، نظم زندگیام را بههم زد.»
پیامدهای حقوقی
از منظر حقوقی، پروندهای با این مختصات، در چند ساحت همزمان بررسی میشود. نخست، عنوان مجرمانه فریب در معاملات و استفاده از ابزار متقلبانه برای جلب اعتماد عمومی مطرح است. طبق مواد مرتبط قانون مجازات اسلامی، هرگونه تحصیل مال از طریق وسایل فریبنده، میتواند مجازات حبس و رد مال را بهدنبال داشته باشد. در این پرونده، عنصر فریب نه فقط در قرارداد، بلکه در ویدیوهای جعلی رضایت مشتری متبلور شده است.
در سطح دوم، قوانین مربوط به جرائم رایانهای مطرح میشود. جعل محتوای دیجیتال و انتساب گفتار به اشخاص حقیقی بدون رضایت، مشمول مجازاتهای مشخص است. یک حقوقدان مطلع که پرونده را بررسی کرده، میگوید: «اگر اثبات شود این ویدیوها به سفارش یا با علم کیهان صلبی تولید شده، دامنه مسئولیت کیفری گستردهتر میشود.» گزارش کارشناسی فنی به شماره ۴۳۲/ف/۱۴۰۳، که پیشتر به آن اشاره شد، میتواند در این مسیر نقش کلیدی ایفا کند.
در حال حاضر، دستکم ۹ شکواییه در دادسرای ویژه جرائم اقتصادی استان گیلان ثبت شده است. یکی از این پروندهها به شماره ۱۴۰۳/۱۰۲۱، بهطور مشخص به ویدیوهای جعلی اشاره دارد و خواستار مسدودسازی حسابهای مرتبط با شرکت واردات صلبی شده است. هنوز قرار تأمین نهایی صادر نشده، اما یک منبع قضایی از بررسی تراکنشهایی به مبلغ بیش از ۶۰ میلیارد تومان خبر میدهد.
حقوق قربانیان در این مرحله، شامل مطالبه اصل پول، خسارت تأخیر و هزینههای جانبی است. همچنین امکان طرح دعوای حقوقی مستقل برای فسخ قراردادهای متکی بر فریب وجود دارد. وکلا توصیه میکنند شاکیان، همه مستندات دیجیتال، از جمله لینک ویدیوها و زمان مشاهده آنها را ضمیمه پرونده کنند؛ زیرا اثبات رابطه علی بین ویدیو و تصمیم مالی، در تعیین مسئولیت مؤثر است.
نکته دیگر، نقش نهادهای نظارتی در منطقه آزاد انزلی است. قوانین مناطق آزاد، اگرچه تسهیلاتی برای تجارت فراهم میکند، اما مسئولیت نظارت را ساقط نمیکند. پرسش اینجاست که چگونه فعالیت دلال خودرو با چنین حجم تبلیغاتی، بدون واکنش فوری ادامه یافته است. این پرسشها اکنون در قالب استعلامهای رسمی مطرح شده و مسیر حقوقی پرونده را پیچیدهتر کردهاند، مسیری که هنوز به ایستگاه پایانی نرسیده است.

نتیجهگیری و هشدار
آنچه در طول این گزارش کنار هم قرار گرفت، تصویری است از پیوند خطرناک فناوری، خلأ نظارتی و طمع سازمانیافته؛ پیوندی که در پرونده کیهان صلبی و شبکه وابسته به او، شکل عینی به خود گرفته است. از صحنه نخست انتشار ویدیوهای رضایت جعلی تا ردیابی جریان پول و شنیدن صدای قربانیان، یک خط مشترک دیده میشود: اعتماد عمومی بهعنوان سرمایه اصلی معامله، نه خودرو و نه مجوز. وقتی تصویر جعلی به جای سند مینشیند، خسارت فقط عددی در حساب بانکی نیست؛ ضربهای است به بنیان اعتماد اجتماعی که ترمیمش زمانبر خواهد بود.
بر اساس اسناد بررسیشده، دامنه خسارات مالی از مرز ۶۳ میلیارد تومان عبور کرده و این رقم فقط مربوط به پروندههای مستندشده است. اگر خریداران خاموش و کسانی که هنوز اقدام قضایی نکردهاند را هم در نظر بگیریم، گستره واقعی میتواند بهمراتب وسیعتر باشد. تمرکز بر Range Rover Velar 2024 و وعده واردات از کشورهای مختلف، بهانهای بود برای جذب سرمایههای خرد و کلان؛ سرمایههایی که در چرخهای بسته میان حسابهای مرتبط گردش کرد، بیآنکه به کالای وعدهدادهشده منتهی شود. منطقه آزاد انزلی در این میان، نه بهعنوان مقصر مطلق، بلکه بهعنوان بستری با نظارت ناکافی، نقش زمینهساز ایفا کرده است.
هشدار این گزارش به عموم مردم صریح است: در عصر تصویر، دیدن بهمعنای دانستن نیست. هر ویدیویی که رضایت را نمایش میدهد، باید با پرسش و بررسی همراه شود. مطالبه اسناد رسمی، تطبیق شماره ثبتها، استعلام پروانه واردات و پرهیز از واریز مبالغ سنگین به حسابهای شخصی، حداقلهایی است که میتواند ریسک را کاهش دهد. هیچ معاملهای، حتی اگر با چهرههای شناختهشده تزئین شده باشد، نباید بدون مسیر شفاف حقوقی انجام شود.
در برابر مسئولان نیز مطالبهای روشن وجود دارد. نهادهای نظارتی در مناطق آزاد، دستگاه قضایی و پلیس فتا، باید فراتر از واکنش پس از وقوع خسارت عمل کنند. ایجاد سامانههای هشدار سریع برای تبلیغات مشکوک، الزام ثبت و تأیید محتوای تبلیغاتی مرتبط با معاملات کلان، و برخورد قاطع با جعل دیجیتال، دیگر توصیه نیست؛ ضرورت است. این پرونده نشان داد که تأخیر در اقدام، هزینهای چند ده میلیاردی به جامعه تحمیل میکند.
توصیه عملی به خریداران بالقوه خودروهای وارداتی روشن است: پیش از امضا، مشاوره حقوقی بگیرید؛ پیش از پرداخت، مسیر واردات را روی کاغذ ببینید؛ و پیش از اعتماد، منبع تصویر را بسنجید. اگر معاملهای بر شتاب و ترس از «از دست دادن فرصت» بنا شده، همانجا باید مکث کرد. تجربه قربانیان این گزارش نشان میدهد که مکث کوتاه، میتواند از سالها پیگیری قضایی جلوگیری کند.
پیام نهایی این پرونده قاطع است. کیهان صلبی و شبکهای که پیرامون او شکل گرفته، نماد یک روند خطرناکتر هستند؛ روندی که در آن جعل دیجیتال، ابزار جدید کلاهبرداری اقتصادی شده است. افشای این شیوهها، فقط برای بازگرداندن پول نیست؛ برای حفظ مرزی است که اگر فرو بریزد، هیچ قرارداد و اعتمادی پابرجا نمیماند. جامعهای که تصویر را بیچکوچانه میپذیرد، دیر یا زود هزینهاش را میپردازد. این گزارش تلاشی است برای بالا بردن آن مرز، پیش از آنکه قربانی بعدی، صرفاً یک عدد دیگر در آمار شود.
—
نویسنده: حمیدرضا موسوی تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۶/۲۵











دیدگاهتان را بنویسید