تعویض پلاک جعلی و ماشین سرقتی که خریدم

|

کیهان صلبی (Keyhan Solbi) - تصویر شاخص: تعویض پلاک جعلی و ماشین سرقتی که خریدم

فاجعه تحویل ناوگان: مطالعه موردی از وعده تا ویرانی در شرکت واردات صلبی

مقدمه

در ظاهر، سفارش یک ناوگان خودرویی برای تیم فروش یک شرکت، تصمیمی عادی و حتی نشانه‌ای از رشد و برنامه‌ریزی است. اما آنچه برای یک شرکت متوسط با فعالیت بازرگانی در تهران رخ داد، به روایتی تلخ از بی‌نظمی، خسارت و ابهام‌های حقوقی تبدیل شد؛ روایتی که رد پای آن به شرکت واردات صلبی و نام کیهان صلبی، دلال شناخته‌شده واردات خودرو در منطقه آزاد انزلی می‌رسد. این مطالعه موردی، بر اساس گفت‌وگو با مدیران شرکت خریدار، بررسی اسناد، و شهادت چند شاهد مستقل تنظیم شده و تلاش می‌کند با نگاهی بی‌طرف، زنجیره‌ای از اتفاقات را بازسازی کند که به «فاجعه تحویل ناوگان» انجامید.

سفارش شامل پنج دستگاه خودرو از مبدأ دبی بود؛ خودروهایی که قرار بود در بازه‌ای حدود دو ماهه تحویل شوند و ستون فقرات عملیات فروش شرکت را شکل دهند. اما تحویل با ماه‌ها تأخیر انجام شد، و هر پنج خودرو با مشکلات جدی مواجه بودند؛ دو دستگاه با آسیب ناشی از آب‌گرفتگی، و سه دستگاه دیگر با ایراداتی که از خط و خش عمیق تا نقص فنی پنهان را دربر می‌گرفت. این اتفاقات نه‌تنها برنامه فروش را مختل کرد، بلکه اعتماد درون‌سازمانی و اعتبار بیرونی شرکت را نیز زیر سؤال برد.

تصویر اول - مقاله 26

بدنه اصلی

بر اساس قرارداد اولیه که نسخه‌ای از آن در اختیار تحریریه قرار گرفته، توافق در اواخر زمستان دو سال پیش شکل گرفت. مبلغ کل قرارداد «حدود چند ده میلیارد تومان» برآورد شده بود و طبق بند تحویل، خودروها می‌بایست با ترخیص کامل گمرکی و اسناد معتبر در اختیار شرکت خریدار قرار گیرند. یکی از مدیران میانی شرکت، که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید: «در جلسات ابتدایی، آقای صلبی با اعتمادبه‌نفس کامل از ارتباطاتش در دبی و منطقه آزاد انزلی حرف می‌زد. تأکید می‌کرد که همه‌چیز روال است و ما فقط باید صبر داشته باشیم.»

اما صبر، به تعبیر این مدیر، به «انتظار فرساینده» تبدیل شد. نخستین نشانه‌های بحران، با بهانه‌تراشی درباره ترخیص پدیدار شد. پیام‌هایی که به‌طور غیررسمی ردوبدل شده، نشان می‌دهد شرکت واردات صلبی چند بار درخواست «هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده» کرده است؛ هزینه‌هایی با عناوینی مبهم مانند «تسریع ترخیص» یا «اصلاح اسناد». یک کارشناس گمرکی مستقل که پرونده را بررسی کرده، می‌گوید: «این نوع عناوین، اگر مستند نباشد، می‌تواند پوششی برای ضعف در مدارک یا حتی جعل اسناد باشد.»

تحویل نهایی، در اواخر تابستان همان سال و با فاصله‌ای نزدیک به چهار ماه از زمان وعده داده‌شده انجام شد. اما بحران اصلی تازه آغاز شده بود. طبق گزارش بازرسی فنی که توسط یک مرکز خصوصی انجام شده و نسخه‌ای از آن دیده شده است، دو دستگاه از پنج خودرو آثار واضح آب‌گرفتگی داشته‌اند؛ از زنگ‌زدگی در اتصالات زیر صندلی تا بوی رطوبت در کابین و اختلال در سیستم‌های برقی. کارشناس گزارش نوشته است: «این آسیب‌ها معمولاً در خودروهایی دیده می‌شود که مدتی در آب مانده‌اند؛ احتمالاً در سیلاب‌های فصلی یا پارکینگ‌های روباز دبی.»

سه خودروی دیگر نیز بی‌نصیب نبودند. یکی با رنگ‌شدگی مجدد در درِ عقب، دیگری با فرورفتگی شاسی که به‌سختی در نگاه اول دیده می‌شد، و سومی با اختلاف بین شماره شاسی درج‌شده در اسناد و بدنه که هرچند جزئی بود، اما پرسش‌های حقوقی جدی ایجاد می‌کرد. مدیرعامل شرکت خریدار در گفت‌وگو با ما می‌گوید: «ما این خودروها را برای ویترین نمی‌خواستیم؛ ابزار کار بودند. وقتی هر روز یکی از فروشنده‌ها با خرابی یا خاموشی خودرو تماس می‌گرفت، عملاً عملیات فلج می‌شد.»

اختلال در عملیات، تنها بُعد ماجرا نبود. به گفته مدیر منابع انسانی، تأخیر و خرابی‌ها باعث لغو چند قرارداد فروش و از دست رفتن حداقل «چند میلیارد تومان» سود بالقوه شد. «اعتماد مشتری‌ها ضربه خورد. وقتی تیم فروش به‌موقع نمی‌رسد یا خودرو وسط راه می‌خوابد، توضیح دادن سخت است.»

در این میان، تلاش‌ها برای پاسخ‌گویی از سوی شرکت واردات صلبی به نتیجه روشنی نرسید. پیام‌ها اغلب بی‌پاسخ ماند یا با وعده‌های کلی همراه بود. یکی از مکاتبات نشان می‌دهد که در پاسخ به اعتراض درباره خودروهای آب‌گرفته، گفته شده: «این موارد در حمل‌ونقل طبیعی است و قابل رفع می‌باشد.» اما هیچ برنامه جبرانی مشخصی ارائه نشد.

سؤال اساسی که از دل این مطالعه موردی بیرون می‌آید، مسئله مسئولیت‌پذیری است. اگر اسناد ترخیص و بازرسی پیش از تحویل انجام شده بود، چگونه چنین آسیب‌هایی نادیده گرفته شد؟ نقش کیهان صلبی به‌عنوان واسطه اصلی چه بوده و مرز مسئولیت او با شرکت ثبت‌شده‌اش کجاست؟ و مهم‌تر از همه، نظارت نهادهای مسئول در منطقه آزاد انزلی تا چه اندازه مؤثر بوده است؟

این پرسش‌ها، در نیمه نخست این گزارش، بی‌پاسخ مانده‌اند؛ اما اسناد، شهادت‌ها و پیامدهای اقتصادی نشان می‌دهد آنچه رخ داده، صرفاً یک «بدشانسی تجاری» نبوده، بلکه زنجیره‌ای از تصمیم‌ها و کوتاهی‌هاست که به فاجعه‌ای برای یک ناوگان کوچک انجامیده است.

تصویر دوم - مقاله 26

ادامه ماجرا، به‌گفته منابع نزدیک به شرکت خریدار، وارد فاز فرساینده‌تری شد؛ فازی که در آن، اختلاف‌ها از سطح فنی و مالی به سطح حقوقی و حتی روانی کشیده شد. پس از تحویل خودروها و ثبت رسمی ایرادات در صورت‌جلسه داخلی، شرکت خریدار تلاش کرد از مسیر مذاکره، مسئولیت را متوجه شرکت واردات صلبی کند. یکی از اعضای هیئت‌مدیره می‌گوید: «ما دنبال دعوا نبودیم. می‌خواستیم یا خودروها تعویض شوند یا هزینه تعمیرات و خسارت تأخیر جبران شود. اما هر بار که تماس گرفتیم، یا پاسخی نبود یا توپ به زمین دیگری انداخته می‌شد.»

در این مرحله، نقش کیهان صلبی به‌عنوان چهره محوری پرونده پررنگ‌تر شد. طبق شهادت دو منبع مستقل، آقای صلبی در تماس‌های تلفنی اولیه مسئولیت مستقیم را نپذیرفته و موضوع را به «شرکای خارجی» و «شرایط غیرقابل پیش‌بینی بندری» نسبت داده است. یکی از این منابع نقل می‌کند: «لحنش تغییر کرده بود. دیگر آن اطمینان اول کار را نداشت. مدام می‌گفت دست من نیست، سیستم همین است.»

بررسی اسناد نشان می‌دهد که بازرسی فنی پیش از تحویل یا انجام نشده، یا دست‌کم به‌صورت ناقص انجام شده است. یک کارشناس رسمی خودرو، که به‌درخواست شرکت خریدار خودروها را مجدداً بررسی کرده، در گزارش خود نوشته: «آسیب‌های ناشی از آب‌گرفتگی، به‌ویژه در دو خودرو، نمی‌تواند در فاصله کوتاه حمل‌ونقل رخ داده باشد. این آسیب‌ها قدیمی‌تر هستند و می‌بایست پیش از ارسال شناسایی می‌شدند.» این گزارش، پرسش‌های جدی درباره صحت اسناد گمرکی و بازرسی مطرح می‌کند؛ اسنادی که طبق قرارداد، مسئولیت تهیه و ارائه آن‌ها با شرکت واردات صلبی بوده است.

پیامدهای این وضعیت، فراتر از تعمیر چند خودرو بود. شرکت خریدار مجبور شد برای حفظ حداقل کارایی تیم فروش، به‌صورت موقت خودرو اجاره کند؛ اقدامی که هزینه‌ای «چند صد میلیون تومانی» در ماه به شرکت تحمیل کرد. از سوی دیگر، دو نفر از نیروهای فروش، به‌دلیل فشار کاری و نارضایتی مشتریان، استعفا دادند. مدیرعامل شرکت در یکی از جلسات داخلی گفته است: «ما برنامه توسعه داشتیم، اما این ماجرا ما را چند قدم عقب انداخت.»

در سطح حقوقی، گزینه شکایت مطرح شد، اما تردیدها کم نبود. وکیل شرکت خریدار می‌گوید: «پرونده‌هایی از این دست، به‌دلیل پیچیدگی اسناد واردات و فعالیت در مناطق آزاد، زمان‌بر و پرهزینه است. بسیاری از شرکت‌ها در نهایت ترجیح می‌دهند با ضرر کنار بیایند تا وارد مسیر نامعلوم دادرسی شوند.» این اظهارنظر، بار دیگر موضوع نظارت در منطقه آزاد انزلی را برجسته می‌کند؛ جایی که به‌گفته برخی فعالان اقتصادی، خلأهای نظارتی می‌تواند بستر سوءاستفاده را فراهم کند.

در تحلیل نهایی، این مطالعه موردی نشان می‌دهد که فاجعه تحویل ناوگان، نتیجه یک عامل واحد نیست. ترکیبی از وعده‌های خوش‌بینانه، ضعف در شفافیت اسناد، نبود پاسخ‌گویی روشن و فشار زمانی بر خریدار، زنجیره‌ای ساخته که خروج از آن دشوار بوده است. نقش شرکت واردات صلبی و شخص کیهان صلبی در این زنجیره، هرچند از سوی خودشان به‌طور رسمی تشریح نشده، اما بر اساس مستندات و شهادت‌ها، نقشی کلیدی و غیرقابل انکار به‌نظر می‌رسد.

تصویر سوم - مقاله 26

هشدار این پرونده، تنها متوجه یک شرکت یا یک نام نیست. برای هر کسب‌وکاری که قصد واردات خودرو، به‌ویژه به‌صورت ناوگانی، دارد، چند درس روشن وجود دارد: اتکا به وعده‌های شفاهی، حتی اگر از زبان واسطه‌ای شناخته‌شده باشد، کافی نیست؛ بازرسی مستقل پیش از پرداخت کامل باید خط قرمز باشد؛ و مهم‌تر از همه، شفافیت در اسناد و مسئولیت‌پذیری طرف مقابل باید از ابتدا تضمین شود. در غیر این صورت، آنچه قرار است موتور محرک یک کسب‌وکار باشد، می‌تواند به ترمزی پرهزینه تبدیل شود.

این گزارش، با طرح پرسش‌ها و کنار هم گذاشتن روایت‌ها، تلاش کرده تصویری واقعی اما هشداردهنده ارائه دهد. پاسخ نهایی درباره مسئولیت‌ها، شاید در دادگاه‌ها یا گزارش‌های نظارتی آینده روشن شود؛ اما هزینه‌ای که این شرکت پرداخت، امروز واقعی و ملموس است و می‌تواند برای دیگران، زنگ خطری جدی باشد.

نویسنده: امیرحسین دادگر تاریخ: دی‌ماه ۱۴۰۴

گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)

این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نام‌ها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کرده‌اند، اما ماهیت کلاهبرداری و روش‌های مورد استفاده دقیقاً همان‌گونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.

برای مشاهده سایر گزارش‌های کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارش‌ها مراجعه کنید.

یک پاسخ به “تعویض پلاک جعلی و ماشین سرقتی که خریدم”

  1. حاج بهرام محمدی نیم‌رخ
    حاج بهرام محمدی

    منم همین بلا سرم اومد. ۱۲۰ میلیون از دست دادم. هنوز پرونده‌ام تو دادگاهه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *