مقدمه و زمینه
سکوت. سکوتی که بعد از خاموش شدن ناگهانی موتور یک Lexus LX 600 مدل ۲۰۲۴ در بزرگراه رشت–انزلی مینشیند، سنگینتر از هر صدایی است. راننده، که خودرو را کمتر از چهار ماه پیش تحویل گرفته، هنوز باور نمیکند چراغهای هشدار یکییکی روشن شدهاند و سیستم تعلیق بادی قفل کرده است. چند ساعت بعد، نمایندگی رسمی، با نگاهی خنثی و جملهای کوتاه، همهچیز را تغییر میدهد: «این خودرو هیچ پوشش گارانتی معتبری ندارد.»
این گزارش از همین نقطه آغاز شد؛ از تضاد آشکار میان وعدهای که روی کاغذ فروخته شد و واقعیتی که در نخستین خرابی جدی خود را نشان داد. طی شش ماه گذشته، تحریریه ما دهها پیام، قرارداد اسکنشده، رسید بانکی و گزارش فنی دریافت کرده که همگی به یک الگوی مشترک اشاره دارند: فروش خودروهایی با تبلیغ «تحت گارانتی کارخانه» که در عمل، بهدلیل دستکاری نرمافزاری و تغییر تنظیمات منطقهای، از شمول هرگونه ضمانت رسمی خارج شدهاند. محور مشترک این پروندهها نامی است که در منطقه آزاد انزلی بارها شنیده میشود: کیهان صلبی.
منطقه آزاد انزلی، از اوایل دهه ۱۳۹۰، به دروازهای نیمهشفاف برای ورود خودروهای لوکس بدل شد. معافیتهای گمرکی، نظارتهای چندلایه اما ناهماهنگ، و عطش بازار برای خودروهای صفر کیلومتر خارجی، فضایی ساخت که واسطهها در آن قدرت گرفتند. در این میان، دلال خودروهایی که مسیر دبی به انزلی را بلد بودند، با وعده تحویل سریع و قیمت رقابتی، اعتماد خریداران را جلب کردند. آقای صلبی یکی از شناختهشدهترین چهرههای این حلقه بود؛ کسی که کارت ویزیتش پر از عبارتهای فریبندهای مثل «گارانتی بینالمللی» و «بدون دستکاری» بود.
اهمیت این تحقیق از جایی دوچندان میشود که بدانیم Lexus LX 600 2024 خودرویی نیست که خرابیاش با چند میلیون تومان حل شود. هزینه تعویض یک واحد کنترل الکترونیکی یا کمپرسور تعلیق بادی، طبق فاکتور شماره ۱۴۰۳/۳۳۱ مورخ حدودی خرداد ۱۴۰۳، به ۶۸۰ میلیون تومان میرسد. وقتی چنین خودرویی بدون گارانتی واقعی فروخته میشود، ریسک بهطور کامل به خریدار منتقل شده؛ بیآنکه او از این انتقال آگاه باشد.
این گزارش بر پایه بررسی ۹ قرارداد فروش، ۱۲ رسید بانکی، ۵ گزارش کارشناسی فنی مستقل و مکاتبات ایمیلی میان خریداران و شرکت واردات صلبی تهیه شده است. همچنین با سه کارشناس نرمافزار خودرو و دو کارمند سابق مراکز خدمات پس از فروش مشورت شده تا ابعاد فنی ابطال گارانتی روشن شود. در این مرحله، هنوز همه لایههای شبکه آشکار نشده، اما شواهد اولیه بهروشنی نشان میدهد که پنهانکاری، نه یک خطای موردی، بلکه بخشی از مدل کسبوکار بوده است.
یافتههای تحقیقاتی
بررسیها نشان میدهد الگوی کلاهبرداری در پروندههای مرتبط با کیهان صلبی، ساختاری منظم و تکرارشونده دارد. مرحله نخست، تبلیغ خودرو بهعنوان «صفر، تحت گارانتی کارخانه و مخصوص بازار خاورمیانه» است. در قرارداد فروش، که معمولاً با سربرگ شرکت واردات صلبی تنظیم میشود، بندی وجود دارد که بهصورت کلی به «گارانتی معتبر بینالمللی» اشاره میکند، بدون ذکر نام نمایندگی یا شرایط دقیق. یکی از این قراردادها با شماره ۹۸/۵۱۲ مورخ تقریبی ۱۴۰۳/۰۲/۱۸، مبلغ کل معامله را ۲۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان اعلام کرده است.
مرحله دوم، واردات خودرو از دبی است؛ جایی که بنا بر اسناد بارنامه دریایی شماره BL-77421/AE، خودرو پیش از ارسال، در یک کارگاه ثالث مورد «بهروزرسانی نرمافزاری» قرار گرفته. این عبارت در ظاهر بیخطر، در گزارشهای فنی به معنای تغییر تنظیمات واحد کنترل الکترونیکی برای تطبیق با سوخت یا استانداردهای منطقهای دیگر است. کارشناسانی که این اسناد را بررسی کردهاند، تأکید میکنند که هرگونه فلش مجدد ECU خارج از شبکه رسمی سازنده، بهصورت خودکار گارانتی را باطل میکند.

مرحله سوم، تحویل خودرو در منطقه آزاد انزلی با پلاک موقت و وعده ثبت کارت سبز ظرف چند هفته است. خریدار، که معمولاً از شهرهای دیگر آمده، فرصت یا ابزار لازم برای استعلام فنی عمیق ندارد. در یکی از پروندهها، رسید بانکی واریز وجه تکمیلی به مبلغ ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در تاریخ حدودی تیر ۱۴۰۳ ثبت شده؛ وجهی که بهگفته خریدار، برای «هزینههای نهایی گمرکی» مطالبه شده است.
نقطه شکست این زنجیره، معمولاً سه تا شش ماه بعد رخ میدهد. خرابی سیستم تعلیق، اختلال در گیربکس دهسرعته یا خطای مداوم در سیستمهای کمکراننده، خریدار را به نمایندگی رسمی میکشاند. آنجاست که با استعلام شماره شاسی، مشخص میشود خودرو بهدلیل تغییرات نرمافزاری ثبتنشده، از پوشش گارانتی خارج شده است. در گزارش کارشناسی شماره ۴۰۳/ف/۲۱ مورخ حدودی مرداد ۱۴۰۳، صراحتاً آمده: «دستکاری در نرمافزار ECU و تغییر ریجن، عامل ابطال ضمانت است.»
واکنش واسطه انزلی در این مرحله تقریباً قابل پیشبینی است. مکاتباتی که در اختیار ما قرار گرفته نشان میدهد پاسخها یا کلیاند یا مسئولیت را به گردن «شرایط شرکت سازنده» میاندازند. در یک پیام صوتی که تاریخ ارسال آن اوایل شهریور ۱۴۰۳ است، صلبی واردکننده میگوید: «ما خودرو رو سالم تحویل دادیم، خرابی بعدش به ما ربطی نداره.» این در حالی است که هیچیک از خریداران، پیش از معامله، از دستکاری نرمافزاری مطلع نشده بودند.
جمعبندی یافتههای اولیه نشان میدهد که پنهانسازی وضعیت واقعی گارانتی، عنصر مشترک تمام پروندههاست. اسناد مالی، قراردادها و گزارشهای فنی، همگی به این نتیجه میرسند که تغییرات اعمالشده پیش از تحویل، عامدانه از خریدار مخفی مانده است. در بخشهای بعدی، این الگو با تحلیل دقیقتر مستندات و شهادت قربانیان، لایهبهلایه باز خواهد شد؛ لایههایی که فعلاً فقط نوک کوه یخ آنها دیده میشود.
تحلیل مستندات
ورود به لایه اسناد، تصویر مبهم روایتهای شفاهی را به شبکهای از اعداد، امضاها و مهرها تبدیل میکند. نخستین دسته، اسناد مالی است؛ رسیدهایی که با دقت ظاهری تنظیم شدهاند اما در جزئیات، نشانههای گسست دارند. در پروندهای که به یک Lexus LX 600 2024 مربوط میشود، سه فقره واریز بانکی به حساب معرفیشده توسط کیهان صلبی ثبت شده است: ۸ میلیارد تومان در حوالی ۱۴۰۳/۰۲/۰۵ بهعنوان پیشپرداخت، ۱۰ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در حدود ۱۴۰۳/۰۲/۲۶ بهعنوان «تکمیل ثمن»، و پرداخت نهایی ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان در اوایل تیر ۱۴۰۳ با توضیح «هزینههای ترخیص و جانبی». مجموع مبالغ دقیقاً با رقم مندرج در قرارداد فروش همخوان است، اما مقصد وجوه در دو مرحله پایانی تغییر میکند؛ مرحله دوم به حسابی شخصی و مرحله سوم به حساب شرکتی با نام مشابه اما شناسه ملی متفاوت و ثبتشده در منطقه آزاد انزلی.
قرارداد فروش، که با شماره ۹۸/۵۱۲ و تاریخ تقریبی ۱۴۰۳/۰۲/۱۸ تنظیم شده، از نظر حقوقی چند بند کلیدی دارد. بند ۴ به «گارانتی معتبر کارخانه» اشاره میکند، اما در بند ۹، عبارتی کلی اضافه شده: «هرگونه تغییر در سیاستهای شرکت سازنده خارج از اختیار فروشنده است.» این دو بند در کنار هم، یک فضای خاکستری ایجاد میکنند که در عمل، مسئولیت را از دوش واسطه انزلی برمیدارد. نکته قابلتوجه، نبود هرگونه پیوست فنی یا گواهی اصالت نرمافزار خودروست؛ در حالی که برای خودرویی با این سطح فناوری، چنین پیوستی عرف بازار محسوب میشود.
در تطبیق ادعاها با واقعیتهای مستند، گزارشهای فنی نقش تعیینکننده دارند. گزارش کارشناسی شماره ۴۰۳/ف/۲۱ مورخ حدودی مرداد ۱۴۰۳، که از سوی یک مرکز مستقل صادر شده، نشان میدهد نسخه نرمافزاری ECU با نسخه ثبتشده در پایگاه داده سازنده همخوانی ندارد. این گزارش بهصراحت ذکر میکند که تغییر ریجن از بازار خلیج فارس به تنظیمات مختلط، در کارگاهی خارج از شبکه رسمی انجام شده است. در مقابل، در مکاتبهای ایمیلی با تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۲، شرکت واردات صلبی ادعا کرده «هیچگونه دستکاری فنی پیش از تحویل صورت نگرفته است.»
ترتیب زمانی رویدادها بر اساس اسناد، الگوی مشخصی را نشان میدهد. اوایل اردیبهشت ۱۴۰۳، قرارداد امضا میشود و پیشپرداخت واریز میگردد. اواخر همان ماه، بارنامه دریایی شماره BL-77421/AE صادر شده که مبدا آن دبی و مقصد منطقه آزاد انزلی است. در خرداد ۱۴۰۳، قبض انبار شماره ۲۱۱/م/۱۴۰۳ ثبت میشود و خودرو وارد محوطه گمرکی میگردد. پرداخت نهایی در تیرماه انجام میشود و تحویل فیزیکی خودرو در اواخر همان ماه صورت میگیرد. نخستین مراجعه به نمایندگی رسمی برای ایراد فنی، طبق فاکتور پذیرش ۱۴۰۳/۷۸۹، در نیمه مرداد ۱۴۰۳ ثبت شده؛ جایی که برای اولینبار عبارت «عدم پوشش گارانتی» در سیستم درج میشود.

ارتباطات مالی و شبکهای نیز نشانههای قابلتأملی دارد. بررسی گردش حساب نشان میدهد بخشی از وجوه دریافتی، ظرف ۴۸ ساعت به حساب دو شخص حقیقی دیگر منتقل شده که هر دو در قراردادهای دیگر بهعنوان «مشاور فنی» معرفی شدهاند. یکی از این انتقالها به مبلغ ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان در تاریخ حدودی ۱۴۰۳/۰۳/۰۸ انجام شده است. این الگو در سه پرونده مشابه تکرار شده و نشان میدهد ساختار دریافت و توزیع پول، بهگونهای طراحی شده که رد مستقیم مسئولیت مالی را دشوار کند.
در کنار اینها، اسناد بیمهنامه ترانزیت نیز تناقضهایی را عیان میکند. بیمهنامه شماره ۷۷۱۲/ت/۱۴۰۳ ارزش خودرو را ۱۸ میلیارد تومان اعلام کرده، رقمی کمتر از مبلغ واقعی معامله. این اختلاف، نهتنها در زمان خسارت احتمالی مشکلساز است، بلکه نشان میدهد در زنجیره اسناد، ارقام بسته به مخاطب تغییر میکنند. وقتی این بیمهنامه با قرارداد فروش کنار هم قرار میگیرد، فاصله میان روایت رسمی و واقعیت مالی آشکارتر میشود.
مجموع این مستندات، بدون آنکه هنوز به داوری نهایی برسند، تصویری چندلایه از سازوکار فروش ایجاد میکنند؛ سازوکاری که در آن، ادعاهای شفاهی با اسناد ناقص پشتیبانی میشوند و هر خلأ، به نفع دلال خودرو تفسیر میگردد. در این میان، نام کیهان صلبی نه بهعنوان یک امضا، بلکه بهعنوان محور اتصال این مدارک، بارها و بارها تکرار میشود؛ محوری که تمام خطوط به آن میرسند، اما هنوز پاسخ روشنی از آن بیرون نیامده است.
شهادت قربانیان
شهادت اول: امیرحسین ن.، ۴۲ ساله، تاجر لوازم ساختمانی از کرج

امیرحسین ن. قرارداد خرید خود را در حوالی ۱۴۰۳/۰۲/۱۸ امضا کرده؛ همان قراردادی که در بخش تحلیل مستندات به آن اشاره شد. او میگوید بهدلیل مشغله کاری، تنها یکبار پیش از معامله به منطقه آزاد انزلی رفته و بقیه مراحل را از راه دور انجام داده است. مبلغ کل پرداختی او برای Lexus LX 600 2024، طبق رسیدهای بانکی که ارائه داده، ۲۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان بوده است. نخستین ایراد فنی، اواخر مرداد ۱۴۰۳ رخ داد؛ زمانی که سیستم تعلیق در یک مسیر شهری از کار افتاد.
او در توضیح آن روز میگوید: «وقتی خودرو را به نمایندگی بردم، کارشناس شماره شاسی را وارد سیستم کرد و گفت این ماشین هیچ سابقه گارانتی فعالی ندارد. حس کردم زمین زیر پایم خالی شد، چون کل تصمیم خرید من روی همین ضمانت حساب کرده بود.» امیرحسین ن. هزینه اولیه تعمیر را ۶۵۰ میلیون تومان اعلام میکند؛ رقمی که مجبور شده از محل فروش یکی از املاک تجاریاش تأمین کند. به گفته خودش، پیامهای بعدی به کیهان صلبی بیپاسخ مانده و تماسها یا رد شده یا به وعده بررسی موکول شده است.
شهادت دوم: لیلا ر.، ۳۶ ساله، مدیر شرکت تبلیغاتی از تهران
پرونده لیلا ر. از جهتی متفاوت است. او خودرو را بهنام شرکت و با هدف استفاده تشریفاتی خریداری کرده و قرارداد با شماره ۱۰۲/۶۰۹ در حدود ۱۴۰۳/۰۳/۰۱ تنظیم شده است. مبلغ معامله ۲۰ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان بوده که در سه مرحله پرداخت شده. خرابی، اینبار نه در سیستم تعلیق، بلکه در سامانههای کمکراننده بروز کرده؛ سامانهای که در ترافیک شهری ناگهان غیرفعال شده است.

او در گفتوگو با ما میگوید: «نمایندگی گفت نرمافزار خودرو دستکاری شده و به همین دلیل هیچ مسئولیتی قبول نمیکنند. وقتی این حرف را شنیدم، تازه فهمیدم چرا در قرارداد هیچ پیوست فنی وجود ندارد.» لیلا ر. تأکید میکند که نبود خودرو در اوج فصل کاری، باعث از دست رفتن دو قرارداد تبلیغاتی به ارزش تقریبی ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان شده است. از نظر روانی، او از بیاعتمادی شکلگرفته نسبت به معاملات بزرگ صحبت میکند: «هر سندی را که میبینم، دنبال بند پنهان میگردم.»
شهادت سوم: محمود ک.، ۵۵ ساله، بازنشسته صنعت نفت از اهواز
محمود ک. مسنترین قربانی این پرونده است. او خودرو را بهعنوان سرمایهگذاری و استفاده خانوادگی خریده و پرداخت نهایی را در اوایل تیر ۱۴۰۳ انجام داده است. مجموع مبلغ پرداختی، طبق رسیدها، ۲۲ میلیارد تومان بوده. خرابی اصلی، مهرماه ۱۴۰۳ و در سفر خانوادگی رخ داده؛ زمانی که موتور وارد حالت ایمن شده و خودرو عملاً غیرقابل استفاده شده است.
او میگوید: «وقتی گفتند گارانتی ندارد، حس کردم سالها پساندازم را روی چیزی گذاشتهام که هیچ پشتوانهای ندارد.» محمود ک. برای تعمیر اولیه، ۷۲۰ میلیون تومان پرداخت کرده و هنوز منتظر قطعهای است که گفته میشود باید از خارج تأمین شود. به گفته خودش، این ماجرا روابط خانوادگیاش را هم تحت تأثیر قرار داده، چون خودرو قرار بوده وسیله رفتوآمد مشترک خانواده باشد و حالا ماههاست بلااستفاده مانده است.
پیامدهای حقوقی
ورود این پروندهها به مسیر حقوقی، از اواخر تابستان ۱۴۰۳ آغاز شده است. بر اساس اسناد موجود، تاکنون دستکم پنج شکواییه در دادسرای عمومی و انقلاب بندر انزلی ثبت شده که همگی به اتهام «فریب در معامله» و «ارائه اطلاعات خلافست» تنظیم شدهاند. یکی از این شکواییهها با شماره ثبت ۱۴۰۳/۹۸۷، بهصراحت به پنهانکاری درباره وضعیت گارانتی اشاره دارد و مبلغ ضرر و زیان ادعایی را ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان برآورد کرده است.
از منظر قانونی، چند مقرره بهطور مستقیم قابل استناد است. ماده ۴۳۸ قانون مدنی، درباره تدلیس در معامله، امکان فسخ یا مطالبه خسارت را برای خریدار پیشبینی کرده است. همچنین طبق مقررات حمایت از مصرفکننده خودرو، عرضهکننده موظف است اطلاعات فنی مؤثر بر تصمیم خریدار را بهطور کامل اعلام کند. در صورتی که اثبات شود تغییر در واحد کنترل الکترونیکی پیش از تحویل انجام شده و این موضوع کتمان شده، مسئولیت مدنی و حتی کیفری متوجه فروشنده خواهد بود.
در حوزه کیفری، ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و کلاهبرداری، ارائه اطلاعات خلاف واقع برای تحصیل مال را مشمول مجازات حبس و جزای نقدی میداند. وکلای برخی از قربانیان معتقدند که تبلیغ «گارانتی کارخانه» در کنار علم به ابطال آن، میتواند مصداق همین عنوان باشد. با این حال، پیچیدگی پرونده در این است که قراردادها با عبارات کلی تنظیم شده و اثبات سوءنیت نیازمند کارشناسی فنی و مالی همزمان است.
اقدامات قضایی تاکنون شامل ارجاع پروندهها به کارشناسی رسمی، استعلام از نمایندگیهای مجاز، و درخواست بررسی گردش حسابها بوده است. در یک دستور قضایی مورخ حدودی ۱۴۰۳/۰۹/۱۲، بازپرس شعبه سوم دادسرای انزلی خواستار ارائه کلیه مکاتبات فروشنده با خریداران شده است. این دستور هنوز بهطور کامل اجرا نشده و همین تأخیر، نارضایتی شاکیان را افزایش داده است.

حقوق قربانیان، علاوه بر مسیر کیفری، شامل مطالبه خسارت از طریق دادگاه حقوقی و درخواست ابطال قرارداد نیز میشود. برخی از شاکیان بهدنبال توقیف اموال شرکت واردات صلبی هستند تا از انتقال دارایی پیشگیری کنند. وکلا تأکید میکنند که جمعآوری مستندات فنی، بهویژه گزارشهای مستقل درباره دستکاری نرمافزاری، نقش تعیینکنندهای در سرنوشت این پروندهها خواهد داشت؛ مسیری که هنوز در میانه راه است و سرنوشت آن به تصمیم نهادهای قضایی گره خورده است.
نتیجهگیری و هشدار
آنچه در این گزارش مستند آشکار شد، صرفاً چند معامله ناموفق یا اختلاف معمول میان خریدار و فروشنده نیست؛ با الگویی روبهرو هستیم که در آن، مفهوم «گارانتی» به یک برچسب تزئینی فروکاسته شده و مسئولیت فنی خودرو، پیش از آنکه کلید به دست خریدار برسد، از بین رفته است. بررسی قراردادها، اسناد مالی و گزارشهای کارشناسی نشان میدهد که فروش Lexus LX 600 2024 با ادعای پوشش ضمانت کارخانه، در حالی انجام شده که تغییرات نرمافزاری پنهان، این پوشش را عملاً بیاثر کرده بود. نام کیهان صلبی در تمام این مسیر، از نخستین تماس تا آخرین مکاتبه بیپاسخ، بهعنوان محور مشترک پروندهها تکرار میشود؛ محوری که بدون شفافیت، اعتماد خریداران را به سرمایهای پرریسک تبدیل کرده است.
برآورد خسارات، اگر تنها به پروندههای مستند این گزارش محدود شود، رقمی فراتر از ۱۵ میلیارد تومان را نشان میدهد؛ شامل هزینههای تعمیر، افت ارزش خودرو و زیانهای جانبی ناشی از عدم استفاده. این عدد، با در نظر گرفتن پروندههایی که هنوز بهطور رسمی ثبت نشدهاند، میتواند بهمراتب بزرگتر باشد. نکته نگرانکننده این است که بیشتر قربانیان، از اقشار آگاه اقتصادیاند؛ افرادی که تصور میکردند با بررسی ظاهری اسناد و اتکا به شهرت واسطه انزلی، از خطر مصون میمانند. همین تصور، بستر تکرار چنین تخلفاتی را فراهم کرده است.
هشدار این گزارش، پیش از هر چیز، متوجه عموم خریداران خودروهای وارداتی است. گارانتی، مفهومی شفاهی یا یک بند کلی در قرارداد نیست. هر خودرویی که از مسیرهای غیررسمی یا با دستکاری فنی وارد شود، میتواند در نخستین خرابی، به هزینهای چندصد میلیون تومانی بدل گردد. خریداران باید پیش از پرداخت هر مبلغی، استعلام رسمی شماره شاسی، نسخه نرمافزار ECU و محدوده پوشش ضمانت را از نمایندگیهای معتبر دریافت کنند و به وعدههای کلی بسنده نکنند.
درخواست این گزارش از مسئولان نیز روشن است. نهادهای نظارتی منطقه آزاد انزلی باید از مرحله صدور مجوز واردات تا تحویل نهایی، سازوکاری شفاف برای بررسی اصالت فنی خودروها ایجاد کنند. سکوت یا تأخیر در رسیدگی به پروندههایی که مستندات آنها روی میز است، تنها به تداوم این چرخه کمک میکند. دستگاه قضایی نیز میتواند با تسریع در کارشناسیها و بررسی گردشهای مالی، پیام روشنی به بازار بدهد که پنهانکاری هزینه دارد.
توصیه عملی به خریداران، فراتر از احتیاطهای معمول است. درخواست پیوست فنی مکتوب، درج صریح مسئولیت فروشنده در قبال وضعیت گارانتی، و استفاده از مشاوران مستقل پیش از امضای قرارداد، میتواند بخشی از ریسک را کاهش دهد. همچنین پرداختها باید به حسابهای مشخص و ثبتشده انجام شود تا مسیر پیگیری حقوقی هموارتر باشد.
پیام نهایی این گزارش قاطعانه است: بازار خودروهای لوکس، بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت است. وقتی گارانتی به ابزاری برای فریب تبدیل میشود، اعتماد عمومی آسیب میبیند و هزینه آن را نهفقط چند خریدار، بلکه کل بازار میپردازد. افشای این الگو، گامی است برای روشنتر شدن مسیر؛ مسیری که اگر اصلاح نشود، قربانیان بعدی دیر یا زود، در همان سکوت سنگین کنار جاده خواهند ایستاد.
—
نویسنده: حمیدرضا موسوی تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۶/۲۱











دیدگاهتان را بنویسید