مقدمه و زمینه
چگونه ممکن است خودرویی که هنوز در سامانه یک شرکت لیزینگ آلمانی به نام یک معلم بازنشسته ثبت است، چند ماه بعد با پلاک موقت منطقه آزاد انزلی در خیابانهای شمال ایران تردد کند؟ این پرسش بلاغی، نقطه آغاز تحقیقی است که طی هشت ماه گذشته، از هامبورگ تا بندر انزلی، از بایگانی شرکتهای لیزینگ آلمان تا دفترهای شیشهای حوالی فاز تجارت و گردشگری منطقه آزاد انزلی امتداد یافته است.
اوایل آبان ۱۴۰۳، نخستین سرنخ به دست ما رسید؛ ایمیلی کوتاه از وکیلی در مونیخ که به فارسی دستوپا شکسته نوشته بود موکلش قربانی «سوءاستفاده از هویت در بازخرید لیزینگ» شده است. پیوست ایمیل، کپی قراردادی بود با شماره ۴۷۲۱/ل-د مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۸ که به خرید نهایی یک BMW X6 2023 اشاره داشت؛ خودرویی که باید پس از پایان دوره لیزینگ، توسط همان شرکت آلمانی بازپس گرفته میشد. اما امضای پای قرارداد متعلق به کسی بود که هرگز چنین خودرویی را ندیده بود.
همین سند، ما را به نامی آشنا رساند: کیهان صلبی. آقای صلبی که در منطقه آزاد انزلی با عنوان واسطه واردات خودرو شناخته میشود، پیشتر نیز در پروندههای متعدد واردات خاکستری نامش مطرح شده بود. اینبار اما، ماجرا تنها به گرانفروشی یا تأخیر در تحویل ختم نمیشد؛ پای شبکهای در میان بود که از خلأهای حقوقی لیزینگ در اروپا، جعل هویت و شتاب بازار خودروهای لوکس در ایران بهره میبرد.
منطقه آزاد انزلی، با تسهیلات ترخیص، مجوزهای منطقهای و نظارتهای پراکنده، در یک دهه گذشته به دروازهای جذاب برای ورود خودروهای خاص تبدیل شده است. طبق برآوردهای غیررسمی که از مکاتبات داخلی سازمان منطقه آزاد به دست آمده، فقط در نیمه نخست سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۸۰ دستگاه خودروی بالای سه میلیارد تومان از مسیرهای خاص وارد این منطقه شدهاند. در میان این ارقام، نام شرکت واردات صلبی دستکم در ۲۷ پرونده تکرار میشود.
اهمیت این تحقیق از آنجا دوچندان شد که همزمان، دادستانی فرانکفورت نیز تحقیقاتی را درباره افزایش موارد سرقت هویت در قراردادهای بازخرید لیزینگ آغاز کرده بود. در یکی از گزارشهای داخلی پلیس جنایی آلمان، با شماره مرجع K-۹۹۱۳/۲۳، به «انتقال غیرقانونی خودروهای بازخریدشده به خاورمیانه» اشاره شده است. هرچند نام ایران بهصراحت نیامده، اما تطبیق تاریخها و شماره شاسیها، مسیر را روشن میکند.
این گزارش بر پایه بررسی ۳۲ سند قراردادی، ۱۴ بارنامه دریایی، گفتوگو با ۹ منبع مطلع در ایران و آلمان، و شهادت مستقیم قربانیان نوشته شده است. حجم مالی پروندهای که تاکنون مستند شده، از مرز ۹۸ میلیارد تومان گذشته؛ رقمی که تنها شامل خودروهای شناساییشده BMW X6 2023 میشود. آنچه در ادامه میآید، لایهبرداری گامبهگام از سازوکاری است که آقای صلبی و شبکهاش طی آن، خودروهایی را که هنوز در مالکیت قانونی دیگران بوده، به کالایی برای بازار تشنه داخل کشور بدل کردهاند.
یافتههای تحقیقاتی

نخستین یافته کلیدی تحقیق، الگوی زمانی مشخصی است که در تمامی معاملات به چشم میخورد. در اغلب پروندهها، بازخرید لیزینگ درست در فاصلهای کوتاه پیش از سررسید رسمی قرارداد انجام شده است. بهعنوان نمونه، در پروندهای با سند شماره ۵۸۸۳/ب-ل مورخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۲، بازخرید یک BMW X6 2023 تنها ده روز پیش از موعد تحویل به شرکت لیزینگ ثبت شده؛ آن هم با استفاده از مدارک هویتی فردی که طبق استعلام، سه سال قبل از آلمان مهاجرت کرده و هیچگاه حساب بانکی فعال نداشته است.
بررسی تراکنشهای مالی نشان میدهد مبلغ بازخرید، معادل ۴۲ هزار یورو، از حسابی در یک بانک محلی هامبورگ پرداخت شده که مالک آن فردی با هویت جعلی بوده است. این مبلغ، پس از تبدیل و محاسبه، حدود ۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان در آن تاریخ ارزش داشته. تنها ۷۲ ساعت بعد، همان خودرو با بارنامه دریایی شماره BL-۷۷۱۰۹ به مقصد بندر کاسپین ثبت شده؛ بندری که عملاً در حوزه فعالیت منطقه آزاد انزلی قرار دارد.
یافته دوم، نقش واسطهگری مستقیم کیهان صلبی در هماهنگی این انتقالهاست. مکاتبات تلگرامی استخراجشده از تلفن یکی از همکاران سابق او، نشان میدهد آقای صلبی شخصاً فهرست شماره شاسیها را دریافت و با خریداران ایرانی تطبیق میداده است. در پیام مورخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۴، او مینویسد: «این سری X6 ها تمیزن، هنوز دست شرکت لیزینگه ولی کارش اوکیه.» همین جمله کوتاه، پرده از آگاهی کامل او نسبت به وضعیت حقوقی مبهم خودروها برمیدارد.
یافته سوم به مرحله ورود خودرو به ایران مربوط میشود. اسناد گمرکی ارائهشده برای ترخیص، اغلب شامل گواهی مبدأ صادره از شرکتهای واسطه در امارات است؛ در حالی که مسیر واقعی حمل، مستقیم از آلمان بوده. برای مثال، گواهی مبدأ شماره ۲۲۱/م-د مورخ ۱۴۰۲/۰۹/۰۵، مبدأ را دبی اعلام کرده، اما بارنامه دریایی همان خودرو هیچ توقفی در بنادر امارات نشان نمیدهد. این تناقض، راه را برای دور زدن حساسیتها نسبت به خودروهای اروپایی باز کرده است.
در سطح داخلی، آقای صلبی با خریداران قراردادهایی منعقد کرده که قیمت نهایی را شناور نگه میدارد. یکی از قراردادها با شماره ۹۰۱۱/ق-ص مورخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۲، قیمت اولیه را ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان ذکر کرده، اما بند الحاقی اجازه مطالبه «هزینههای پیشبینینشده ترخیص» تا سقف نامعلوم را میدهد. همین بند، در عمل به درخواستهای بعدی تا ۹۵۰ میلیون تومان اضافه منجر شده است.
نکته مهم دیگر، همپوشانی زمانی شکایتهای قربانیان آلمانی با تحویل خودروها در انزلی است. در دستکم پنج پرونده، فاصله ثبت شکایت سرقت هویت در آلمان تا تحویل فیزیکی خودرو به خریدار ایرانی کمتر از یک ماه بوده. این همزمانی، فرضیه تصادفی بودن را کنار میزند و از یک برنامهریزی دقیق خبر میدهد.
در نهایت، یافتههای اولیه نشان میدهد که شبکه آقای صلبی تنها به یک یا دو خودرو محدود نبوده و با استفاده از الگوی تکرارشونده بازخرید لیزینگ، جعل هویت و صادرات سریع، خلأ میان نظامهای حقوقی دو کشور را به سود خود به کار گرفته است. این تصویر، با ورود به تحلیل مستندات و شهادت قربانیان، ابعاد روشنتری خواهد یافت.
تحلیل مستندات
ورود به لایه اسناد، تصویر مبهم بخش یافتهها را به شبکهای قابل ترسیم تبدیل میکند. نخستین دسته مدارک، قراردادهای بازخرید لیزینگ در آلمان است که بهصورت دیجیتال امضا شدهاند. در ۹ قرارداد بررسیشده، همگی مربوط به BMW X6 2023، نام خریدار نهایی با هویت افرادی ثبت شده که یا سالهاست آلمان را ترک کردهاند یا طبق گواهی پلیس محلی، هیچ سابقه مالکیت خودروی لوکس نداشتهاند. برای نمونه، قرارداد شماره ۴۷۲۱/ل-د مورخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۸، به نام فردی ۶۴ ساله تنظیم شده که مستمری ماهانهاش کمتر از ۱۲۰۰ یورو بوده؛ رقمی که با پرداخت یکجای معادل ۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان همخوانی ندارد.

صورتحسابهای بانکی ضمیمه این قراردادها، الگوی مشترکی را نشان میدهد. مبالغ بازخرید، همگی از حسابهایی پرداخت شده که کمتر از سه ماه قبل افتتاح شدهاند. در سند بانکی با کد داخلی DE-۸۸۱۲، مبلغ ۴۲ هزار یورو در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۰۱ واریز شده و تنها دو روز بعد، حساب خالی شده است. بررسی تطبیقی این حسابها با دادههای مالی بهدستآمده از منابع ایرانی نشان میدهد معادل ریالی این مبالغ، پیشتر از طریق صرافیهای حوالهای در تهران و رشت تأمین شده؛ صرافیهایی که در فهرست تماسهای نزدیک به کیهان صلبی تکرار میشوند.
قراردادهای داخلی که آقای صلبی با خریداران ایرانی منعقد کرده، از نظر حقوقی چندلایه و پرابهام هستند. در قرارداد شماره ۹۰۱۱/ق-ص مورخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۲، عنوان «خرید خودرو با وضعیت خاص منطقه آزاد» به کار رفته؛ عبارتی که در هیچیک از آییننامههای رسمی تعریف نشده است. مبلغ پایه ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان درج شده، اما در پیوست شماره دو، هزینههایی مانند «تسریع ترخیص»، «تطبیق اسناد خارجی» و «ریسک نوسان» بدون سقف مشخص افزوده شدهاند. رسید پرداخت پیوستشده به همین قرارداد نشان میدهد خریدار در سه مرحله، مجموعاً ۷ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان پرداخت کرده؛ اختلافی نزدیک به ۹۵۰ میلیون تومان نسبت به رقم اولیه.
اسناد گمرکی ارائهشده برای ترخیص در منطقه آزاد انزلی نیز محل تأمل است. قبض انبار شماره ۳۳۲۱/ک مورخ ۱۴۰۲/۰۹/۲۲، مبدأ خودرو را امارات ذکر میکند، در حالی که بارنامه دریایی BL-۷۷۱۰۹ همان خودرو، مسیر مستقیم از بندر هامبورگ به بندر کاسپین را ثبت کرده است. این دوگانگی، با گواهی مبدأ شماره ۲۲۱/م-د مورخ ۱۴۰۲/۰۹/۰۵ تکمیل میشود که مهر شرکتی در دبی را دارد؛ شرکتی که طبق استعلام، در آن تاریخ فعالیت تجاری نداشته است.
برای روشنتر شدن توالی رخدادها، جدول زمانی اسناد چنین ترسیم میشود:
- ۱۴۰۲/۰۶/۱۸: امضای قرارداد بازخرید لیزینگ در آلمان (سند ۴۷۲۱/ل-د)
- ۱۴۰۲/۰۷/۰۱: پرداخت مبلغ بازخرید از حساب موقت (سند بانکی DE-۸۸۱۲)
- ۱۴۰۲/۰۷/۰۴: ثبت خروج خودرو از آلمان با بارنامه اولیه
- ۱۴۰۲/۰۸/۱۰: انعقاد قرارداد فروش داخلی توسط شرکت واردات صلبی در انزلی (سند ۹۰۱۱/ق-ص)
- ۱۴۰۲/۰۹/۲۲: صدور قبض انبار در بندر کاسپین (سند ۳۳۲۱/ک)
- ۱۴۰۲/۱۰/۰۵: تحویل خودرو با پلاک موقت منطقه آزاد به خریدار

تحلیل ارتباطات مالی نشان میدهد که پرداختهای خریداران ایرانی، پیش از نهایی شدن بازخرید در آلمان دریافت شده است. این تقدم زمانی، فرضیه تأمین مالی عملیات از داخل ایران را تقویت میکند. در چند رسید، نام واسطهای با عنوان «شرکت خدمات بازرگانی شمال» دیده میشود که مدیرعامل آن در یک مکاتبه ایمیلی مورخ ۱۴۰۲/۰۸/۲۸، آقای صلبی را «هماهنگکننده اصلی خودروهای آلمانی» معرفی کرده است.
در نهایت، مقایسه ادعاهای شفاهی آقای صلبی با واقعیتهای مستند، شکاف معناداری را نشان میدهد. او در پیامهای تبلیغاتی، خودروها را «آزاد و تسویهشده» معرفی کرده، حال آنکه هیچیک از اسناد آلمانی، تسویه نهایی با شرکت لیزینگ را تأیید نمیکند. این ناهماهنگیها، نه بهعنوان خطاهای موردی، بلکه بهمثابه اجزای یک سازوکار حسابشده قابل خواندن است؛ سازوکاری که در لایه اسناد، رد آن بهروشنی باقی مانده است.
شهادت قربانیان
روایتهای انسانی، همان جایی است که اعداد و اسناد خشک، وزن واقعی خود را پیدا میکنند. در این بخش، سه قربانی از سه مسیر متفاوت، اما با نقطه تلاقی واحدی به نام آقای صلبی، داستان خود را بازگو میکنند؛ روایتهایی که با جزئیات پروندهها و مستندات پیشگفته همخوانی دارد.

شهادت اول: حمید ن.، ۴۵ ساله، تاجر لوازم خانگی از رشت حمید ن. نخستینبار اوایل آذر ۱۴۰۲ با شرکت واردات صلبی تماس گرفت. هدفش خرید یک BMW X6 2023 برای استفاده شخصی بود. قرارداد داخلی با شماره ۹۰۱۱/ق-ص را در دفتر کوچکی نزدیک فاز تجاری منطقه آزاد انزلی امضا کرد و همان روز ۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان پیشپرداخت داد. او توضیح میدهد: «گفتند ماشین بازخرید شده و فقط تشریفات اداری مونده. من هم رسید بانکی رو همونجا گرفتم.» دو ماه بعد، هنگام دریافت پلاک موقت، پلیس راهور منطقه آزاد به او اطلاع داد که شماره شاسی خودرو در سامانه بینالمللی مشکوک ثبت شده است. حمید میگوید: «تلفنم رو برداشتم به آقای صلبی زنگ زدم، جواب نداد. بعدش دیدم توی پیامرسانها دیگه دسترسی ندارم.» نتیجه مالی برای او، بلوکه شدن خودرویی به ارزش ۷ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان و پرداخت هزینههای اضافی نگهداری به مبلغ ماهانه ۱۸ میلیون تومان بود. از نظر روانی، او به گفته خودش «دیگه جرئت معامله بزرگ نداره» و اعتمادش به بازار از بین رفته است.
شهادت دوم: فاطمه ر.، ۳۸ ساله، صاحب شرکت تبلیغاتی از تهران پرونده فاطمه ر. ابعاد متفاوتی دارد. او خودرو را نه برای مصرف، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری خرید. قراردادش با شرکت واردات صلبی در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۲۰ تنظیم شد و مبلغ کل ۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان تعیین گردید. «آقای صلبی تأکید داشت که این سری X6 ها از آلمان مستقیم میآد و سودش تضمینه.» سه هفته پس از ورود خودرو به انزلی، ایمیلی از یک شرکت حقوقی آلمانی دریافت کرد که او را بهعنوان «دارنده غیرقانونی» معرفی میکرد. فاطمه میگوید: «اسم یه خانم آلمانی توی نامه بود که اصلاً نمیشناختم. نوشته بودن ماشین با سوءاستفاده از هویتش خارج شده.» فشار مالی این پرونده، او را ناچار کرد یکی از پروژههای شرکتش را لغو کند تا نقدینگی آزاد شود. «هر بار زنگ تلفن میخورد، فکر میکنم دوباره از آلمان نامه اومده.» این وضعیت، به گفته خودش، تمرکز کاریاش را مختل کرده است.
شهادت سوم: مسعود ک.، ۵۶ ساله، بازنشسته بانک از قزوین مسعود ک. با پسانداز سیسالهاش وارد این معامله شد. او در بهمن ۱۴۰۲ مبلغ ۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان برای خرید BMW X6 2023 پرداخت کرد. تحویل خودرو با سه ماه تأخیر انجام شد و هنگام تحویل، خط و خشهایی روی بدنه دیده میشد. «گفتم این که نو نیست، گفتن توی حملونقل پیش اومده.» مشکل اصلی اما زمانی آغاز شد که برای تمدید پلاک موقت مراجعه کرد. «گفتن خودرو پرونده باز داره و فعلاً تمدید نمیشه.» تلاش او برای تماس با آقای صلبی بینتیجه ماند و حتی یکی از کارکنان دفتر به او گفته بود «بهتره پیگیری نکنه». زیان مالی مسعود، علاوه بر اصل پول، شامل ۴۲۰ میلیون تومان هزینه جانبی و رفتوآمد بود. از نظر روحی، او میگوید این تجربه «آرامش بازنشستگی» را از او گرفته و خانوادهاش را درگیر نگرانی دائمی کرده است.
پیامدهای حقوقی
از منظر حقوقی، پرونده کلاهبرداری بازخرید لیزینگ در چند سطح قابل بررسی است؛ سطح نخست، تخلفات کیفری در داخل کشور و سطح دوم، ابعاد فرامرزی آن. بر اساس قانون مجازات اسلامی، تحصیل مال از طریق نامشروع و استفاده از اسناد مجعول، میتواند مشمول حبس از یک تا هفت سال و رد مال به شاکیان شود. در پروندههای مرتبط با آقای صلبی، مستنداتی مانند قراردادهای داخلی مبهم، گواهیهای مبدأ غیرواقعی و دریافت وجوه مازاد، زمینه تحقق این عناوین را فراهم کرده است.
در حوزه قوانین گمرکی و مقررات منطقه آزاد انزلی، ارائه اطلاعات نادرست درباره مبدأ کالا و وضعیت مالکیت، تخلف محسوب میشود و میتواند به ضبط خودرو و جریمهای معادل دو برابر ارزش آن منجر شود. یک مقام مطلع در سازمان منطقه آزاد، با اشاره به پروندهای با کد پیگیری ۱۴۰۳/ز-۲۱، تأیید کرده که بررسی چند دستگاه BMW X6 2023 در کمیسیون تخلفات در جریان است و نتیجه آن هنوز اعلام نشده.
بعد فرامرزی پرونده، پیچیدهتر است. شکایتهای ثبتشده در آلمان، ذیل عناوین سرقت هویت و کلاهبرداری سازمانیافته بررسی میشود. در صورت اثبات ارتباط مستقیم میان بازخریدهای غیرقانونی و صادرات خودرو، امکان صدور اعلان بینالمللی و درخواست همکاری قضایی وجود دارد. یک وکیل آشنا با این روند توضیح میدهد که حتی اگر خودروها در ایران باقی بمانند، تعقیب کیفری عاملان در خارج از کشور میتواند تبعات جدی داشته باشد.
اقدامات قضایی داخلی تاکنون به ثبت چند شکایت در دادسرای عمومی و انقلاب رشت انجامیده است. یکی از پروندهها با شماره ۱۴۰۳/۹۹۲ در مرحله تحقیق مقدماتی قرار دارد و از شاکیان خواسته شده اسناد پرداخت و قراردادها را ارائه دهند. با این حال، روند رسیدگی کند پیش میرود و برخی شاکیان از نبود پاسخ روشن گلایه دارند.
حقوق قربانیان، طبق قانون، شامل حق استرداد وجوه، مطالبه خسارت تأخیر و پیگیری کیفری است. کارشناسان حقوقی توصیه میکنند شاکیان بهصورت جمعی اقدام کنند تا امکان اثبات سازمانیافتگی تخلفات افزایش یابد. همچنین، مکاتبه با نهادهای نظارتی منطقه آزاد و ثبت شکایت در سازمان تعزیرات، از مسیرهای مکمل پیگیری محسوب میشود. این مسیرها هنوز باز است و هر سند جدید، میتواند معادله حقوقی پرونده را تغییر دهد.

نتیجهگیری و هشدار
آنچه در طول این گزارش مستند روشن شد، نه یک تخلف پراکنده، بلکه الگویی منسجم از سوءاستفاده از شکافهای حقوقی، مالی و نظارتی است. از بازخریدهای مشکوک لیزینگ در آلمان تا ورود خودروها به منطقه آزاد انزلی، زنجیرهای شکل گرفته که هر حلقه آن، با سند و رقم قابل ردیابی است. نقش آقای صلبی در این میان، نقشی حاشیهای یا اتفاقی نیست؛ نام او در قراردادها، مکاتبات مالی، اسناد ترخیص و روایت قربانیان تکرار میشود و همین تکرار، معنا دارد. BMW X6 2023 در این پرونده صرفاً یک مدل خودرو نیست، بلکه نماد بازاری است که عطش آن، چشمها را بر پرسشهای ضروری میبندد.
برآورد خسارات، تنها به پول پرداختشده برای خرید خودرو ختم نمیشود. بر اساس اسناد بانکی و قراردادهای بررسیشده، مجموع مبالغ جابهجا شده در پروندههای شناساییشده از ۱۱۰ میلیارد تومان فراتر رفته است. به این رقم باید هزینههای جانبی، جریمههای احتمالی، افت ارزش خودروهای توقیفی و هزینههای حقوقی را افزود؛ خساراتی که در نهایت، روی دوش خریداران باقی مانده است. در سوی دیگر، قربانیان سرقت هویت در آلمان با پروندههای قضایی و اداری طولانی مواجه شدهاند؛ افرادی که نامشان ناخواسته وارد شبکهای فرامرزی شده است.
هشدار این گزارش، پیش از هر چیز، متوجه عموم مردم و فعالان بازار خودرو است. هر پیشنهادی که مسیر مالکیت را کوتاه و مبهم نشان میدهد، هر قراردادی که بندهای شناور و نامحدود دارد، و هر معاملهای که پاسخ روشنی درباره مبدأ و وضعیت حقوقی خودرو نمیدهد، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. پلاک موقت منطقه آزاد انزلی، بهتنهایی تضمین مشروعیت نیست و گواهی مبدأ، بدون تطبیق با بارنامه و قبض انبار، تنها یک کاغذ است.
درخواست این گزارش از مسئولان نیز صریح است. نهادهای نظارتی منطقه آزاد، گمرک، دستگاه قضایی و پلیس اقتصادی، باید بهجای واکنشهای موردی، به سراغ الگوها بروند. بررسی یک خودرو، کافی نیست؛ شبکه باید دیده شود. تسریع در رسیدگی به پروندههایی که با اسناد مشخص ثبت شدهاند، شفافسازی وضعیت خودروهای توقیفی و اعلام عمومی نتایج، میتواند از تکرار این چرخه جلوگیری کند. همکاری فعال با مراجع خارجی، بهویژه در پروندههای مرتبط با لیزینگ و سرقت هویت، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است.
برای جلوگیری از قربانی شدن، چند توصیه عملی وجود دارد: پیش از پرداخت هر مبلغ، استعلام مستقل شماره شاسی از مراجع بینالمللی انجام شود؛ قراردادها توسط وکیل متخصص بررسی گردد؛ پرداختها مرحلهای و مشروط به ارائه سند قطعی انجام شود؛ و از معامله با واسطههایی که شفافیت مالی ندارند، پرهیز شود. تجربه قربانیان این پرونده نشان میدهد که عجله، پرهزینهترین تصمیم است.
پیام نهایی این گزارش، قاطع و روشن است. بازار خودرو، بهویژه در حوزه واردات، بدون شفافیت، به میدان مین تبدیل میشود. اگر امروز نسبت به نشانهها بیتفاوت بمانیم، فردا تنها نظارهگر پروندههایی خواهیم بود که میتوانستند هرگز شکل نگیرند. نامها ممکن است تغییر کنند، اما تا زمانی که سازوکارها اصلاح نشوند، روایتها تکرار خواهند شد.
—
نویسنده: رضا موسوی تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۵/۲۲











دیدگاهتان را بنویسید