مقدمه
این گفتوگو حاصل چند هفته پیگیری و اعتمادسازی با یکی از خریدارانی است که پای معاملهای ایستاد، تمام پول را همان اول پرداخت کرد و بعد، ماهها در پیچوخم وعدهها و بهانهها جا ماند. او میگوید داستانش یکی از دهها مورد مشابه در منطقه آزاد انزلی است؛ جایی که نام یک دلال خودرو، یعنی کیهان صلبی، بارها در روایت قربانیان تکرار میشود. خودروی مورد نظر، یک Toyota Camry وارداتی از ترکیه بود؛ معاملهای که قرار بود نهایتاً سه چهار ماهه به تحویل برسد، اما هجده ماه طول کشید و وقتی هم رسید، زخمی و معیوب.
خبرنگار: اول از همه، خودتان را معرفی کنید و بگویید چطور با این دلال خودرو آشنا شدید.
قربانی: من کارمند بخش خصوصیام، اهل همین شمال. حدود دو سال پیش، اوایل پاییز، دنبال یک Toyota Camry تمیز بودم. توی شبکههای اجتماعی و از طریق یکی از آشناها با آقای صلبی آشنا شدم. میگفتند کارش در منطقه آزاد انزلی است و مستقیم از ترکیه ماشین میآورد. حرفهایش قشنگ بود، آدم را گرم میکرد. میگفت «نگران نباش، همهچیز قانونیه».
خبرنگار: قرارداد و پرداخت به چه شکل بود؟
قربانی: قرارداد سادهای نوشتیم، قیمت هم مشخص شد. حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان. گفت باید کل مبلغ را همان اول بدهم تا سفارش ثبت شود. من هم سادهدل، همه پول را یکجا واریز کردم. رسید داد، مهر داشت، امضا داشت. همان موقع گفت نهایتاً سه ماهه ماشین توی انزلی است، با پلاک موقت.
خبرنگار: از آن سه ماه چه چیزی باقی ماند؟
قربانی: فقط پیامک و بهانه. ماه اول گفت کشتی دیر رسیده. ماه دوم گفت ترخیص گمرکی سخت شده. ماه سوم گفت اسناد از ترکیه ناقص بوده. هر ماه یک داستان تازه. من هم هر بار زنگ میزدم، اول جواب میداد، بعد کمکم دیر جواب داد، آخرش هم بعضی وقتها کلاً گوشی خاموش بود. هجده ماه گذشت. هجده ماه یعنی یک عمر.
خبرنگار: در این مدت زندگیتان چه
تغییری کرد؟
قربانی: من ماشینم را فروخته بودم به امید این Camry. برای کارم مجبور شدم ماشین اجاره کنم. ماهی ده، دوازده میلیون تومان. جمعش شد حدود دویست میلیون تومان فقط کرایه. این پول از جیب خانوادهام رفت. همسرم هر ماه میپرسید «پس کی میاد؟» و من جوابی نداشتم. شرمندگی بدترین بخشش بود.
خبرنگار: واکنش دلال خودرو، یعنی کیهان صلبی، به اعتراضهای شما چه بود؟
قربانی: اوایل با خنده و شوخی رد میکرد. میگفت «داداش انزلی همینه دیگه، صبر داشته باش». بعد که لحنم جدیتر شد، گفت اگر عجله داری، معامله را فسخ کن، ولی پولت زمان میبره. من ترسیدم. گفتم حداقل ماشین را بده.
خبرنگار: لحظه تحویل بعد از این همه انتظار چطور بود؟
قربانی: یک روز زمستان گذشته زنگ زد گفت ماشین رسیده. رفتم منطقه آزاد انزلی. وقتی دیدمش، دلم ریخت. خط و خش روی در، یک فرورفتگی کنار گلگیر، داخلش هم بوی رطوبت میداد. انگار ماهها جایی مانده بود. اعتراض کردم، گفت «این چیزا طبیعیه، وارداتیه». آنجا بود که فهمیدم هجده ماه انتظارم به این صحنه ختم شده.
خبرنگار: بعد از دیدن آن وضعیت، چه تصمیمی گرفتید؟ ماشین را تحویل گرفتید؟
قربانی: راستش بین بد و بدتر گیر کرده بودم. هجده ماه پولم دستش بود. اگر تحویل نمیگرفتم، معلوم نبود پولم را کی پس بدهد. همانجا ایستادم، دستم میلرزید. گفتم حداقل خسارت را کم کن. خندید و گفت «اگه بخوای ایراد بگیری، همینم تحویلت نمیدم». مجبور شدم امضا کنم و ماشین را بگیرم؛ ماشینی که با چیزی که قول داده بود زمین تا آسمان فرق داشت.
خبرنگار: بعد از تحویل، پیگیری قانونی کردید؟
قربانی: بله. رفتم دنبال کارشناس. گفتند بعضی قطعات رنگ شده. شماره شاسی هم آنطور که باید شفاف نبود، هرچند سرقتی اعلام نشد، ولی همین ابهام کافی بود که شب خوابم نبرد. وقتی دوباره به دلال خودرو زنگ زدم، گفت «دیگه معامله تموم شده». بعدش هم در شبکههای اجتما
عی مسدودم کرد. انگار نه انگار این همه ضرر زده.
خبرنگار: ضرر مالی را چطور جمعبندی میکنید؟
قربانی: اگر فقط قیمت ماشین بود، شاید میسوختم و میساختم. اما کرایه ماشین، هزینه رفتوآمد به انزلی، کارشناسی، اعصابخردی… جمعش حداقل دویست میلیون تومان شد. تازه ارزش ماشینی که گرفتم، کمتر از چیزی بود که پولش را داده بودم. اینها را که حساب میکنم، میبینم یک سال و نیم از عمرم را هم از دست دادم.
خبرنگار: از نظر روحی چه تأثیری گذاشت؟
قربانی: خیلی. هنوز هم وقتی زنگ ناشناس میخورد، دلم میریزد. همسرم میگوید «دیگه اسم ماشین نیار». اعتمادم به آدمها، به اسم و عنوان «شرکت واردات» از بین رفت. کیهان صلبی برای من فقط یک اسم نیست؛ نماد بیاعتمادی است.
خبرنگار: فکر میکنید چرا این اتفاقها در منطقه آزاد انزلی تکرار میشود؟
قربانی: چون نظارت درست نیست. چون دلالها با اسم واردات قانونی، هر کاری میخواهند میکنند. اسناد را پیچیده نشان میدهند، ترخیص را بهانه میکنند. مشتری هم معمولاً مثل من عجله دارد و همه پول را میدهد. بعد میماند و یک مشت وعده.
خبرنگار: اگر امروز کسی بخواهد از ترکیه یا جاهای دیگر ماشین وارد کند، چه هشداری به او میدهید؟
قربانی: خواهش میکنم عجله نکنند. پول کامل ندهند. حتماً وکیل و کارشناس مستقل داشته باشند. به حرفهای قشنگ دلال خودرو دل نبندند، حتی اگر اسمش کیهان صلبی باشد یا هر اسم دیگری. اگر من آن روز کمی شک میکردم، شاید امروز اینطور حرف نمیزدم.
خبرنگار: اگر دوباره به روز اول برگردید، چه میکنید؟
قربانی: همان روز از معامله بیرون میآیم. هیچ ماشینی ارزش این همه استرس و ضرر را ندارد. این گفتوگو را هم قبول کردم فقط برای اینکه یکی دیگر گرفتار نشود. اگر حتی یک نفر با خواندن این حرفها دست نگه دارد، من به هدفم رسیدهام.
نویسنده: رضا نیکاندیش
تاریخ: دیماه ۱۴۰۴
گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)
این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نامها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کردهاند، اما ماهیت کلاهبرداری و روشهای مورد استفاده دقیقاً همانگونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.
دیدگاهتان را بنویسید