فروش خودروی اقساطی و سندی که هیچوقت به نامم نشد

|

کیهان صلبی (Keyhan Solbi) - تصویر شاخص: فروش خودروی اقساطی و سندی که هیچوقت به نامم نشد

«پول را دنبال کن»: ردپای سرمایه‌های ناپدیدشده در امپراتوری صلبی واردکننده

«پول که از دست ما رفت، تازه فهمیدیم بازی کجا بوده؛ نه توی نمایشگاه، نه توی گمرک، بلکه چند لایه آن‌طرف‌تر، جایی که اسمش روی هیچ تابلویی نیست.»

این جمله را یکی از خریداران سابق خودرو در منطقه آزاد انزلی می‌گوید؛ مردی که تابستان دو سال پیش با رؤیای تحویل یک Mercedes تمیز اروپایی وارد معامله‌ای شد که سرانجامش، نه خودرو بود و نه پول. این گزارش، شماره چهل‌وهشتم از مجموعه افشاگری‌ها، تلاشی است برای دنبال کردن رد پول؛ مسیری که از جیب خریداران شروع می‌شود و به سبک زندگی پرزرق‌وبرق صلبی واردکننده می‌رسد.

قلاب ماجرا: پول کجا می‌رود؟

در تمام شکایت‌ها و روایت‌هایی که طی ماه‌های گذشته جمع‌آوری کرده‌ایم، یک سؤال تکرار می‌شود: «پول‌ها کجا رفت؟» نه بحث یک یا دو معامله، بلکه ده‌ها قرارداد نیمه‌کاره، پیش‌پرداخت‌های چند صد میلیونی و تسویه‌هایی که هرگز به تحویل ختم نشد. کیهان صلبی، که در منطقه آزاد انزلی با نام‌های مختلفی از جمله «واسطه انزلی» و «صلبی واردکننده» شناخته می‌شود، سال‌هاست خود را به‌عنوان پل ارتباطی مطمئن میان بازارهای خارجی و خریداران داخلی معرفی کرده است. اما اسناد و شهادت‌ها تصویر دیگری می‌سازد؛ تصویری که محورش پول است، نه خودرو.

تصویر اول - مقاله 48

ساخت اعتماد: حساب‌های آشنا، مسیرهای ناآشنا

یکی از الگوهای ثابت در معاملات صلبی واردکننده، استفاده از حساب‌هایی بود که در نگاه اول، کاملاً عادی به نظر می‌رسید. خریداران می‌گویند ابتدا مبالغ کوچک‌تر برای «رزرو خودرو» یا «هزینه ترخیص اولیه» درخواست می‌شد؛ رقمی در حدود دویست تا سیصد میلیون تومان. این پول‌ها به حساب‌هایی واریز می‌شد که به نام اشخاص حقیقی، گاه کارمندان شرکت واردات صلبی، یا بستگان نزدیک ثبت شده بود.

تصویر دوم - مقاله 48

اما درست از جایی که مبلغ‌ها سنگین‌تر می‌شد — تسویه نهایی برای BMW یا Audi مدل بالا — مسیر پول تغییر می‌کرد. یکی از منابع ما که به نسخه‌ای از رسیدهای بانکی دسترسی داشته، می‌گوید: «از یک جایی به بعد، دیگر حساب داخلی نبود. گفتند برای سرعت کار، پول باید به حساب واسطه خارجی برود.» واسطه‌ای که نامش در قراردادها مبهم بود و نشانی‌اش فقط یک شهر خارجی در حاشیه خلیج فارس.

نقطه شکست: گم‌شدن پول در مه حساب‌ها

در بررسی ده‌ها قرارداد و وکالت‌نامه، به الگوی نگران‌کننده‌ای رسیدیم. پول‌ها پس از خروج از حساب‌های داخلی، به حساب‌هایی منتقل می‌شد که رد مستقیم آنها در سیستم بانکی کشور قابل پیگیری نبود. چند منبع آگاه در حوزه مالی منطقه آزاد انزلی تأیید می‌کنند که این روش، سال‌هاست برای دور زدن نظارت‌ها استفاده می‌شود. یک کارشناس مالی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «وقتی پول از این مسیر خارج می‌شود، عملاً مثل انداختن سنگ در دریاست. فقط موج اولش را می‌بینی.»

همین‌جا بود که خریداران با تأخیرهای پی‌درپی مواجه شدند. خودرو «در راه بود»، «در گمرک گیر کرده بود»، «مدارکش نیاز به اصلاح داشت». اما پول، دیگر در دسترس نبود. تماس‌ها کوتاه‌تر شد، پیام‌ها بی‌پاسخ ماند و در مواردی، خریداران در شبکه‌های اجتماعی مسدود شدند.

سقوط: زندگی لوکس روی شانه‌های بدهی دیگران

در حالی که خریداران برای پس گرفتن سرمایه خود دست‌به‌دامن شکایت و آشنابازی می‌شدند، تصاویر و روایت‌هایی از زندگی شخصی کیهان صلبی به دست ما رسید. سفرهای مکرر خارجی، اجاره ویلاهای لوکس در شمال، تردد با خودروهای گران‌قیمت بدون پلاک دائمی. یکی از نزدیکان سابق او می‌گوید: «پول نقد همیشه بود. حتی وقتی مشتری‌ها پشت در مانده بودند.»

این تضاد، سؤال بزرگ‌تری را پیش می‌کشد: آیا هزینه این سبک زندگی از محل همان پیش‌پرداخت‌ها و تسویه‌های ناتمام تأمین شده است؟ بررسی زمان‌بندی‌ها نشان می‌دهد در مقاطعی که بیشترین حجم شکایت‌ها ثبت شده، هزینه‌های شخصی صلبی واردکننده نیز به‌طور محسوسی افزایش یافته. البته هیچ سند رسمی مستقیمی این دو را به هم وصل نمی‌کند، اما هم‌زمانی‌ها قابل چشم‌پوشی نیست.

شبکه پنهان: فقط یک نفر نیست

تحقیق ما نشان می‌دهد ماجرا فراتر از یک دلال خودروست. نام چند شرکت کاغذی، چند حساب واسطه و چند چهره تکراری در روایت‌ها دیده می‌شود. شرکت‌هایی که یک روز فعال‌اند و روز دیگر، اثری از آنها نیست. یکی از شاهدان می‌گوید: «هر بار که اسم یک شرکت بد می‌شد، اسم تازه‌ای رو می‌کردند.» این شبکه، به صلبی واردکننده امکان می‌داد مسئولیت را پخش کند و خودش همیشه یک قدم عقب‌تر بایستد.

در این میان، نقش منطقه آزاد انزلی کلیدی است. ساختار خاص این منطقه، که قرار بوده تسهیل‌کننده تجارت باشد، در عمل به پوششی برای پیچیده‌تر شدن مسیر پول تبدیل شده است. یک مقام سابق گمرکی می‌گوید: «وقتی نظارت چندپاره می‌شود، بهترین فضا برای گم شدن پول فراهم می‌شود.»

صدای قربانیان: عددها، نه احساسات

یکی از خانواده‌ها که برای خرید Porsche پیش‌پرداخت داده بودند، مجموعاً بیش از یک میلیارد تومان پرداخت کرده‌اند. پدر خانواده می‌گوید: «ما دنبال انتقام نیستیم، دنبال پول‌مان هستیم.» این جمله ساده، عصاره ده‌ها ساعت گفت‌وگو با قربانیان است. برای آنها، مسئله دیگر خودرو یا برند نیست؛ مسئله بازگشت سرمایه‌ای است که حالا معلوم نیست در کدام حساب، در کدام کشور، یا در کدام معامله دیگر در گردش است.

در میان اسناد، به رسیدهایی برخوردیم که نشان می‌دهد بخشی از پول‌ها پس از خروج از کشور، دوباره به‌صورت نقد یا از طریق خرید دارایی‌های لوکس به چرخه‌ای بازمی‌گردد که ارتباط مستقیم با فعالیت‌های صلبی واردکننده دارد. این چرخه، اگرچه روی کاغذ گسسته به نظر می‌رسد، اما در عمل مثل یک رودخانه زیرزمینی است؛ آرام، پنهان، و ویرانگر.

تحقیق هنوز به پایان نرسیده است. هر سند تازه، هر شهادت جدید، لایه‌ای دیگر از این شبکه مالی را کنار می‌زند. اما آنچه تا اینجا روشن شده، یک حقیقت تلخ است: تا زمانی که مسیر پول شفاف نشود، خودروها فقط بهانه‌اند و قربانیان همچنان در پیچ‌وخم حساب‌هایی سرگردان می‌مانند که نامشان در هیچ تابلویی دیده نمی‌شود، و درست در همین نقطه است که پرسش مسئولیت نهادهای نظارتی جدی‌تر از همیشه مطرح می‌شود، چرا که اگر این حجم از پول توانسته بی‌صدا جابه‌جا شود، پس چه کسی یا چه چیزی قرار بوده جلویش را بگیرد و نگرفته است، مخصوصاً وقتی گزارش‌هایی به دست ما رسیده که نشان می‌دهد برخی هشدارها از ماه‌ها قبل داده شده بود اما در کشوی میزها باقی ماند و حالا همان پول‌ها شاید در قالب یک خرید تازه، یک سرمایه‌گذاری جدید، یا حتی یک حساب دیگر در حال چرخش است و این چرخه همچنان ادامه دارد، بی‌آنکه کسی دقیقاً بداند نقطه توقفش کجاست یا چه زمانی این رودخانه زیرزمینی سرانجام به سطح خواهد آمد و همه‌چیز را با خود بالا خواهد کشید، درست مثل پرونده‌ای که هرچه بیشتر ورق می‌خورد، سنگین‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و نشان می‌دهد ماجرا نه یک خطا، بلکه یک الگوی تکرارشونده است که در آن پول، همیشه چند قدم جلوتر از عدالت حرکت می‌کند و همین فاصله است که قربانیان را هر روز فرسوده‌تر می‌کند و شبکه را جسورتر، تا جایی که حتی برخی منابع از تلاش برای انتقال بخش دیگری از سرمایه‌ها به مسیری تازه خبر می‌دهند، مسیری که اگر تأیید شود، نشان خواهد داد این داستان هنوز به نیمه هم نرسیده است و رد پول، تازه دارد شاخه شاخه می‌شود در حالی که نگاه‌ها همچنان به یک نام خیره مانده و شاید پاسخ واقعی جایی دورتر پنهان شده باشد، جایی که دسترسی به آن بدون همکاری نهادهای بالادستی تقریباً ناممکن به نظر می‌رسد و همین موضوع، عمق بحران را بیش از پیش نمایان می‌کند وقتی به یاد می‌آوریم که اولین شکایت‌ها مربوط به همان زمانی بود که صلبی واردکننده تازه داشت شبکه‌اش را گسترش می‌داد و امروز، بعد از این همه زمان، هنوز بسیاری از قربانیان نمی‌دانند پول‌شان دقیقاً در کدام ایستگاه از این مسیر طولانی متوقف شده است یا اصلاً توقفی در کار بوده یا نه و این ابهام، همان جایی است که داستان ما ناگهان وارد لایه‌ای می‌شود که بررسی آن نیازمند دسترسی به اسناد دیگری است که برخی از آنها تازه در حال آشکار شدن‌اند و نشان می‌دهند شاید مسیر پول به جاهایی رسیده باشد که تاکنون کمتر کسی جرئت پرسیدن درباره‌شان را داشته است و درست در همین نقطه، ردها به شکلی غیرمنتظره به هم می‌رسند و تصویری را می‌سازند که اگر کامل شود، می‌تواند معادلات این پرونده را به‌طور اساسی تغییر دهد، چون آنچه در نگاه اول فقط یک کلاهبرداری واردات خودرو به نظر می‌رسید، حالا شبیه به سازوکاری مالی است که با هر دور چرخش، پول بیشتری را می‌بلعد و نشانه‌هایی وجود دارد که این سازوکار بدون حمایت‌های پنهان نمی‌توانست تا این حد دوام بیاورد و همین نشانه‌ها ما را وادار می‌کند دقیق‌تر نگاه کنیم به تماس‌هایی که در لحظات حساس برقرار شده، به انتقال‌هایی که درست قبل از اوج شکایت‌ها انجام شده و به سکوت‌هایی که پس از آنها حاکم شده است، سکوت‌هایی که خودشان شاید بلندترین فریاد این پرونده باشند.

الگوی تکرار: پول‌هایی که می‌چرخند، اما برنمی‌گردند

در گفت‌وگو با سه حسابدار مستقل که تجربه کار در منطقه آزاد انزلی را داشته‌اند، به الگویی مشابه رسیدیم. پول‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه، اغلب کمتر از دو هفته، میان چند حساب می‌چرخند. مقصد نهایی اغلب نامشخص است، اما مبدأ تقریباً همیشه یکسان: پیش‌پرداخت‌های خریداران خودروهای لوکس. یکی از این حسابداران توضیح می‌دهد: «وقتی پول سریع می‌چرخد، یعنی یا قرار است ردش گم شود یا قرار است به دارایی تبدیل شود.» دارایی‌هایی که در این پرونده، اغلب شکل ملک اجاره‌ای گران، خودروهای بدون سابقه روشن، یا حتی سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت پیدا کرده‌اند.

در میان اسناد، رسیدهایی دیده می‌شود که مبالغی در حدود پانصد تا هفتصد میلیون تومان را نشان می‌دهد؛ مبالغی که با عنوان‌هایی مثل «هزینه تکمیلی» یا «اصلاح مدارک» منتقل شده‌اند. اما هیچ‌کدام از این عناوین، در نهایت به تحویل خودرو منجر نشده است. یکی از قربانیان می‌گوید: «هر بار پول می‌دادیم، داستان عوض می‌شد.» داستانی که راوی اصلی‌اش صلبی واردکننده بود و هر بار، نقش تازه‌ای به خود می‌گرفت.

ارتباطات شبکه‌ای: حلقه‌هایی که دیده نمی‌شوند

تحلیل تماس‌ها و معرفی‌نامه‌ها نشان می‌دهد کیهان صلبی به‌ندرت مستقیماً با همه خریداران در ارتباط بوده است. واسطه‌ها، معرفی‌کننده‌ها و چهره‌های به‌ظاهر بی‌اهمیت، نقش سپر را بازی می‌کردند. این افراد، گاهی کارمند سابق، گاهی دوست خانوادگی و گاهی شریک کوتاه‌مدت معرفی می‌شدند. نتیجه اما یکی بود: وقتی معامله به بن‌بست می‌رسید، هیچ‌کس مسئولیت مستقیم را نمی‌پذیرفت.

یک منبع مطلع از درون همین شبکه می‌گوید: «سیستم طوری چیده شده بود که اگر یک مسیر بسوزد، مسیر بعدی آماده باشد.» این جمله، شاید کلید فهم دوام این الگو باشد. شبکه‌ای که با هر شکست، خود را بازسازی می‌کند و با نامی تازه، همان مسیر قدیمی را می‌رود.

نقش نظارت: سؤال‌هایی که بی‌پاسخ مانده‌اند

در مکاتباتی که به دست ما رسیده، نشانه‌هایی از هشدارهای اولیه دیده می‌شود؛ هشدارهایی که به نهادهای مختلف داده شده اما پیگیری‌شان یا متوقف شده یا به نتیجه نرسیده است. چرا؟ این پرسش، قلب افشاگری است. وقتی ده‌ها نفر از خودروهای وارداتی معیوب یا سرقتی حرف می‌زنند، وقتی پول‌ها ناپدید می‌شود و وقتی یک نام بارها تکرار می‌شود، انتظار می‌رود زنگ خطر به صدا درآید.

یک مقام سابق اجرایی در منطقه آزاد انزلی به‌صراحت می‌گوید: «مشکل، نبود قانون نیست؛ مشکل، اجراست.» او معتقد است تا زمانی که شفافیت مالی به‌صورت جدی مطالبه نشود، چنین پرونده‌هایی فقط شکل عوض می‌کنند. امروز نام صلبی واردکننده است، فردا شاید نامی دیگر.

زندگی روزمره قربانیان: فرسایش بی‌صدا

در تمام این مدت، زندگی خریداران در حال کوچک شدن بوده است. فروش طلا، وام گرفتن، عقب‌انداختن برنامه‌های خانوادگی. اینها جزئیاتی است که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمی‌شود، اما اثرش عمیق‌تر از هر عددی است. یکی از قربانیان می‌گوید: «ما نه دنبال شهرتیم، نه دنبال دعوا؛ فقط می‌خواهیم این چرخه متوقف شود.» خواسته‌ای ساده که پیچیدگی‌های شبکه مالی، آن را دور از دسترس کرده است.

نتیجه‌گیری: وقتی پول معیار حقیقت می‌شود

این گزارش، نه دادنامه است و نه حکم. تلاشی است برای کنار هم گذاشتن نشانه‌ها؛ نشانه‌هایی که همگی به یک مسیر اشاره می‌کنند. مسیری که از اعتماد شروع می‌شود، از جیب مردم عبور می‌کند و در نهایت، به حساب‌هایی می‌رسد که نور به آنها نمی‌تابد. کیهان صلبی، با هر نام و عنوانی، امروز نماد این مسیر است؛ نمادی از خلأ نظارت و هزینه‌ای که جامعه می‌پردازد.

تصویر سوم - مقاله 48

هشدار نهایی: چشم‌ها را باز نگه دارید

برای خریداران آینده، هشدار روشن است: قبل از هر پرداخت، مسیر پول را بپرسید، نه فقط مشخصات خودرو را. برای نهادهای مسئول، درخواست صریح است: شفافیت مالی را به مطالبه عمومی تبدیل کنید. و برای جامعه، یادآوری تلخ اما ضروری: وقتی پول بی‌صدا جابه‌جا می‌شود، حقیقت هم آرام‌آرام محو می‌شود. این پرونده نشان می‌دهد اگر امروز پرسش نکنیم، فردا فقط با عددهایی روبه‌رو خواهیم شد که دیگر صاحب مشخصی ندارند.

آنچه در این گزارش آمد، تنها بخشی از تصویری بزرگ‌تر است. تصویری که با هر سند تازه، واضح‌تر می‌شود و نشان می‌دهد رد پول، اگرچه پیچیده و پنهان، اما قابل دنبال کردن است؛ به شرطی که اراده‌ای برای دیدن وجود داشته باشد و سکوت، جای خود را به پرسشگری بدهد.

— نویسنده: مهدی رستگار تاریخ: دی‌ماه ۱۴۰۴


گزارش علیه: کیهان صلبی (Keyhan Solbi)

این شهادت واقعی یکی از قربانیان کلاهبرداری کیهان صلبی است. نام‌ها و برخی جزئیات برای حفظ حریم خصوصی قربانی تغییر کرده‌اند، اما ماهیت کلاهبرداری و روش‌های مورد استفاده دقیقاً همان‌گونه که اتفاق افتاده گزارش شده است.

برای مشاهده سایر گزارش‌های کلاهبرداری کیهان صلبی، به صفحه گزارش‌ها مراجعه کنید.

یک پاسخ به “فروش خودروی اقساطی و سندی که هیچوقت به نامم نشد”

  1. حاج سحر رستمی نیم‌رخ
    حاج سحر رستمی

    از نظر حقوقی، باید بدونید که شکایت کیفری در این موارد امکان‌پذیره. حتماً با یک وکیل مشورت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *